ببینید در لیست سیاه پلیدان هستید یا نه.. وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَن تُؤْمِنَ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ وَيَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لاَ يَعْقِلُونَ و هيچ كس را نرسد كه جز به اذن خدا ايمان بياورد، و [خدا] بر كسانى كه نمى انديشند، پليدى را قرار مى‏دهد. يونس آیه 100

جوانی، بهترین فصل شکفتن ها، رویش ها و زیبا ترین دوران درخشش و نیل به سعادت، نشاط، معنویت و کمال است. فصل جوانی، بهاری است که در آن شخصیت، شکل می گیرد و استعدادها بارور شده و پایه های دینی و عقیدتی انسان مستحکم می گردد.

اهمیت این دوران به طوری است که دین مبین اسلام همواره به شکل های مختلف تاکید بر استفاده بهینه و پرثمر از این مقطع عمر می نماید، پیامبر اکرم –صلی الله علیه و آله- خطاب به ابوذر غفاری می فرماید که این فرصت طلایی جوانی را غنیمت شمرد و از آن کاملا بهره برداری نماید؛ " یا اباذر اغتنم شبابک قبل هرمک؛ ای ابوذر از جوانی خویش قبل از فرا رسیدن دوران پیری استفاده کن".



نوشته شده در تاريخ توسط 

اولین و مهم‌ترین کاری که انسان برای رسیدن به سعادت و دستیابی به کمالات مادی و معنوی در زندگی باید انجام دهد ، انتخاب مسیر صحیح حرکت است.

انسانی که راه درستی را برای زندگی برگزیده باشد می‌تواند به تناسب آن، از افراد و ابزار گوناگون کمک گرفته و پیشرفت نماید. اما نکته‌ای که در این مجال توجه به آن ضروری به نظر می‌رسد آن است که در این مسیر ، آدمی باید از تعصبات دوری کرده و همواره عقل سلیم را در برگزیدن بهترین‌ها به کار گیرد.




نوشته شده در تاريخ توسط 

چهل و چهارمین آیه از سوره‌ی مبارکه‌ی بقره درباره‌ی کسانی است که دیگران را به انجام کارهای نیک فرمان می‌دهند و خود از عمل به آنچه می‌گویند سر باز می‌زنند. گویا فقط این دیگرانند که باید کارهای خوبی را که او می‌گوید انجام دهند و خود او در این باره هیچ وظیفه‌ای ندارد؛ جز گفتن به دیگران.

قرآن کریم در بیانی همراه با سرزنش، رفتار این عده را نکوهش کرده و در خطاب به آنها می‌فرماید:

«أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنسَوْنَ أَنفُسَكُمْ وَأَنتُمْ تَتْلُونَ الْكِتَابَ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ»

آیا مردم را به نیكى فرمان مى‏دهید و خود را فراموش مى‏كنید، با اینكه شما كتاب [خدا] را مى‏خوانید؟ آیا [هیچ‏] نمى‏اندیشید؟


برچسب‌ها: علما


نوشته شده در تاريخ توسط 

یکی از سۆالات مهمی که ذهن بسیاری را به خود مشغول داشته است. این است که در برابر بداخلاقی و بدرفتاری جاهلان و بی ادبان چه باید کرد؟ قطع رابطه؟ بی تفاوتی؟ پاسخ دندان شکن دادن؟ مقابله به مثل؟ عفو و گذشت؟

پاسخ را با استفاده از متون اسلامی در حوزه نحوه برخورد انبیاء و ائمه اطهار علیهم السلام با جاهلان مرور می کنیم:


برچسب‌ها: جاهلان


نوشته شده در تاريخ توسط 

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می فرمایند: بهترین مال و بهترین اندوخته هر کس، صدقه اوست. همچنین می فرمایند: زمین، قیامت سراسر آتش است، جز زیر سایبان صدقه.

صدقه عمل مستحبی است که در آیات قرآن و روایات معصومین (علیهم السلام) تأکید بسیاری به آن شده و ثواب بی شماری برای آن بیان گشته است، تا آنجا که فرموده اند: صدقه در دنیا مانع پیشامدهای ناگوار و مرگ های ناگهانی است و در آخرت گناهان بزرگ را می زداید و حساب رسی قیامت را آسان می کند. (1)


برچسب‌ها: صدقه


نوشته شده در تاريخ توسط 

اگر آدمی ارزش جان خود را بداند هرگز آن را به زشتی نمی آلاید و به شیطان اجازه نزدیک شدن به خود را نمی دهد ، چه رسد به اینکه خود راه تباهی را با گام های خویش طی کند.

قرآن کریم ارزش و بهای جان آدمی را یادآور گشته و او را به محافظت از آن سفارش نموده است.

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ عَلَیْكُمْ أَنفُسَكُمْ ... ای کسانی که ایمان آورده اید به خودتان بپردازید. (مائده / 105) و امیر المومنین علیه السلام می فرمایند: برای شما بهایی جز بهشت نیست پس خود را جز به بهشت نفروشید. (نهج البلاغه/ حکمت 456) و درود خدا بر او، فرمود: نابود شد کسی که ارزش خود را ندانست (حکمت 149)


برچسب‌ها: راههای مراقبت از جان


نوشته شده در تاريخ توسط 

 

قدر دانی از نعمت سلامتی و تندرستی در بیانات حضرات معصومین (علیهم السلام) به روشنی قابل استنباط است که در ذیل به مواردی از احادیث معصومین (علیهم السلام) در این باره اشاره خواهد شد.

یکی از برترین نعمی که خداوند متعال در اختیار انسان نهاده است نعمت «سلامتی و صحت جسم و جان» است؛ چنانچه مولای متقیان علی (علیه السلام) نیز در این باره چنین فرموده اند: «اَلصِّحَّةُ اَفضَلُ النِّعَمِ؛ سلامتى بهترین نعمت است».[


برچسب‌ها: سلامتی


نوشته شده در تاريخ توسط 

انسان موجودي است داراي دو بعد روحاني و جسماني كه بين اين دو رابطه تنگاتنگي وجود دارد؛ زيرا هم امور مربوط به جسم، روح انسان را تحت تأثير قرار مي دهد و هم مسايل روحي مانند غم و اندوه باعث بروز بيماري هاي جسمي در انسان مي شوند. كسب و درآمد حلال يا حرام و به عبارتي لقمه حلال يا حرام از جمله مسائلي است كه ابعاد وسيعي از زندگي انسان را تحت تأثير قرار مي دهد. به همين دليل پرهيز از لقمه حرام با اهميت فراواني در آيات و روايات ذكر شده است. در نوشتار حاضر پيرامون نقش لقمه حرام در زندگي با نگاهي به قرآن و روايات سخن گفته شده كه با هم آن را از نظر مي گذرانيم.
¤¤¤اهميت پرهيز از مال حرام
خداوند در قرآن اصحاب كهف را به عنوان الگو براي انسان هاي پاك سرشت و حق جو معرفي مي كند و ازجمله كارهاي آنها كه مي تواند براي همگان سرمشق قرار گيرد، تهيه غذاي پاك و حلال است؛ آنان وقتي از خواب 309 ساله برخاستند، به شدت احساس گرسنگي كردند، اما با اين حال به مأمور تهيه غذا توصيه مي نمودند هر غذايي را نخرد، بلكه بين فروشندگان بگردد و از كسي غذا تهيه كند كه غذايش از همه پاك تر و حلال تر باشد: «فلينظر ايها ازكي طعاما» (كهف/ 19) اين نكته جالب توجه است كه آنان درحالي كه بسيار گرسنه بودند، اولين چيزي كه مورد توجه قرار دادند، نوع و مقدار غذا نبود، بلكه حلال و پاك بودن آن برايشان حائز اهميت بود. (محسن قرائتي، تفسير نور، ج 7، ص 154)




نوشته شده در تاريخ توسط 

مرگ، حقیقتی است ناشناخته که ذهن تمامی انسان‌های کره خاکی را گاه به گاه به خود مشغول می‌سازد. واقعیتی ناشناخته که سۆالات بسیاری را برای آدمی ایجاد می‌سازد. راهی که باید رفت و طعمی که باید چشید. اولین خانه انسان پس از جان دادن قبر اوست. قبری که می‌تواند در دل خاک، دریا، کوهستان و ... باشد. حال سۆالی بزرگ ایجاد خواهد شد!! به راستی در قبرها چه می‌گذرد؟!

این سۆالی است که یافتن پاسخ قطعی آن، شاید، جز با تجربه ممکن نباشد. اما پیشوایان دینی برای آماده ساختن پیروان خود پرده از روی برخی حقایق برداشته‌اند و رهنمودهایی برای بهتر مواجه شدن با آن داده‌اند.

وقایع اتفاقیه شب اول

بر اساس نصوص برخی روایات می‌توان وقوع برخی رویدادها در شبر اول قبر را قطعی دانست:


برچسب‌ها: قبر


نوشته شده در تاريخ توسط 

... قرآن چون برای فهمیدن است، صرف خلق امواج صوتی در فضا، بدون اینکه فایده دیگری بر او مترتب بشود، مطلوب نیست. برای فهمیدن می‌گویند قرآن را بخوانید که فهمیدن هم به دنبال خود البته عمل کردن دارد. درجه اول و قدم اول فهمیدن است. کسانی که معنای آیات قرآن را می‌فهمند و می‌دانند باید در آن تدبر کنند، با تکرار آیات الهی است که ایمان‌ها شکل می‌گیرد با تدبر در این آیات است که ایمان‌ها عمق پیدا می‌کند، هیچ واعظی بهتر از قرآن نیست و هیچ متفکر و بیان‌کننده مکتبی بهتر از قرآن نیست... من توصیه می‌کنم قرآن را برادران و خواهران با تأمل و تدبر بخوانند، ولو زیاد نخوانند. معمول مردم ما این بود که بعضی‌ها در روز دو جزء، مثلا یا سه جزء می‌خواندند. بعضی که بیشتر انس با قرآن داشتند اغلب یک جزء در روزهای ماه رمضان قرآن می‌خواندند... همتتان این باشد که در هر آیه‌ای غور کنید، تدبر کنید، وعده خدا، وعید خدا، عذاب خدا، رحمت خدا، معارف اسلامی را در آیات قرآن دریافت کنید مخصوصا از جوانها خواهش می‌کنم بیشتر با قرآن در ماه رمضان انس بگیرند...
متن فوق فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی درخصوص اهمیت تدبر و تفکر در آیات قرآن کریم است.
وقتی شمیم رمضان از راه می رسد ، قلب و دل مؤمنان از عشق و لطافت و کرامت پرمی شود . رمضان با تمام خوبی‌هایش دوباره ما را به مهمانی خداوند دعوت می‌کند، رمضان می آید برای عبور از کوچه‌های سخت؛ رمضان برای تسکین دل مؤمنان آمده است. گویی آسمان و زمین دست در دست هم نغمه واحدی را سرمی‌دهند که ای بندگان خدا در این بزم و سرور داخل شوید که خدا شما را به این مهمانی فراخوانده است.


برچسب‌ها: تدبر در قرآن


نوشته شده در تاريخ توسط 

 

 چندی قبل پرستاری در یكی از بیمارستان های كشور استرالیا دست به اقدام جالبی زد كه مورد توجه بسیاری از افراد قرار گرفت ،این پرستار با ذوق ،به بررسی بیمارانی كه آخرین لحظات عمر خود را سپری می كردند پرداخت و از آنها در ارتباط با آرزوها و حسرت هایی كه در روزهای پایانی عمر خود داشتند، سوالاتی پرسید كه جواب این افراد در بیان حسرت هایی كه در در زندگی خود داشتند، بسیار آموزنده و عبرت انگیز بود .

به عقیده این پرستار افراد در آخرین روزهای زندگی خود ،دید بسیار زیبایی نسبت به زندگی پیدا می كنند و برای افرادی كه آرزوی یك زندگی لذت بخش را دارند ،استفاده از این تجربه ها می تواند بسیار كارگشا و موثر باشد .

حسرت هایی از جمله ای كاش شادتر زندگی می كردم ،ای كاش دوستانم را حفظ می كردم و ای كاش آن قدر شجاعت داشتم كه احساسات خود را به راحتی بیان كنم ؛ از جمله حسرت هایی است كه به عقیده این پرستار در آخرین روزهای زندگی افراد از آنها شنیده می شود.




نوشته شده در تاريخ توسط 

آدمی گاه آنچنان غرق در گناه می شود که با خود فکر می کند دیگر جای امیدی نیست و خداوند دیگر خواهان چنین بنده سیاه و گناهکار نبوده و او را نخواهد بخشید، در این هنگام است که یأس و ناامیدی از رحمت و مغفرت خداوند، سراسر وجودش را احاطه کرده و دیگر هیچ راه چاره‌ای پیش رویش نمی یابد...

اما کلام خداوند در این هنگام از امری غیر از این حکایت می نماید:

« یا عبادی الذین اسرفوا علی انفسهم لا تقنطو من رحمة الله » یعنی ای بندگان که بر خود ستم و اسراف کرده اید از رحمت خدا نا امید نشوید. ( زمر/ 53)


برچسب‌ها: یأس, ناامیدی


نوشته شده در تاريخ توسط 

 

اولیای الهی می توانند دست به اعمالی بزنند که از نظر عادی برای بشر خارق العاده به نظر می رسد. کارهای عجیب و غریبی که حاکی از قدرت برتری در پشت آنهاست. زندگی نامه ی همه ی مردان الهی پر است از این کرامات الهی و معنوی که باید چشم دل باز کرد و آنها را دید. توجه به ماهیت و چیستی این کرامات سبب می شود ایمان و اعتقاد قلبی انسان به قدرت الهی مافوق و صاحب اصلی این کرامات، بیشتر و بهتر شود.

کرامت در لغت!

کرامت در واژه به معنای بزرگواری است و در لغت نامه ی دهخدا آمده است که: کرامت از مصدر "کرم" واژه ای عربی و به معنای بزرگی ورزیدن ، جوانمرد گردیدن و با مروت شدن و نفیس و عزیز شدن است.

کرامت در اصطلاح!

در اصطلاح کرامت امری است خارق العاده که به واسطه ی تقرب در پیشگاه خداوندو لطافت روح و صفای باطن از انسان صادر می شود ولی نه برای اثبات حق با تحدی و هدف اصلی از ارائه ی آن این نیست ، اگر چه ممکن است حقی با آن اتفاقا ثابت شود.




نوشته شده در تاريخ توسط 

خداوند موجودات را آفریده است! در این موضوع هیچ یک از موحدان تردید و یا انکاری ندارند. اما درباره ی اینکه پس از خلقت چگونه می‌شود البته نظرات موحدان نیز با هم اختلاف دارد! این مقاله می‌کوشد زوایای این مسأله و برخی تفاوتها و اختلافات موحدان در این باب را به بحث و بررسی بگذارد.

خدا موجودات را آفرید!

پروردگار عالمیان به قدرت مطلقه و واسطه ی خویش دست به آفرینش موجودات زد. حال کیفیت این آفرینش چگونه بوده است خود ، موضوع و بحث مفصلی است که پرداختن بدان مجالی دیگر می طلبد. اما پس از آنکه خلقت اولیه موجودات اتفاق افتاد نقش پروردگار عالمیان در رابطه با موجودات چیست؟ در این باره نظرات متعددی وجود دارد. گروهی معتقدند موجودات پس از آفرینش دیگر به خداوند نیازی ندارند و در واقع علت نیاز مخلوقات به پرودگار عالمیان تنها خلقت آنها بوده است ولی پس از خلق شدن هر موجودی می تواند حیات خویش را مدیریت کند و ادامه دهد. اما گروهی دیگر معتقدند که موجودات نه تنها در آفرینش و خلقت اولیه به خداوند نیازمندند بلکه پس از خلقت اولیه نیز در بقای وجودشان نیازمند پروردگار متعالند. علت تفاوت دیدگاه اساسی میان ایشان به مسأله ی مهمی برمی گردد که به اصطلاح اهل فن "مناط نیاز به علت و مۆثر" نامیده می شود.




نوشته شده در تاريخ توسط 

در میان آیات الهی ،آیات فراوانی هستند كه معركه آرای مفسرین و محققین در زمینه علوم قرآن هستند و هر یك در صدد اثبات و رد نسخ در این آیات هستند، اما آنچه در قران مجید صراحتا اشاره به مسئله ناسخ و منسوخ دارد، آیه 106 از سوره بقره است .

یكی از عقائد مهمی كه شیعه با توجه به آیات و روایات متعدد،قرن ها به آن پایبند بوده و در صدد فهم هرچه بیشتر آن بوده است ،این مسئله است كه قرآن كریم علاوه بر ظاهر جملات و كلماتی كه در آن، به كار رفته است، دارای مفاهیمی عمیق تر و پنهان تری هستند كه از جمله روایات مهمی كه این مطلب را به اثبات می رساند روایتی است كه در این زمینه از امیر مومنان علی (علیه السلام) نقل شده است كه فرمودند :

برچسب‌ها: آیات نسخ


نوشته شده در تاريخ توسط 

از نظر قرآن چگونه می‌توان غریزه جنسی را مهار كرد یا در حدّ اعتدال درآورد؟

پاسخ :

خداوند متعال در قرآن كریم راه‌های متعددی را جهت كنترل و مهار غریزه جنسی معرفی نموده است؛ كه بعضی از مهمترین آن‌ها عبارتند از: «ازدواج»، «چشم پوشی»، «عفت ورزی» و «روزه‌داری»

الف. ازدواج

قرآن كریم می‌فرماید: «وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فِی ذلِكَ لآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَكَّرُونَ؛[1] و از نشانه‌های او این كه همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در كنار آنان آرامش یابید، و در میانتان مودّت و رحمت قرار داد؛ در این نشانه‌هایی است برای گروهی كه تفكر می‌كنند».


برچسب‌ها: قرآن, میل جنسی


نوشته شده در تاريخ توسط 

لعن بر كافران : خداوند متعالى در قرآن كریم مى فرماید: «همانا كسانى كه كافر شدند و با عقیده كفر مردند، خداوند و فرشتگان و مردم بر آن ها لعنت مى فرستند.

لعن

لعن و نفرین کلا امر پسندیده ای نیست مگر در موارد خاص

لعن در مواردى جائز دانسته شده است :

1 - لعن بر كافران : خداوند متعالى در قرآن كریم مى فرماید: «همانا كسانى كه كافر شدند و با عقیده كفر مردند، خداوند و فرشتگان و مردم بر آن ها لعنت مى فرستند.» (1)

2 - لعن بر مشركان : در قرآن كریم آمده است :

«و (خدا) مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرک را كه به خدا گمان بد مى برند، كیفر مى دهد. حوادث سویى (كه براى مۆمنان انتظار مى كشند) بر خودشان نازل شود و خداوند بر آن ها خشم گرفته و آنان را از رحمت خود دور ساخته و دوزخ را برایشان آماده كرده است ، و چه بدسرانجامى است.»  (2)

3 - لعن بر مرتدان : آن ها كه اسلام را پذیرفته ، سپس از آن بازگردند، مورد لعن پروردگار قرار مى گیرند:


برچسب‌ها: قرآن, لعن, نفرین


نوشته شده در تاريخ توسط 

دپارتمان تخصصی گمراهی از چند طبقه تشکیل شده و برای هر طبقه نیز برنامه ای مجزا و کامل برای گمراهی و ضلالت افراد تنظیم شده است .

بعد از سال ها عبادت و تهجد و صعود به بالاترین مراحل تکامل و قرب الهی با غرورو تکبری که داشت با فرمان الهی که فرمود:

(قالَ فَاهْبِطْ مِنْها فَما یَكُونُ لَكَ أَنْ تَتَكَبَّرَ فیها فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصَّاغِرینَ : فرمود: «از آن [مقام‏] فرو شو، تو را نرسد كه در آن [جایگاه‏] تكبّر نمایى. پس بیرون شو كه تو از خوارشدگانى.)( الأعراف :  13)

از آسمان ها رانده شد و به زمین آمد، ناراحت بود چون تمام هستی خود را از دست داده بود و خوشحال بود چون هم بر آدم سجده نکرده بود و هم از خداوند مهلتی خواسته بود که تا مقداری اجابت شده بود ، ولی هنوز دست بر دار نبود، او قسم یاد کرده بود که فرزندان آدم را به اعماق دره شکست راهنمایی کند :

(قالَ فَبِما أَغْوَیْتَنی‏ لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقیم:گفت: «پس به سبب آنكه مرا به بیراهه افكندى، من هم براى [فریفتن‏] آنان حتماً بر سر راه راست تو خواهم نشست.)( الأعراف :  16)


برچسب‌ها: گمراهان


نوشته شده در تاريخ توسط 

در قیامت انسان های کنونی که از نسل آدم و حوا علیهما السلام هستند، بر زمین نخواهند ماند. نیکوکاران آن ها به بهشت و اهل دوزخ به جهنم خواهند رفت، اما بعضی از روایات نشان از آن دارد که بر زمین کنونی ـ که البته شکل و نظام آن تغییر یافته است ـ انسان هایی متفاوت با انسان های امروزی خواهند بود.

نیم نگاهی به آیاتی که درباره قیامت نازل شده است، بیانگر آن است که در آن روز نظام زندگی دگرگون خواهد شد. انقلاب کیهانی رخ خواهد داد و زمین کنونی به گونه ای دیگر تبدیل خواهد شد: « یَوْمَ تُبَدَّلُ اْلأَرْضُ غَیْرَ اْلأَرْضِ وَ السَّماواتُ وَ بَرَزُوا لِلّهِ الْواحِدِ الْقَهّارِ»؛ « در آن روز که این زمین به زمین دیگر و آسمان ها (به آسمان های دیگری) مبدل می ‏شود و آنان در پیشگاه خداوند واحد قهار ظاهر می‏ گردند»(1)


برچسب‌ها: قیامت


نوشته شده در تاريخ توسط 

قویترین حربه ی شیطان که با آن می تواند آدمی را به چاه تاریک گمراهی کشانده و نور ایمان را در وجودش خاموش نماید، عصبانیّت نابجا است.

خشم

تاكنون برای افرادی كه مدام در زندگی گرفتار خشم و عصبانیت می شوند راه حل های متعددی از سوی  پزشكان بیان شده است اما آیا در آیات الهی و روایت نیز راهی برای فرو نشاندن آتش خشم بیان شده است؟

در آیات الهی و  روایات اسلامی پیرامون روش های غلبه بر خشم موارد متعددی بیان شده است كه به صورت اختصار به برخی از آنها اشاره می شود :

1)سعی كنیم اشتباهات دیگران را نادیده بگیریم 

قرآن مجید پیرامون این مسئله می فرماید : (وَ الَّذینَ یَجْتَنِبُونَ كَبائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ وَ إِذا ما غَضِبُوا هُمْ یَغْفِرُون: و كسانى كه از گناهان بزرگ و زشتكاریها خود را به دور مى‏دارند و چون به خشم درمى‏آیند درمى‏گذرند.( الشورى :  37)


برچسب‌ها: عصبانیت


نوشته شده در تاريخ توسط 

در تمام انرژی های موجود در کل دنیا، انرژی هسته‌ای بسیار گرانبها و ارزشمند است. هر مولکول از هزاران اتم تشکیل شده است و با شکافتن هسته هر اتم انرژی فوق‌العاده زیادی از آن آزاد می‌شود. این انرژی در قلب هسته اتم نهفته است و خارج از آن نیست منتهی با یکسری عملیاتهای خاص انرژی ذخیره شده خارج می‌شود. انسان نیز یک انرژی هسته‌ای در درون خود دارد که با یکسری اعمال و رفتار و افکار ویژه آن را خارج می‌سازد و به بیانی دیگر آن را در جهت صحیح و درست خود بکار می‌گیرد و بالفعل می‌سازد.

انرژی هسته‌ای در درون اتم نهفته است و بعد آزاد می‌شود فطرت نیز گنج گرانبهایی است که در روح آدمی است. سرمایه عظیمی که گاهی اوقات انسانها با مرگ خودشان آن را نیز به گور می‌برند بدون آنکه اطلاعی از آن داشته باشند و آن را استفاده کنند. وجود انسان از دو بعد خلق شده که علاوه بر استقلال ذاتی هر کدام، به شدت درهم تأثیر می‌گذارند از سویی جسمش شگفت‌انگیز و پیچیده است و از طرفی روح خدائیش . به نظر ما، انرژی هسته‌ای درون انسان همانند فطرت خدا خواهی است  کلمه فطرت قبل از قرآن سابقه‌ای ندارد و برای اولین بار قرآن این لغت را در مورد انسان به کار برده است.موجودات مختلف هر کدام برپایه خاصی خلق شده اند و هر کدام گونه ای متفاوت دارند .

برچسب‌ها: فطرت


نوشته شده در تاريخ توسط 

ثمره بدیها و خوبی ها، فقط و فقط دامنگیر خودمان می شود

إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِكمُ‏ْ وَ إِنْ أَسَأْتمُ‏ْ (7- اسراء)

اگر نیكى كنید، به خود نیكى كرده‏اید و اگر بدى هم كنید، باز به خود بد كرده‏اید.

علامه طباطبایی(ره) در تفسیر این آیه می نویسد: «لام» در«لانفسكم» و نیز در «فلها»، لام اختصاص است یعنى: خوبی و بدی شما مختص به خود شما است، بدون اینكه چیزی از آن به دیگران بچسبد، و این خود قانون در حال اجرای خداست كه اثر و تبعات عمل هر كسى را- چه خوب و چه بد- به خود او برمى‏گرداند.(1) و این همان معنایی است که در قرآن به دفعات و با تعابیر گوناگون آمده است که «اثر هر عمل- چه خوب و چه بد- به صاحبش برمى‏گردد»

دوام وضعیت فعلی بسته به عملکرد شماست

إِنْ عُدتمُ‏ْ عُدْنَا (8- اسراء)

اگر شما برگردید ما هم بر می گردیم.

درباره کسی که فقط دنیا می خواهد می فرماید: كسانى كه تنها هدفشان همین زندگى زودگذر دنیاى مادى باشد، ما آن مقدار را كه بخواهیم و به هر كس که صلاح بدانیم در همین زندگى زودگذر مى‏دهیم؛ سپس جهنم را براى او قرار خواهیم داد كه در آتش آن مى‏سوزد در حالى كه مورد سرزنش و دورى از رحمت خدا است

برچسب‌ها: معارف قرآن


نوشته شده در تاريخ توسط 

اکثر ایمانها، آلوده به شرک است

وَ مَا یُؤْمِنُ أَكْثرَُهُم بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُم مُّشْرِكُونَ(106- یوسف علیه السلام) اکثر آنها كه ایمان مى‏آورند، ایمانشان آمیخته با شرك است و مشرک هستند.مرد ایمان

مراد از این شرک آن شرک آشکار بت پرستان نیست؛ زیرا هیچ مومنی اهل پرستش بت نیست و بر آن سجده نمی کند؛ بلکه منظور، شرک پنهان است(1) که امام هادی علیه السلام در توصیف آن فرمود: الْإِشْرَاكُ فِی النَّاسِ أَخْفَى مِنْ دَبِیبِ النَّمْلِ عَلَى الْمِسْحِ الْأَسْوَدِ فِی اللَّیْلَةِ الْمُظْلِمَة(2)؛ نفوذ شرك در ضمیر مردم، پنهان‏تر از آنست كه مورچه سیاهى در شب تیره و تار بر روى گلیم سیاهى راه برود. وقتى انسان در آن شرائط متوجه راه رفتن مورچه نشود قطعا از این شركی كه پنهان‏تر از آنست هم آگاه نخواهد شد.شرک آن است که انسان در اداره امور عالم به منشا اثری غیر از خداوند متعال عقیده پیدا کند و او را شریک خدا قرار دهد.(3) امام صادق علیه السلام در توضیح این آیه فرمود: شِرْكُ طَاعَةٍ وَ لَیْسَ شِرْكَ عِبَادَةٍ(4)؛ شرک در این آیه شرک در طاعت است؛ نه شرک در عبادت.(5)


برچسب‌ها: معارف قرآن


نوشته شده در تاريخ توسط 

کسانی که خداوند در همین دنیا با آن‌ها تسویه حساب می‌کند

مَن کاَنَ یُرِیدُ الْحَیَوةَ الدُّنْیَا وَ زِینَتهََا نُوَفّ‌ِ إِلَیهِْمْ أَعْمَالَهُمْ فِیهَا وَ هُمْ فِیهَا لَا یُبْخَسُونَ * أُوْلَئکَ الَّذِینَ لَیْسَ لهَُمْ فیِ الاَْخِرَةِ إِلَّا النَّارُ وَ حَبِطَ مَا صَنَعُواْ فِیهَا وَ بَاطِلٌ مَّا کَانُواْ یَعْمَلُونَ(15-16/ هود علیه‌السلام)قرآن

آیه شریفه در صدد بیان این مطلب است که عمل آدمی، تنها آن نتیجه‌ای را پی خواهد داشت که او قصد کرده است؛ که اگر منظورش نتیجه‌ دنیوی باشد نتیجه دنیوی هم نصیبش می‌شود؛ مثلاً وضع مالی‌اش بهتر می‌شود، مشهور می‌شود، به نام و نانی می‌رسد و مانند آن. البته این در صورتی است که سایر عوامل لازم هم کمک بکنند.

آیا ادیسون در اثر این خدمت بزرگی کرده است به بهشت می‌رود؟ جواب این سوال از همین آیه شریفه روشن می‌شود که اگر این خدمت را برای رضای خدا انجام داده باشد؛ بله از جزای اخروی بهره‌مند خواهد شد اما اگر برای شهرت و نام آوری این کار را کرده باشد با شهرتی که خداوند برای او در دنیا فراهم کرد در حقیقت او را به مقصودش رساند و او دیگر بابت این عملش، بهره‌ای از بهشت نخواهد داشت

برچسب‌ها: معارف قرآن


نوشته شده در تاريخ توسط 

انفاق، غرامت نیست موجب قربت و نزدیکی به خداست

وَ مِنَ الْأَعْرَابِ مَن یَتَّخِذُ مَا یُنفِقُ مَغْرَمًا ...(98) وَ مِنَ الْأَعْرَابِ مَن یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الاَْخِرِ وَ یَتَّخِذُ مَا یُنفِقُ قُرُبَاتٍ عِندَ اللَّهِ وَ صَلَوَاتِ الرَّسُولِ أَلَا إِنهََّا قُرْبَةٌ لَّهُمْ سَیُدْخِلُهُمُ اللَّهُ فیِ رَحْمَتِهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ(99)

ابتدا به گروهی از عرب‌های بادیه‌نشین اشاره می‌کند که بر اثر نفاق یا ضعف ایمان هنگامی که چیزی را در راه خدا انفاق کنند، آن را ضرر و زیان و غرامت محسوب می‌کنند؛ نه یک موفقیت و پیروزی و یا یک تجارت پر سود.

سپس به گروه دوم یعنی مؤمنان با اخلاص بادیه‌نشین اشاره کرده می‌گوید: گروهی از این عرب‌های بادیه‌نشین کسانی هستند که ایمان به خدا و روز رستاخیز دارند؛ به همین دلیل هیچ‌گاه انفاق در راه خدا را غرامت و زیان نمی‌دانند، بلکه با توجه به پاداش‌های وسیع الهی در این جهان و سرای دیگر، این کار را وسیله نزدیکی به خدا و مایه توجه و دعای پیامبر صلی الله علیه و آله که افتخار و برکت بزرگی است می‌دانند.

آنگاه خداوند این طرز فکر را با تاکید فراوان تصدیق می‌کند و می‌فرماید: آگاه باشید که این انفاق‌ها به طور قطع مایه تقرب آن‌ها به پیشگاه خداوند است بر این اساس به زودی خدا آنان را داخل رحمت ویژه خود کرده و اگر لغزش‌هایی هم از آنان سرزده باشد به خاطر ایمان و اعمال پاکشان آن‌ها را می‌بخشد؛ زیرا خداوند آمرزنده و مهربان است.(1)


برچسب‌ها: معارف قرآن, انفاق


نوشته شده در تاريخ توسط 
ماه رمضان

فراز اول: ذَالِكَ الْكِتَبُ لَا رَیْبَ فِیهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِینَ(2) الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَ یُقِیمُونَ الصَّلَوةَ وَ ممَِّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ(3) وَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بمَِا أُنزِلَ إِلَیْكَ وَ مَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ وَ بِالاَْخِرَةِ هُمْ یُوقِنُونَ(4- بقره)

تنها متقین هستند که از قرآن بهره می برند

در آیه دوم سوره بقره، خداوند متعال قرآن را مایه هدایت متقین معرفی می کند ذَالِكَ الْكِتَبُ لَا رَیْبَ فِیهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِینَ با اینکه این کتاب برای هدایت تمام انسانها نازل شده است(3)؛ اما چون تنها متقین هستند که به رهنمودهای آن گوش می دهند و از آن بهره می برند؛ پس صحیح آن است که بگوییم: قرآن تنها همین گروه را هدایت می کند(4) و دیگران چون گوش و چشم به روی قرآن بسته اند، بهره ای از هدایتگری آن نمی برند و حتی در مواردی زیان هم می بینند.(5)


برچسب‌ها: معارف قرآن


نوشته شده در تاريخ توسط 

وَ اعْلَمُواْ أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شیَ‌ْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبیَ‌ وَ الْیَتَامَی‌ وَ الْمَسَاکِینِ وَ ابْنِ السَّبِیل (41- انفال)

اولین آیه جزء دهم آیه‌ای است که وجوب پرداخت خمس را این‌گونه اعلام می‌کند: بدانید هر غنیمتی که نصیب شما می‌شود یک پنجم آن، از آن خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله و ذی القربی (امامان اهل بیت علیهم السلام) و یتیمان و مسکینان و واماندگان در راه (از خاندان پیامبر خدا پیامبر صلی الله علیه و آله) می‌باشد.

اینکه مفسران شیعه ذی القربی را منحصر در امامان معصوم علیهم السلام و سه گروه آخر را مختص بنی هاشم و سادات می‌دانند بر اساس روایات معتبری است که اهل بیت علیهم السلام به ما رسیده است.(1) چرا که بر اساس حدیث ثقلین که منبع اسلام را قرآن و اهل بیت علیهم السلام معرفی می‌کند؛ اسلام منحصر در قرآن نیست بلکه حکم و سخنی را می‌توان به اسلام استناد داد که برآیند قرآن و عترت باشد.

لازم به ذکر است که اهل سنت برخلاف ظاهر آیه(2) که غنیمت را به صورت مطلق آورده است، خمس را مختص به غنائم جنگی می‌دانند که برای اطلاع بیشتر از این بحث می‌توان به بحث‌های مطرح شده ذیل این آیه و نیز کتاب‌های فقهی مراجعه کرد.


برچسب‌ها: معارف قرآن, خمس


نوشته شده در تاريخ توسط 

آسان خدا را سخت کرده‌ایم

یُرِیدُ اللَّهُ أَن یخَُفِّفَ عَنکُمْ وَ خُلِقَ الْانسَنُ ضَعِیفًا(28- نساء)

ازدواج یا همان نکاح شرعی راهکاری است حلال و آسان که خداوند متعال برای سامان دادن به غریزه شهوت و جنس مخالف خواهی، پیش روی انسان قرار داده است. انسان به طبع اولیه در برابر خواهش‌های نفس خود ضعیف و ناتوان خلق شده تا با تربیت آن در مکتب انسان سازی قوی و قدرتمند شود.

از اسباب تربیت نفس و رام کردن نفس چموش دادن پاسخی واقعی به درخواست‌های بجای اوست؛ ازدواج یکی از این موارد است که در حوزه غریزه جنسی خداوند آن را تنها پاسخ درست به درخواست آن قرار داده است و به شکل‌های متعددی آن را تا حد امکان آسان گرفت تا بهانه‌ای برای آلوده دامنی برای کسی نماند.(1)

در اسلام پس از رضایت طرفین(2)؛ فقط چند جمله کوتاه لازم است تا دو جنس مخالف به هم محرم شوند و ازدواج صورت گیرد؛ ولی ما چنان کار را بر خود سخت کرده‌ایم که آسانی ازدواج گم شد و به یکی از دشوارترین و طاقت‌فرساترین اقداماتی تبدیل شد که می‌توان تصور کرد.


برچسب‌ها: معارف قرآن


نوشته شده در تاريخ توسط 
منابع اصلی هر چیز نزد خداست

وَ إِن مِّن شیَ‌ْءٍ إِلَّا عِندَنَا خَزَائنُهُ وَ مَا نُنزَِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَّعْلُومٍ(21- حجر)

هیچ چیز در جهان وجود ندارد، مگر آنکه منابع آن نزد ماست‌ و ما آن را جز به اندازه معین نازل نمی‌کنیم.

بنا بر این آیه چنان نیست که قدرت خداوند محدود باشد، بلکه منبع و مخزن و سرچشمه همه چیز نزد اوست، و او توانایی بر ایجاد هر مقدار در هر زمان را دارد، ولی همه چیز این عالم حساب دارد و ارزاق و روزی‌ها نیز به مقدار حساب شده‌ای از طرف خدا نازل می‌گردد.(1)

یک داستان جالب و درس آموز

روزی معاویه لعنة الله علیه در توجیه ظلم و زراندوزی خود و ساکت کردن اعتراض‌های مردمی دست به تحریف معنوی قرآن زد و گفت: مردم! مگر شما حقانیت کتاب خدا را قبول ندارید؟ گفتند: بله قبول داریم. گفت: پس این آیه را در آن بخوانید که فرمود وَ إِنْ مِنْ شَیْ‌ءٍ إِلاَّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ. بعد ادامه داد: مگر شما حق بودن این آیه را قبول ندارید؟ گفتند: بله قبول داریم. گفت: پس چرا به دارایی من معترضید؟


برچسب‌ها: معارف قرآن


نوشته شده در تاريخ توسط 
مأموریت عجیب دو پیامبر

وَ أَمَّا الجِْدَارُ فَکاَنَ لِغُلَامَینْ‌ِ یَتِیمَینْ‌ِ فیِ الْمَدِینَةِ وَ کاَنَ تحَْتَهُ کَنزٌ لَّهُمَا وَ کاَنَ أَبُوهُمَا صَلِحًا فَأَرَادَ رَبُّکَ أَن یَبْلُغَا أَشُدَّهُمَا وَ یَسْتَخْرِجَا کَنزَهُمَا رَحْمَةً مِّن رَّبِّکَ وَ مَا فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْرِی(82- کهف)

و اما داستان دیوار که متعلق به دو پسر یتیم این شهر بود و زیر آن گنجی برای آن‌ها وجود داشت و پدرشان مرد صالحی بود. پروردگارت می‌خواست وقتی که آن‌ها بالغ شدند، آن گنج را از زیر دیوار خارج کنند. این لطفی از جانب پروردگارت بود و من این کار را از پیش خود نکردم.

این آیه، پرده از راز یکی از سه مأموریتی بر می‌دارد که موسی به همراه خضر علیهمالسلام و به رهبری او انجام دادند. آن‌ها در این مأموریت، دیوار در حال تخریبی را بازسازی کردند(1) و وقتی موسی علیه‌السلام از سرّ این کار سوال کرد؛ خضر علیه‌السلام پاسخ داد: گنجی در زیر این دیوار نهفته که متعلق به دو بچه یتیم است. خدا اراده کرد تا زمانی که این‌ها بزرگ می‌شوند و آن را استخراج می‌کنند گنجشان محفوظ بماند. چون پدر آن‌ها مرد صالحی بود ما مأمور شدیم دیوار را بازسازی کنیم تا مبادا گنج ظاهر شود و اموال این یتیم‌ها به خطر افتد.(


برچسب‌ها: معارف قرآن


نوشته شده در تاريخ توسط 
وحی فعل یا ایجاد تمایل به کار خیر

وَ أَوْحَیْنَا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیرَْاتِ وَ إِقَامَ الصَّلَوةِ وَ إِیتَاءَ الزَّكَوةِ وَ كاَنُواْ لَنَا عَابِدِینَ(73- انبیاء ع)

و ما به آنها انجام كارهاى خیر و برپا داشتن نماز و پرداخت زكات را وحى كردیم و آنها تنها ما را عبادت می کردند.

هر چند این آیه در توصیف پیشوایان هدایت است ولی حالتی در آن آمده که مراتب ضعیف ترش را می توان در دیگران نیز مشاهده کرد.

وحی همان الهام کردن و به دل انداختن است چیزی که هست در وحی یا به دلیل سرعت زیاد یا به دلیل رمزی و سری بودن و یا به دلایلی دیگر، کسی جز موجود الهام شده از این فرایند و نیز محتوای آن با خبر نمی شود.

وحی به دو صورت ممکن است رخ دهد؛ یکی وحی گزاره های علمی است که در این نوع گیرنده به چیزی که نمی دانست عالم می شود. نوع دیگر وحی فعل عملی است به این صورت که فرد گیرنده در خود میل و اشتیاق شدید به کاری را پیدا کرده و درصدد انجام آن بر می آید.


برچسب‌ها: معارف قرآن


نوشته شده در تاريخ توسط 

تصور غلطی که سرمایه داران بی دین دارند

أَ یحَْسَبُونَ أَنَّمَا نُمِدُّهُم بِهِ مِن مَّالٍ وَ بَنِینَ(55) نُسَارِعُ لهَُمْ فىِ الخَْیرَْاتِ بَل لَّا یَشْعُرُونَ(56- مومنون)

آیا گمان مى‏كنند افزونى و گسترشى كه به سبب مال و اولاد به آنان مى‏دهیم؛ برای آن است که مى‏خواهیم در عطا كردن خیرات به آنان شتاب ورزیم؟ [چنین نیست‏] بلكه [آنان‏] درك نمى‏كنند.حج منا دعا

تصوری بین دینداران بی بضاعت و بی دینان ثروتمند رواج دارد که گمان می کنند داشته و انباشته آنان که بی دینی می کنند همه از لطف و عنایت ویژه خداوندی به آنهاست و به تعبیر دیگر خدا نظر خیر و رحمت به آنها کرده است که اینچنین ثروت و دارایی مالی و فامیلی را به زندگی آنها سرازیر کرده است؛ اما خدا در این آیات خط بطلان بر چنین تصوری کشیده و صاحبان این پندار را افرادی قلمداد کرده است که از درک و شعور لازم برای فهم حقیقت این امر بی بهره اند.

این فراوانى نعمت، پرده‏هاى غفلت و غرور را بر روى چشمان او ضخیم‏تر مى‏كند تا آنجا كه راه باز گشت بر او غیر ممكن مى‏شود و این همان چیزى است كه در سایر آیات قرآن از آن به قانون استدراج(1) یاد شده است

زیرا آنها نمى‏دانند كه این فرزندان و اموال فراوان در حقیقت یك نوع عذاب و مجازات یا مقدمه عذاب و كیفر براى آنها است. آنها نمى‏دانند كه خدا مى‏خواهد آنها را در ناز و نعمت فرو برد تا به هنگام گرفتار شدن در چنگال كیفر الهى، تحمل عذاب بر آنها دردناكتر باشد؛ زیرا اگر درهاى نعمت به روى انسان بسته شود او آمادگى پذیرش ناراحتیها را پیدا می کند؛ اما اگر كسى را از میان ناز و نعمت بیرون كشند و به زندان مخوف و حشتناكى بیفكنند فوق العاده برای او دردناك خواهد بود.


برچسب‌ها: بانوان, معارف قرآن


نوشته شده در تاريخ توسط 
افسوس‌های بی فایده

وَ یَوْمَ یَعَضُّ الظَّالِمُ عَلیَ‌ یَدَیْهِ یَقُولُ یَا لَیْتَنیِ اتخََّذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِیلًا(27)یَاوَیْلَتا‌ لَیْتَنِی لَمْ أَتخَِّذْ فُلَانًا خَلِیلًا(28)لَّقَدْ أَضَلَّنِی عَنِ الذِّکْرِ بَعْدَ إِذْ جَاءَنِی(29- فرقان)

روزی که ظالم دست خود را از روی حسرت به دندان می‌گزد و می‌گوید: ای کاش همراه با فرستاده او برای خود، راه باریکه‌ای به سوی هدایت دست و پا می‌کردم. ای و ای، کاش من فلانی را [که سبب بدبختی من شد] به دوستی نمی‌گرفتم؛ چون او مرا از قرآنی که برایم آمد گمراه کرد.

ظاهراً مراد از«ظالم» هر کسی است که با هدایت فرستاده الهی به راه راست نمی‌رود؛ هر چند که آیه در مورد ستمگران این امت و رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل شده است.(1)

در قیامت صحنه‌های عجیبی رخ می‌دهد که بخشی از آن حسرت‌های بی فایده ایست که ظالمان نسبت به عمل کرد غلط خود در گذشته می‌خورند؛ ندامت‌هایی که دیگر هیچ سودی به حال آن‌ها ندارد. آیات مورد بحث به دو مورد از این حسرت خوردن‌ها اشاره دارد.


برچسب‌ها: معارف قرآن


نوشته شده در تاريخ توسط 

سه شرط کلیدی برای استجابت دعا

أَمَّن یجُِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَ یَكْشِفُ السُّوءَ (62- نمل)دعا

[آیا آن شریكان انتخابى شما بهترند] یا آنكه وقتى درمانده‏اى او را بخواند اجابت مى‏كند و آسیب و گرفتاریش را دفع مى‏نماید؟

قید «اضطرار» براى این است كه در حال اضطرار، دعاى دعاکننده از حقیقت برخوردار است و دیگر گزاف و بیهوده نیست؛ زیرا تا آدمی درمانده و مضطر نشود، دعایش آن واقعیت و حقیقتی كه در حال اضطرار دارد را ندارد و این خیلى روشن است.

قید دیگرى که براى دعا آورده این است كه فرموده: « إِذَا دَعَاهُ ؛ وقتى او (خدا) را بخواند»، و این براى آن است كه بفهماند خداوند متعال وقتى دعا را مستجاب مى‏كند كه دعا کننده به راستى او را بخواند؛ نه اینكه در دعا رو به خدا كند و دل به اسباب ظاهرى داشته باشد و این وقتى صورت مى‏گیرد كه امید دعا کننده از همه اسباب ظاهرى قطع شده باشد؛ یعنى بداند كه دیگر هیچ كس و هیچ چیز نمى‏تواند گره از كارش بگشاید. آن وقت است كه حقیقتا متوجه خدا مى‏شود و در کمال صداقت تنها او را مى‏خواند.[1]


برچسب‌ها: معارف قرآن


نوشته شده در تاريخ توسط 

هدایتی که نصیب هر کس نمی شود

وَ الَّذِینَ جَاهَدُواْ فِینَا لَنهَْدِیَنهَُّمْ سُبُلَنَا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ(69- عنکبوت)خانواده

كسانى كه در راه ما جهاد كنند ما آنها را به طرق خویش هدایت مى‏كنیم، و خداوند با نیكوكاران است‏.

«مجاهدة» یعنى به كار بردن آخرین حد وسع و قدرت در دفع دشمن که بر سه قسم است: جهاد با دشمن ظاهرى، جهاد با شیطان و جهاد با نفس.(1) «جاهَدُوا فِینا؛ جهادشان همواره در راه ماست‏» کنایه از این است كه جهادشان چه در راه عقیده و چه در راه عمل در امورى است كه متعلق به خداوند متعال است.

« سُبُلَنَا؛ راه‏هاى خدا» عبارت است از راه ‏هایى كه آدمى را به سوى او هدایت و به او نزدیك مى‏كند؛ چون به عنوان مثال وقتى مى‏گویند این راهِ سعادت است، معنایش این است كه: این راه به سعادت ختم مى‏شود.(2)

نکته قابل توجه اینکه هدایتی که در آیه آمده است از جنس هدایت ابتدایی که همه انسانها از آن برخوردارند نیست. هدایت ابتدایی همان نشان دادن راه در ابتدای کار است که این هدایت ابتدایی با فرستادن پیامبران و بیان احکام الهی در مورد تمام انسانها محقق می شود. از این مرحله به بعد کسانی که طبق آن برنامه های عمل کردند و قدری در مسیر خدا حرکت کردند هدایت ویژه الهی شامل حال آنها می شود که این می شود هدایت مضاعف(3). مؤید این تفسیر اشاره به معیت یا همان همراهی اختصاصی(4) است که در جمله بعد آمده است.


برچسب‌ها: معارف قرآن


نوشته شده در تاريخ توسط 

تاثیر شخصیت در تشدید عذاب و افزایش ثواب

یَانِسَاءَ النَّبىِ‏ِّ مَن یَأْتِ مِنكُنَّ بِفَاحِشَةٍ مُّبَیِّنَةٍ یُضَاعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَینْ‏ِ وَ كاَنَ ذَالِكَ عَلىَ اللَّهِ یَسِیرًا(30) وَ مَن یَقْنُتْ مِنكُنَّ لِلَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تَعْمَلْ صَلِحًا نُّؤْتِهَا أَجْرَهَا مَرَّتَینْ‏ِ وَ أَعْتَدْنَا لهََا رِزْقًا كَرِیمًا(31- احزاب)ناز کودک

اى همسران پیامبر! اگر یكى از شما مرتكب گناه آشكار مى‏شود، عذابش دو برابر است و این براى خدا آسان مى‏باشد و هر كه از شما مطیع دستورات خدا و رسول او باشد و كار پسندیده كند، به او دو برابر پاداش عطا مى‏كنیم و روزى پرارزشى برایش آماده مى‏سازیم.

این افراد دو برابر دیگران عذاب می شوند و یا پاداش می گیرند زیرا کاری که آنها می کنند در واقع دو کار است یکی در حوزه فردی و یکی در حوزه اجتماعی؛ اگر همسر پیامبر صلی الله علیه و آله مرتکب معصیت شود در واقع دو گناه کرده است؛ یکی آن فعل حرامی که مرتکب شده و دیگری تخریب چهره اسلام. در بخش طاعات و عبادات هم وضع به همین منوال است عمل صالحی که او انجام می دهد هم در حقیقت دو کار خیر است یکی همان کار و دیگری تقویت و تبلیغ اسلام است.


برچسب‌ها: معارف قرآن


نوشته شده در تاريخ توسط 

عهدی که با خدا بسته ایمرحمت خدا

أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَیْكُمْ یَا بَنى ءَادَمَ أَن لَّا تَعْبُدُواْ الشَّیْطَانَ إِنَّهُ لَكمُ‏ْ عَدُوٌّ مُّبِینٌ(60) وَ أَنِ اعْبُدُونىِ هَاذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِیمٌ(61- یس)

اى فرزندان آدم! آیا با شما عهد نبستم كه شیطان را بندگى نكنید كه او براى شما دشمن آشكارى است؟ و گفتم كه مرا بندگى كنید كه این، راه مستقیم است.

روی صحبت این آیه با مجرمین است که با توبیخ آنها را به یاد عهدی می اندازد که به آن بی توجهی کردند و در دام دشمنی معروف به نام شیطان افتاده و از راه مستقیم خارج شدند.

علت این که خداوند مجرمین را به عنوان بنى آدم خطاب كرده این است كه دشمنى شیطان با این عده که باعث انحراف و هلاکت اینها شد روی غرض خاصى نسبت به آنها نبوده؛ بلكه به این دلیل بوده كه آنها فرزندان آدم بودند. و این دشمنى در روز اول آن جا بروز كرد كه مامور به سجده بر آدم شد و زیر بار نرفت و استكبار كرد. نتیجه‏اش هم این شد كه از درگاه خدا رانده شد و از آن روز با فرزندان آدم(ع) نیز دشمن گردید و همه را تهدید كرد.(1)

متن عهدنامه را هم در آیه بازگو کرده است: شیطان را عبادت و پرستش و اطاعت نكنند و تنها خداوند متعال را پرستش و عبادت کنند. منظور از «عبادت كردن و پرستیدن شیطان»، اطاعت و پیروی از وسوسه های اوست.


برچسب‌ها: معارف قرآن


نوشته شده در تاريخ توسط 

رفتار عجیبی که منکران قیامت دارندبهشت و جهنم نور  و تاریکی

وَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِالاَْخِرَةِ وَ إِذَا ذُكِرَ الَّذِینَ مِن دُونِهِ إِذَا هُمْ یَسْتَبْشِرُونَ(45- زمر)

هنگامى كه خدا به یگانگى یاد مى‏شود دل‏هاى كسانى كه به آخرت ایمان ندارند گرفتار نفرت مى‏شود و هنگامى كه یاد غیر خدا مى‏شود، شادمان مى‏گردند.

گاه انسان چنان به زشتی ها خو مى‏گیرد و از پاكی ها بیگانه مى‏شود كه از شنیدن نام حق ناراحت و از شنیدن باطل مسرور و شاد مى‏گردد، در برابر خداوندى كه آفریننده عالم هستى است سر تعظیم فرود نمى‏آورد، اما در برابر قطعه سنگ و چوبى كه خود ساخته و یا انسان و موجوداتى همانند خود زانو مى‏زند و تعظیم مى‏كند

آیه گزارشی از رفتار کسانی است که ایمانی به آخرت ندارند و زندگی را خلاصه در همین چند روزه دنیا می دانند و بس(1). این عده کسانی اند که وقتی در پیش آنها سخن از خدا و دین و احکام و معارف آن شود چندششان شده و حالت تنفر سراسر وجودشان را می گیرد و اگر با آنها سخن از دنیا و راههای ارضای خواسته های نفس گفته شد فورا شادمان گشته و سرور و خوشحالی وجودشان را در بر می گیرد.


برچسب‌ها: معارف قرآن


نوشته شده در تاريخ توسط 

قانون اولیه خدا در پخش روزینعمت آب دست

وَ لَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبَادِهِ لَبَغَوْاْ فىِ الْأَرْضِ وَ لَكِن یُنزَِّلُ بِقَدَرٍ مَّا یَشَاءُ إِنَّهُ بِعِبَادِهِ خَبِیرُ بَصِیرٌ(27- شوری)

اگر خداوند روزى را براى بندگانش وسعت بخشد، در زمین طغیان مى‏كنند ولى به اندازه‏اى كه مشیت او اقتضاء کند نازل مى‏كند زیرا او به حال بندگانش آگاه و بیناست.

كلمه «قَدَر» به معناى كمیت و حجم هر چیز است. پس این كه مى‏فرماید:«وَ لكِنْ یُنَزِّلُ بِقَدَرٍ ما یَشاءُ» به این معنا است که خداى تعالى هر چیز را به كمیت و حجم و مقداری که مشیتش اقتضاء کند نازل مى‏كند.

معناى آیه شریفه این است: اگر خداى تعالى رزق همه بندگان خود را وسعت بدهد و همه سیر شوند، شروع به ظلم كردن در زمین مى‏كنند؛ چون طبیعت مال این است كه وقتى زیاد شد طغیان و استكبار مى‏آورد، همچنان كه در سوره علق فرموده: «إِنَّ الْإِنْسانَ لَیَطْغى‏ أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى‏؛ این انسان هنگامى كه احساس بى‏نیازى كند طغیان مى‏كند»(1) و به همین جهت خداوند متعال رزق را به اندازه نازل مى‏كند و به هر كس به مقدارى معین روزى مى‏دهد؛ چون او به حال بندگان خود خبیر و بصیر است و مى‏داند كه هر یك از بندگانش استحقاق چه مقدار از رزق را دارد و چه مقدار از غنا و فقر، مفید به حال اوست؛ همان را به او مى‏دهد.(2)


برچسب‌ها: معارف قرآن


نوشته شده در تاريخ توسط 

نوید به کسانی که در دینداری کم نمی‌آورندمرد دعا

إِنَّ الَّذِینَ قَالُواْ رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُواْ فَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لَا هُمْ یحَْزَنُونَ(13)أُوْلَئکَ أَصْحَابُ الجَْنَّةِ خَالِدِینَ فِیهَا جَزَاءَ بِمَا کاَنُواْ یَعْمَلُونَ(14- احقاف)

بی‌تردید کسانی که گفتند: پروردگار ما الله است، سپس [در میدان عمل بر این حقیقت] استقامت ورزیدند، نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین می‌شوند؛ اینان اهل بهشت‌اند که به پاداش اعمال شایسته‌ای که همواره انجام می‌دادند، در آن جاودانه‌اند. (14)

در این فراز قرآن کریم به کسانی که گفتند: «رَبُّنَا اللَّهُ» و بعد «استقامت ورزیدند» سه وعده ویژه داده است: «لَا خَوْفٌ» و «لَا هُمْ یحَْزَنُونَ» و نیز «أُوْلَئکَ أَصْحَابُ الجَْنَّةِ خَالِدِینَ فِیهَا»

منظور از گفتن«رَبُّنَا اللَّهُ» اقرار و شهادت به انحصار ربوبیت در خدای سبحان است و مراد از آن پایداری و استقامت این است که آن‌ها از آنچه به حقانیتش شهادت می‌دهند و باور دارند؛ منحرف نمی‌شوند و رفتاری بر خلاف آن و بر خلاف لوازم آن نمی‌کنند.


برچسب‌ها: معارف قرآن


نوشته شده در تاريخ توسط 
فرزندانی که در بهشت کنار والدین خواهند بود

الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ اتَّبَعَتهُْمْ ذُرِّیَّتهُُم بِإِیمَانٍ أَلحَْقْنَا بهِِمْ ذُرِّیَّتهَُمْ (21- طور)

كسانى كه ایمان آوردند و فرزندانشان [به نوعى‏] در ایمان از آنان پیروى كردند، فرزندانشان را [در بهشت‏] به آنان ملحق مى‏كنیم‏.بهشت

یک از نعمتهایی که خدا به بهشتیان داده و موجب سرور آنها می شود وعده ایست که در این آیه آمده است. خداوند متعال در مورد اهل بهشت می فرماید: ما از میان فرزندان مؤمنین، آنهایى را كه در ایمان به خدا به نوعى از ایشان پیروى كردند به آنها ملحق مى‏كنیم. و این كار را بدان جهت مى‏كند كه مومنین خشنود گشته؛ چشمشان روشن شود.(1) بی تردید این نیز خود یك نعمت بزرگ است كه انسان، فرزندان با ایمان و مورد علاقه‏اش را در بهشت در كنار خود ببیند، و از انس با آنها لذت برد.

کدام فرزندان شخص مومن به او ملحق می شوند؟

در این الحاق تمام فرزندان با ایمان فرد مومن که به نحوی بهره ای از ایمان او برده و در آن مسیر حرکت کرده اند به او ملحق می شوند حتی فرزندانی که از نظر ایمان در مرتبه ای پایین تر قرار دارند.


برچسب‌ها: معارف قرآن


نوشته شده در تاريخ توسط 

حقانیت گفتار و کردار پیامبر را خدا امضاء کرده استاحکام دینی

مَا ءَاتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مَا نهََاکُمْ عَنْهُ فَانتَهُواْ وَ اتَّقُواْ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ(7- حشر)

[از اموال و احکام و معارف دینی] آنچه را پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به شما عطا کرد بگیرید و از آنچه شما را نهی کرد، باز ایستید و از خدا پروا کنید زیرا خدا سخت کیفر است.

این جمله هر چند در ماجرای غنائم بنی نضیر نازل شده، ولی محتوای آن یک حکم عمومی در تمام زمینه‌ها و برنامه‌های زندگی مسلمانها است، و سند روشنی است برای حجت بودن سنت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم.

بر طبق این اصل همه مسلمانان موظفند اوامر و نواهی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را به گوش جان بشنوند و اطاعت کنند، خواه در زمینه مسائل مربوط به حکومت اسلامی باشد، یا مسائل اقتصادی، و یا عبادی، و غیر آن، به خصوص اینکه در ذیل آیه کسانی را که مخالفت کنند به عذاب شدید تهدید کرده است.(1)بر این اساس اطاعت از دستور رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم، اصاعت از خدا و قرآن است و بر هر مسلمانی واجب. آن حضرت نیز در غدیر امر به تبعیت از علی بن ابی طالب علیهما السلام کرد و در روایاتی مانند حدیث ثقلین به پیروی از اهل بیت علیهم السلام امر نمود پس با تکیه بر آیه مورد بحث و روایت غدیر و ثقلین به راحتی می‌توان حقانیت مکتب شیعه را ثابت کرد.


برچسب‌ها: معارف قرآن


نوشته شده در تاريخ توسط 

نقش عقل و نقل در هدایت انسان

كلَُّمَا أُلْقِىَ فِیهَا فَوْجٌ سَأَلهَُمْ خَزَنَتهَُا أَ لَمْ یَأْتِكمُ‏ْ نَذِیرٌ(8) قَالُواْ بَلىَ‏ قَدْ جَاءَنَا نَذِیرٌ فَكَذَّبْنَا وَ قُلْنَا مَا نَزَّلَ اللَّهُ مِن شىَ‏ْءٍ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا فىِ ضَلَالٍ كَبِیرٍ(9) وَ قَالُواْ لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فىِ أَصحَْابِ السَّعِیرِ(10- ملک)

قرآن کریم ماه رمضان

هرگاه که گروهى در جهنم انداخته می شوند، نگهبانانش از آنها مى‏پرسند: مگر بیم‏دهنده‏اى برای شما نیامد؟ جواب می دهند: چرا؛ آمد ولى ما او را انكار كردیم و گفتیم: خدا هیچ چیز نازل نكرده است و شما بیم‏دهندگان هم در گمراهى بزرگى هستید. آنگاه مى‏گویند: اگر ما به دعوت نجات‏بخش آنان گوش کرده بودیم یا در حقایق خلقت تعقّل كرده بودیم؛ کارمان به اینجا نمی کشید و الان بین جهنمیان نبودیم.

مراد از « فَوْجٌ » در اینجا همان کفار و فاسقانی هستند که آنها را دسته دسته وارد جهنم می کنند.(1) منظور از «خزنة» در اینجا ملائكه‏اى هستند كه مامور بر آتشند و انواع عذاب هاى جهنم را تدبیر مى‏كنند.

مراد از «سمع» و «عقل» در اینجا عمل به مقتضای این دو است. بنابراین معنای آیه این می شود: دوزخیان در پاسخ فرشتگان مى‏گویند: اگر ما در دنیا دستورات رسولان را اطاعت كرده بودیم و یا در ادله و معارف آنها تعقل مى‏كردیم، امروز در زمره اهل جهنم نبودیم و همانند ایشان در آتش جاودان، معذب نمى‏شدیم

برچسب‌ها: معارف قرآن


نوشته شده در تاريخ توسط 

کیفر برابر، ولی پاداش چند برابر

جَزَاءً وِفَاقًا (26- نبأ)

این مجازاتى است موافق و متناسب اعمال آنهادر آیات قرآن کریم مکرر به چشم می خورد که خداوند متعال پاداش کار خیر را بیش از آنچه هست عنایت خواهد کرد.(1) ممکن است از این حقیقت چنین برداشت شود که پس تبهکاران نیز چند برابر عذاب خواهند شد که این آیه و نظایرش(2) جلوی این توهم باطل را گرفته و به صراحت اعلام می کنند که آن جزای چند برابر، تنها مخصوص عمل صالح است و کیفر بدی جز به همان میزان نخواهد بود؛ چرا که ذره ای ظلم به ساحت مقدس خداوند متعال راه ندارد.(3)

باید توجه داشت که:

1. این قانون الهی در پاداش و کیفر، اشکالی را متوجه عدالت او نمی کند؛ زیرا وقتی عدالت رعایت نمی شود و ظلم اتفاق می افتد که پاداش کمتر از آنچه باید داده شود و یا فرد، بیش از آنچه که استحقاق دارد عذاب گردد در حالی که طبق این قانون، نه پاداش کمتری داده می شود و نه عذاب بیشتری اعمال می شود.


برچسب‌ها: معارف قرآن


نوشته شده در تاريخ توسط 

به مناسبت ولادت امام موسي كاظم(ع)

كظم غيظ يكي از صفات حسنه و اخلاق پسنديده است و خداوند متعال در قرآن كريم مي‌فرمايد:( سوره آل عمران آيه 134)« الذين ينفقون في السرآء و الضراء والكاظمين الغيظ و العافين عن الناس والله يحب المحسنين - همان‌ها كه در راحت و رنج انفاق مي‌كنند وخشم خود را فرو مي‌خورند و از مردم در مي گذرند و خدا نيكوكاران را دوست دارد.» اين خصوصيات از صفات بارز حضرت موسي بن جعفر(ع) است ؛ 1- انفاق در وسعت و پريشاني( غنا و فقر) 2- فرو بردن خشم 3- لغزش‌هاي مردم را ناديده گرفتن.

خداوند در آيه 130 بحث ربا را مطرح مي‌فرمايد كه ربا مخوريد و از خدا بترسيد تا رستگار شويد ودر آيه 131 مي‌فرمايد: و از آتشي كه براي كافران آماده شده پروا كنيد. و در آيه 132 مي‌فرمايد: و خدا و پيامبر را فرمان ببريد تا مورد رحمت قرار گيريد. يعني عبادت منهاي اطاعت معنا ندارد و راهي جز مسير پيامبر براي اطاعت وجود ندارد.( توضيح اينكه راه ائمه اطهار (ع) طبق آيات قرآن همان راه پيامبر (ص) است. در آيه 59 سوره نساء مي‌فرمايد:« يا ايها الذين آمنوا اطيعواالله و اطيعواالرسول و اولي الامرمنكم » اولي الامر چه كساني هستند؟ در پاسخ به سئوال جابربن عبدالله انصاري از پيامبر(ص) است كه مي‌فرمايد از امام علي تا امام دوازدهم كه اي جابر تو پنجمين آنها را درك مي‌كني و سلام مرا به او برسان. در آيه 133 مي‌فرمايد:« و بشتابيد به آموزش از پروردگارتان و بهشتي كه پهنه آن آسمان ما و زمين است كه براي پرهيز كاران آماده شده است.» و بسيار مفيد است اين ترتيب در آيات كه از ربا و پرهيز از آن شروع و سپس ترس از خدا و آتشي كه براي كافران است و اطاعت از خدا و رحمت الهي و سپس به پرهيزكاري و بعد در آيه 134به انفاق كه نقطه مقابل رباست اشاره فرموده و مي‌فرمايد:« در وسعت و پريشاني انفاق كنيد و در اينجا به‌واسطه آيه قبلي كه ربا است اولين قدم پرهيزكاري را انفاق مطرح كرده و هر كجا در قرآن بحث ربا شده بلافاصله بحث انفاق مطرح شده است. ربا يك حرص‌ورزي اقتصادي است و تا طرف را به خاك سياه ننشاند پيش مي‌رود و نقطه مقابل آن انفاق است و گشاده‌دستي، يعني نه تنها طمع به مال ديگران ندارد بلكه بي‌توقع به ديگران كمك هم مي‌كند، يعني حالت جود و سخاوت در مقابل بخل و حرص. قدم دوم در پرهيزكاري را در اينجا و الكاظمين الغيظ مطرح مي‌فرمايد. حديث از امام كاظم (ع) : اي هشام كسي كه خشم خود را از مردم باز بدارد، خداوند نيز خشم خود را در روز قيامت از او باز خواهد داشت.( بحار الانوار ج 1 ص 143) اشاره به فرو بردن خشم است.( كاظمين الغيظ).




نوشته شده در تاريخ توسط 

ایمان و عمل ما درست شود، برکات هم نازل می‌شود

وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَی ءَامَنُواْ وَ اتَّقَوْاْ لَفَتَحْنَا عَلَیهِْم بَرَکَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ (96- اعراف)

در این آیه خداوند متعال به صراحت وعده می‌دهد که اگر باورهای مردم باورهای توحیدی شود و از شرک و خرافه پاک گردد و در عمل هم به آنچه خدا گفته است به قدر میسور عمل کنند درهای رحمت و برکت الهی از آسمان و زمین به روی مردم گشوده می‌شود.قرآن مجید

از اهل القری؛ مردم یک منطقه به دست می‌آید که ملاک نزول برکات، ایمان و عمل اکثری مردم است پس اگر بیشتر مردم دین باور و دین دار بودند وعده حق عملی خواهد شد و بی مبالاتی تعدادی از مردم، تأثیری در عملی شدن آن وعده نخواهد داشت اما اگر برعکس شد درهای رحمت نیز بسته می‌شوند و دین داری عده‌ای هم نمی‌تواند آن‌ها را باز کند.(1)

سه ویژگی که متکبران دارند

سَأَصْرِفُ عَنْ ءَایَاتیِ‌َ الَّذِینَ یَتَکَبرَُّونَ فیِ الْأَرْضِ بِغَیرِْ الْحَقّ‌ِ وَ إِن یَرَوْاْ کُلَّ ءَایَةٍ لَّا یُؤْمِنُواْ بهَِا وَ إِن یَرَوْاْ سَبِیلَ الرُّشْدِ لَا یَتَّخِذُوهُ سَبِیلًا وَ إِن یَرَوْاْ سَبِیلَ الْغَیّ‌ِ یَتَّخِذُوهُ سَبِیلًا (146- اعراف)

طبق این آیه متکبرانی که مانند ابلیس(2) از دین و دستور خداوند متعال روی برمی گردانند کسانی‌اند که دارای این سه ویژگی‌اند:


برچسب‌ها: معارف قرآن


نوشته شده در تاريخ توسط 

¤ اهميت نماز
اهميت نماز از آدم تا خاتم از زمين تا آسمان است، اگرزمين زلزله مي شود، نماز واجب مي شود، آسمان باران ندارد، نماز باران مي خوانند، نوزاد در زايشگاه به دنيا مي آيد، در گوش او اذان و اقامه مي گويند و در قبر قرار مي گيرد، نماز مي خوانند، چه واجبي داريم كه از آدم تا خاتم است، چه واجبي داريم كه از زايشگاه تا قبرستان باشد.
اين مطالب است كه حساب نماز را از همه چيز جدا مي كند.
88 بار فقط لفظ صلاه آمده، غير از لفظ عبادات، سجده، قنوت، تسبيح، ذكر، چه واجبي را اينقدر خداوند به آن بها داده است.
چه واجبي است كه از همه كمالات اين كمال را مي گويد؛ در زيارت وارث اول مي گوييم: «أشهد أنّك قد أقمت الصّلاه وآتيت الزّكاه وأمرت ب المعروف ونهيت عن المنكر»بعد از اين مطلب خطاب به امام حسين(ع) مي گوييم جاهدت في اللّه.
اين چه واجبي است كه مي ارزد هر كلمه اش يك گلوله بخورد، چون درنماز ظهر عاشورا،به طرف امام حسين(ع) كه دو ركعت نماز سي و پنج كلمه اي خواند، سي و پنج تير رها كردند.
تمام مردمي كه حج مي روند ،يا به قصد حج مي روند يا براي عمره ،ولي بنيانگذار مكه وقتي كه به مكه رفت، گفت: خدايا آمده ام مكه نه براي حج نه براي عمره، گفت: «ربّنا نّ ي أسكنت م ن ذرّ يّتي ب واد غير ذي زرع ع ند بيت ك المحرّم ربّنا ل يقيموا الصّلاه » [1]، نماز چقدر اهميت دارد كه پيامبرخدا زن و فرزندش را در وادي بي آب علف رها مي كند تا نماز اقامه شود.


برچسب‌ها: نماز, قرآن


نوشته شده در تاريخ توسط 
گر طالب هدایتی از اکثریت پیروی نکن

وَ إِن تُطِعْ أَكْثرََ مَن فىِ الْأَرْضِ یُضِلُّوكَ عَن سَبِیلِ اللَّهِ إِن یَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ إِنْ هُمْ إِلَّا یخَْرُصُونَ(116- انعام)

در این آیه خداوند به پیامبرش به عنوان مخاطب خاص و به همه مردم به عنوان مخاطب عام هشدار می دهد که اگر به دنبال اکثریت بیفتند از مسیر هدایت و بندگی خدا خارج شده و گمراه می شوند. آنگاه علت را هم اینگونه بیان می کند که اکثر مردم بر اساس علم و حقیقت عمل نکرده و سخن نمی گویند ملاک کار بیشتر مردم بر حدس و گمان استوار است در حالی که یافتن جاده سعادت و حرکت در آن نیاز به علم حقیقی دارد که آن در مکتب وحی و عقل سلیم (عقل و نقل) یافت می شود و بس.(1)قرآن کریم

از ترس نداری، فرزندان خود را سقط نکنید!

وَ لَا تَقْتُلُواْ أَوْلَادَكُم مِّنْ إِمْلَاقٍ نحَّْنُ نَرْزُقُكُمْ وَ إِیَّاهُمْ (151- انعام)

پیام آیه روشن است خداوند متعال در این آیه کسانی را که از ترس فقر و نداری به فکر کشتن فرزندان خود می افتند را مخاطب قرار داده و آنها را از این کار نهی کرده است و چون هر انحراف عملی ریشه در انحراف فکری دارد از این رو سخنی گفته تا اندیشه آنها را اصلاح کند. فرموده است: شما که نگران رزق و روزیتان هستید بدانید که رزق تمام مخلوقات به دست ماست. ما هستیم که شما و فرزندانتان را روزی می دهیم پس دیگر نگران چه هستید؟


برچسب‌ها: معارف قرآن


نوشته شده در تاريخ توسط 

دشمن‌ترین مردم با مؤمنین

لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِّلَّذِینَ ءَامَنُواْ الْیَهُودَ وَ الَّذِینَ أَشرَْکُواْ (82- مائده)

گر چه خطاب در این آیه متوجه شخص رسول اللَّه صلی الله علیه و آله است، لیکن آیه شریفه در مقام بیان قانون و ضابطه‌ای کلی برای عموم جامعه اسلامی است (1)؛ آن قانون همیشه جاری این است که در بین سه گروه مشرک، یهودی و مسیحی، رابطه مسیحیان با اسلام از نظر پذیرش و احترام به قوانین مسلمین بهتر از دو گروه دیگر بوده است. آنچه تاریخ همواره از جانب یهود و مشرکین شاهد آن بوده، سرسختی در پذیرش، بغض و کینه و خیانتی است که آن‌ها در برابر اسلام روا داشته‌اند. (2) البته این بدان معنا نیست که تمام یهودیان و یا مشرکین این‌گونه اند.

آنچه در جهان امروز رخ می‌دهد نیز شاهد و گواه محکمی بر صدق این آیه است زیرا بر کسی پوشیده نیست که در حال حاضر هم دشمن درجه یک اسلام و مسلمین یهود و صهیونیست بین‌الملل است؛ یهودی که شبانه روز در تلاش برای ضربه زدن به اسلام با هدف محو آن از چیزی فروگذار نیست.سوال: این سرسختی در دشمنی را صهیونیستِ امروز، نسبت به کدام دسته از مسلمانان اعمال می‌کند؟ مسلمانان تابع حکام عرب یا مسلمانانی شعارشان شعار حسین بن علی علیه‌السلام است؟ فراموش نشود که آیه، ایمان کسانی را تأیید می‌کند که در این تقابل، مورد خشم و عداوت یهود و مشرکین هستند.


برچسب‌ها: معارف قرآن


نوشته شده در تاريخ توسط 
خطری که بیش از ترک عبادت آخرت انسان را تهدید می کند

وَ مَن یَسْتَنكِفْ عَنْ عِبَادَتِهِ وَ یَسْتَكْبرِْ فَسَیَحْشرُُهُمْ إِلَیْهِ جَمِیعًا(172) فَأَمَّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ فَیُوَفِّیهِمْ أُجُورَهُمْ وَ یَزِیدُهُم مِّن فَضْلِهِ وَ أَمَّا الَّذِینَ اسْتَنكَفُواْ وَ اسْتَكْبرَُواْ فَیُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا أَلِیمًا ... (173)قرآن کریم ماه رمضان

قرآن کریم می فرماید: كسانى كه از عبادت و بندگى پروردگار امتناع ورزند و این امتناع از تكبر و خودبینى آنها سرچشمه بگیرد، خداوند همه آنها را در روز رستاخیز حاضر خواهد ساخت و به هر كدام كیفر مناسب خواهد داد. در آن روز به آنها كه داراى ایمان و عمل صالح بوده‏اند پاداششان را به طور كامل خواهد داد و از فضل و رحمت خود بر آن خواهد افزود؛ ولی کسانی را كه از بندگى خدا امتناع ورزیدند و راه تكبر را پیش گرفتند به عذاب دردناكى گرفتار خواهد كرد.(1)

استنكاف یعنى امتناع و انزجار از چیزى. این حالت در مورد عبادت و بندگى خدا، گاهى ریشه در جهل و نادانى دارد و گاهى به خاطر تكبر و خودبینى و سركشى است.

علامه طباطبایی(ره) می فرماید: استنكاف به تنهایى باعث سخط الهى نمى‏شود، زیرا استنكاف دو جور ممكن است باشد، یكى از نادانى و استضعاف و دیگرى از استكبار، آن استنكافى باعث خشم و غضب الهى مى‏شود كه برخاسته از روح استكبار باشد.(2)

قانون قرآن این است: اگر كسى نسبت به آنچه که باید ایمان بیاورد، كفر بورزد و راه مؤمنان را رها كرده و در راه كافران قرار گیرد، اعمال او بر باد می رود و در آخرت در زمره زیانكاران خواهد بود

برچسب‌ها: معارف قرآن


نوشته شده در تاريخ توسط 

فراز اول: رنگ رخساره خبر می دهد از سر درون

قرآن

یَوْمَ تَبْیَضُّ وُجُوهٌ وَ تَسْوَدُّ وُجُوهٌ فَأَمَّا الَّذِینَ اسْوَدَّتْ وُجُوهُهُمْ أَ كَفَرْتُم بَعْدَ إِیمَانِكُمْ فَذُوقُواْ الْعَذَابَ بِمَا كُنتُمْ تَكْفُرُونَ(106) وَ أَمَّا الَّذِینَ ابْیَضَّتْ وُجُوهُهُمْ فَفِى رَحْمَةِ اللَّهِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ(107- آل عمران)

روز قیامت چهره‏هایى نورانى و چهره‏هایى تاریك خواهد بود. به آنان كه چهره‏هایشان تاریك است گفته مى‏شود: چرا بعد از اینکه ایمان آوردید كافر شدید؟! پس اكنون به خاطر آن كافری که ورزیدید طعم عذاب را بچشید و به آنان هم كه چهره‏هایشان نورانى است در رحمت الهى مقیم می شوند و براى همیشه در آن مى‏مانند.

این یک اصل قرآنی است که حالت و نوع زندگى انسان و نیز پاداش و كیفرهاى او در جهان دیگر در حقیقت تجسمى از اعمال و روحیات و افكار او در این جهان است.(1) به عبارت دیگر: هر كارى كه در این جهان از انسان سر می زند آثار وسیع و گسترده‏اى در روح انسان باقى گذاشته و کم کم چهره جان او را صورتگری می کند. درک این تغییرات در دنیا برای اکثر مردم امری ناممكن است؛ ولى در قیامت که روز ظهور حق و حقیقت و آشکار شدن باطن افراد است(2) آن واقعیت نهفته در جان که در حقیقت چهره واقعی جان انسانهاست رونمایی شده و پدیدار می گردد.


برچسب‌ها: معارف قرآن


نوشته شده در تاريخ توسط 
«بخل» و «خساست» حالتي است كه انسان وقتي گرفتار اين حالت شود، به جاي اينكه در حد معتدل نيازهاي روزانه خويش و خانواده اش را برآورده كند و حقوق واجب اموالش نظير: خمس و زكات و كفارات را بپردازد و اهل انفاق و كمك هاي مستحبي به ديگران هم باشد، بر خود، خانواده و ديگران سخت گيري مي كند و به قول معروف: نم پس نمي هد!
خداوند متعال در آيه 24 حديد، به شدت انسانها را از اين رذيله اخلاقي منع فرموده است:
الذين يبخلون و يامرون الناس بالبخل...
همان (مستكبران فخرفروشي) كه بخل مي ورزند و مردم را به بخل ورزيدن امر مي كنند... در آيه قبل خداوند بخيلان را مختال فخور معرفي فرموده است
راغب اصفهاني در مفردات نوشته است:
مختال به كسي مي گويند كه دچار خيلاء، يعني تكبر شده باشد و تكبر را از اين جهت خيلا مي گويند كه مستكبر چيزي را كه در خود سراغ دارد ( در عالم خيال) فضيلتي براي خود حساب مي كند.
علامه طباطبايي هم در الميزان ذيل اين آيه آورده است:
اختيال (كه مصدر است براي كلمه مختال)، و نيز افتخار ناشي از اين مي شود كه انسان توهم كند كه آنچه نعمت دارد به خاطر استحقاق خودش است و اين (تصور) برخلاف حق است. چون او فعلي را كه بايد مستند به تقدير خدا كند به استقلال نفس خود كرده و اين اختيال و افتخار دو تا از رذائل نفسند كه خدا آن را دوست نمي دارد...

برچسب‌ها: بخل, خساست, قرآن


نوشته شده در تاريخ توسط 

قرآن مجموعه‌اى کامل از معارف، فضایل اخلاقى، قوانین اجتماعى، قصص، تاریخ، اخبار غیبى و ... است که طىّ 23 سال در‌ حالات و شرایط و مکان هاى مختلف (مکه، مدینه، حضر، سفر، جنگ، صلح و‌. . .) نازل شده‌است. ولیكن كوچكترین اختلاف و تناقض و فساد مضمون و سخافت بیان در آن یافت نمیشود و حسن اسلوب و سلاست و حلاوتى كه در اول آن مشاهده میگردد؛ تا پایان آن حفظ گشته است.

سیر در قرآن این حقیقت را آشکار می سازد که معانى آن با هم تعارض ندارند. همه آنچه را که قرآن بدان مى‌پردازد و از زمین و زمان و آسمان و ‌... مى‌گوید، به منزله دانه‌هاى تسبیحى است که آن ها را به نظم کشانده باشند.

قرآن با حقایق بیرون خود نیز همخوان و همساز است و با علم و عقل اصطکاکى ندارد. اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدیثِ كِتاباً مُتَشابِهاً مَثانِی ... 1 خدا زیباترین سخن را [به صورت‏] كتابى متشابه، متضمّن وعده و وعید، نازل كرده است 2...  اگر در برخى آیات آن اجمالى باشد، آیات دیگر آن را شرح مى‌دهند.




نوشته شده در تاريخ توسط 

علت این که سوره مبارکه یاسین، قلب قرآن نامیده شده است این است که این سوره دارای مهمترین و اساسی ترین اصول اعتقادی و شاخه های منشعب از آن است .

علامه طباطبایی (ره) در تفسیر شریف المیزان می فرمایند: غرض این سوره بیان اصول سه گانه دین است، چیزى که هست نخست از مساءله نبوت شروع کرده، حال مردم را در قبول و رد دعوت انبیا بیان مى کند، و مى فرماید که: نتیجه دعوت حق انبیاء، احیاى مردم است ، و اینکه آنان در راه سعادت واقع شوند و حجت را بر مخالفین تمام کند، و به عبارت دیگر تکمیل هر دو دسته مردم است، عدّه اى را در طریق سعادت، و جمعى را در طریق شقاوت.

آنگاه این سوره بعد از بیان مسأله نبوت، منتقل مى شود به مسأله توحید، و آیاتى چند از نشانه هاى وحدانیت خدا را برمى شمارد، و سپس به مسأله معاد منتقل شده ، زنده شدن مردم را در قیامت براى گرفتن جزا، و جداسازى مجرمین از متقین را بیان نموده سپس سرانجام حال هر یک از این دو طایفه را توصیف مى کند.

و در آخر دوباره به همان مطلبى که آغاز کرده بود برگشته، خلاصه اى از اصول سه گانه را بیان، و بر آنها استدلال مى کند و سوره را ختم مى نماید.


برچسب‌ها: سوره یاسین


نوشته شده در تاريخ توسط 

نيت واژه اي است كه بارها در فرهنگ اسلامي به كار رفته است؛ جالب اينكه در قرآن اين واژه به كار نرفته اما مفهوم آن را از بسياري از آيات مي توان به دست آورد. نيت به معناي قصد انجام عملي، يك امر قلبي و باطني است. همين امر باطني در حقيقت كيفيت عمل را مشخص مي كند و به آن ابعاد متفاوتي مي دهد. در فرهنگ اسلامي زماني عملي، خوب خواهد بود كه از دو عنصر حسن فاعلي و حسن فعلي برخوردار باشد. در حقيقت اين دو چيز، بالهاي پرواز انسان هستند و خداوند حسن فاعلي و فعلي را تنها عامل رهايي انسان از خسران ابدي و وصول به خداوند دانسته است.
ما بارها درباره نيت و آثار آن در پذيرش اعمال از سوي خداوند و رد آن شنيده و يا مطالبي را خوانده ايم ولي كمتر شده است درباره نقش نيت در زندگي دنيوي و تاثير آن در كسب موفقيت و شكست، سخني شنيده باشيم. پرسش اين مقاله آن است كه نيت چه نقش و تاثيري در زندگي انسان در دنيا دارد و آموزه هاي ديني در اين باره چه مي گويند؟
مفهوم شناسي نيت
واژه نيت از واژه عربي «نوي» گرفته شده است. النوي در لغت عربي به معناي هسته خرماست. (فراهيدي، خليل بن احمد، ترتيب كتاب العين، ج 3، ص 1856؛ مصباح المنير، ج 1-2، ص 631) واژه نوي در شكل فعلي آن به معناي قصد، عزم، حاجت، نياز و خواسته به كار رفته است. (همان و همچنين نگاه كنيد: انيس ابراهيم و همكاران، المعجم الوسيط، ترجمه محمد بندر ريگي، ج 2، ص 2060)




نوشته شده در تاريخ توسط 

حقّ النّاس شامل تمام حقوقی می‌شود که انسان‌ها بر یکدیگر دارند و به دو قسم مالی و آبرویی منقسم می‌شود. حقّ النّاس مالی به معنای از بین بردن اموال مردم، تصرّف عدوانی در اموال ایشان، غصب و امثال آن است. حقّ النّاس آبرویی نیز نظیر غیبت، تهمت، شایعه پراکنی و نقل قول بی‌اساس است که موجب آبروریزی دیگران می‌شود.

یادآوری مرگ و قیامت

از جمله عوامل کنترل کننده و مانع سقوط انسان، یاد مرگ و یاد معاد می‌باشد که طی چند جلسه گذشته، به اختصار پیرامون برخی از منازل آن سخن گفتیم. توجّه به حالت احتضار و یادآوری وقایع درون قبر و نیز عالم برزخ، می‌تواند مانعی برای سقوط انسان در درّه تباهی و غفلت باشد.

یادآوری مسأله مرگ در طول شبانه روز، به مرور می‌تواند انسان را بیدار کرده، او را از انحراف نجات دهد. علمای علم اخلاق تأکید فراوانی بر یاد مرگ داشته‌اند و این نوع تفکّر را برای نجات از غرق شدن در مادیّات و امور دنیوی، بسیار مهم و با ارزش می‌شمرند. 


برچسب‌ها: حقّ النّاس, برزخ, قیامت


نوشته شده در تاريخ توسط 

توانستن غیر از مجاز بودن است

فراز اول: لَا إِکْرَاهَ فیِ الدِّینِ قَد تَّبَینَ‌َ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیّ‌ِ (256- بقره)

قرآندر دین، هیچ اجباری نیست. همانا راه هدایت از گمراهی، کاملاً مشخص و آشکار شده است.

بسیاری با استناد به همین آیه، خود را مجاز به پذیرش و یا عدم پذیرش اصل دین و فروعات آن می‌دانند به این معنا که گمان می‌کنند اجازه دارند اصل دین را بپذیرند یا نپذیرند و یا هر کدام از فروعات دین که مایل به انجامش نبودند را به راحتی کنار گذاشته و از آن بگذرند و جالب‌تر اینکه خیال می‌کنند دیگران هم حق اعتراض به آن‌ها را ندارند؛ نه حق دارند آن‌ها را امر کنند و نه مجازند ایشان را نهی کنند.

به راستی اگر چنین تفسیر و برداشتی از آیه صحیح بود دیگر چه دلیلی داشت خداوند کسانی که دین را نپذیرفتند و یا به آن عمل نکردند را با آیات عذاب، تهدید کند؟


برچسب‌ها: معارف قرآن


نوشته شده در تاريخ توسط 

پرسش:
اينكه در آموزه هاي اسلامي تاكيد شده كه روزي دهنده فقط خداست و رزق و روزي همه موجودات به ويژه انسان توسط خداوند تضمين شده است آيا با اختيار انسان منافاتي ندارد؟

پاسخ:
براساس ادله عقلي و نقلي اين موضوع به اثبات رسيده كه رزق و روزي همه جانداران به ويژه انسان، توسط خداوند متعال تضمين شده است. از سوي ديگر در آيات و روايات فراواني، روزي دهنده تنها و تنها خداوند دانسته شده و بر اين موضوع تاكيد فراوان رفته است. «ان الله هوالرزاق ذوالقوه المتين» تنها خداوند روزي دهنده و صاحب قوت و قدرت است (ذاريات-85) براساس اين آيه استفاده از صيغه مبالغه «رزاق» به جاي به كارگيري واژه رازق و نيزتاكيد بر قدرتمند بودن حق تعالي (ذوالقوه المتين) بر منحصر بودن رازق هستي در خداوند متعال تاكيدي تمام دارد و تنها رازق حقيقي خداوند است و اگر كسي متصف به صفت «رازق» باشد، از طريق اذن و اعطاء خداوند است. اين نكته در مكتب اهل بيت چندان واضح و مبرهن است كه هنگامي كه يكي از اصحاب امام سجاد(ع) با نگراني از گران شدن كالايي خبر مي دهد، امام با خونسردي پاسخ مي دهند: «گراني اين كالا به من مربوط نيست. اگر گران است (روزي من) برعهده خداونداست، و اگر هم ارزان است، (باز هم روزي من) برعهده اوست. (وسايل الشيعه، ج71، ص 75) گويا در ذهن بسياري از مردم چنان است كه اگر قيمت كالاها ارزان باشد، روزي رساني خداوند سهل و آسان است، اما اگر قيمت ها افزايش يابد روزي رساني خداوند با مشكل مواجه شده و به سختي صورت مي گيرد. از سوي ديگر، امامان معصوم(ع) آنجا با افكار غيرتوحيدي عده اي از ياران و هواداران خود مواجه مي شدند، كه آن پاكان را از كارگزاران نظام هستي دانسته و معتقد به تفويض برخي ازافعال خداوند مانند رزاقيت او به امامان معصوم بودند، به شدت مقابله مي كردند، و منشأ همه تاثيرات و حوادث را در جهان هستي فقط خداوند معرفي مي كردند. امام رضا(ع) همواره در دعاي خود مي فرمود:
«خداوندا... ازكساني كه مي پندارند ما ارباب (امور هستي) هستيم بيزاري و دوري مي جوييم. و نيز از كساني كه مي پندارند كار خلق كردن و روزي رساندن از آن ما است (و به ما تفويض شده است) از آنان به سوي تو دوري مي جوييم، همچون دوري جستن عيسي بن مريم از مسيحيان (كه آنان عيسي را خدا مي دانستند). خداوندا! ما آنان را به آنچه پنداشته اند نخوانده ايم، پس ما را به گفتار (باطل) آنان مواخذه مكن و ما را از آنچه مي پندارند، مورد غفران و آمرزش خود قرار ده. (الاعتقادات، صدوق، ص 47)
در روايت ديگري، امام صادق(ع) كساني را كه معتقد به تفويض اموري از قبيل روزي رساني، خلقت، زنده كردن و ميراندن، به پيامبر(ص) و علي(ع) هستند، دشمنان خدا دانسته و سخن آنان را در تنافي با كلام خداوند در قرآن كريم مي بينند. هنگامي كه زراره يكي از اصحاب نزديك امام صادق(ع) به آن حضرت مي گويد: مردي از فرزندان عبدالله بن سبا معتقد به تفويض است و مي گويد: خداوند حضرت محمد(ص) و علي(ع) را خلق نمود و سپس امر (اداره هستي) را به آنان سپرد. پس آنان هستند كه خلق مي كنند، روزي مي دهند، زنده مي كنند و مي ميرانند.
امام صادق(ع) در پاسخ فرمود: اين دشمن خدا، دروغ مي گويد. هنگامي كه گوينده اين سخن را ديدي آيه سوره رعد را بر او بخوان كه: «آيا براي خدا همتاياني قرار داده اند كه مانند آفرينش او آفريده اند و اين آفرينش بر آنها مشتبه شده است؟ بگو: خدا خالق هر چيزي است و او يگانه قهار است.» (همان) بنابراين ماسوي الله از صفت رزاقيت برخوردار نيستند و اگر هم در اين راستا روزي رساني مي كنند، به اذن الله بستر مجراي فيض رزاقيت الهي قرار مي گيرند و از خود هيچ گونه استقلالي ندارند. از طرفي تقدير رزق و روزي الهي، منافاتي با اختيار انسان ندارد و هركس به استناد آيه شريفه ليس للانسان الاماسعي، مي تواند به ميزان سعي و تلاش خود از رزق الهي بهره مند شود. اما حد و اندازه رزق الهي متفاوت و وسعت و ضيق آن به فلسفه خلقت انسان مربوط است كه بايد در اين دنيا مورد ابتلا و آزمايش قرار گيرد تا بدين وسيله ناسپاسان را از سپاسگزاران و شكيبايان را از ناشكيبان باز شناسد، و براساس رفتار و عكس العمل خوب و بد آنان، مرتبت سعادت يا شقاوت آنان را تعيين كند. علي(ع) در خطبه 9 نهج البلاغه مي فرمايد: «(خداوند) روزي ها را مقدر كرده، برخي اندك و برخي فراوان، دسته اي در تنگي و دسته اي در فراخ و آساني. سپس به عدالت رفتار كرد تا بيازمايد كسي را كه فراواني و آساني يا تنگي و سختي را مي خواهد تا بدين وسيله شكر و صبر را در افراد غني و فقير مورد آزمايش قرار دهد.»



نوشته شده در تاريخ توسط 

براساس آموزه هاي اسلامي بهشت دوزخ و حقيقت انسان در آخرت چيزي جز بازتاب نيات و اعمال آدمي در دنيا نيست. درحقيقت آخرت همان جهاني است كه ما مي سازيم.بر پايه همين آموزه ها نه تنها انسان خودش را مي سازد بلكه سازه هاي آخرتي به ويژه دوزخ، همان تجسم عيني نيات و اعمال ماست، هرچند در بهشت به سبب عنايت و فضل الهي تغييرات كمي و كيفي نسبت به پاداش داده مي شود، ولي با اين همه اين انسان است كه بنياد هر چيزي را مي گذارد و خود آخرتي و بهشت خويش را مي سازد.
نويسنده در اين مطلب بر آن است تا براساس آموزه هاي وحياني اسلام نقش انسان را در سازه هاي آخرتي تبيين كند.
نقش و آثار نيات و اعمال انسان در زندگي دنيوي
دنيا با همه پيچيدگي هايش از نظام ساده رياضي برخورداراست؛ چرا كه رياضيات، عقلاني ترين نظامي است كه مي توان در قالب آن عدالت را سامان داد و از آنجايي كه نظام احسن الهي بر نظام عدالت پي ريزي شده، نظام رياضي در آن نقش اساسي و بنيادين دارد. اين بدان معناست كه همه هستي در يك چارچوب منطقي نظام يافته كه مي توان آن را شبيه منطق رياضي دانست.
براساس اين منطق، نمي توان موردي را يافت كه بيرون از عدالت باشد و خداوند هرگز بيرون از دايره عدالت حركت نمي كند و عملي را خارج از آن اعمال نمي كند (آل عمران، آيه 182؛ انفال، آيه 51؛ حج،آيه 10؛ فصلت، آيه 46) البته اين به معناي عدم قدرت نيست، بلكه به معناي منطقي است كه در آيات قرآني از آن به سنت هاي الهي تعبير شده كه در آن تبديل و تحويلي نيست. خداوند به صراحت در آياتي از جمله 62سوره احزاب و 23 سوره فتح از سنت هاي الهي در جامعه و جامعه سخن به ميان آورده كه در آن هرگز تغيير و تبديلي راه نمي يابد.




نوشته شده در تاريخ توسط 

هر انساني، نفسي دارد كه وجوه و حالات گوناگوني به خود مي گيرد؛ زيرا داراي ابعادي بسيار است. تنوع حالات نفس، به سبب موقعيت شگفت نفس انساني در هستي است؛ زيرا روح عالي در پست ترين عنصر از عناصر هستي قرار گرفته و انفعال شديد عنصر خاكي در كنار فعال بودن شديد روح عالي، اين تركيب شگفت را پديد آورده است.
يكي از حالات نفس، تمايل و گرايش شديد و دلبستگي هاي آن است؛ نفس، هر چيزي را كه پسندش افتد، نه تنها بدان گرايش مي يابد، بلكه دلبستگي شديد به آن پيدا كرده و خواهان پيوند و يكي شدن با آن است. اين چيز مي تواند عالي ترين در هستي يعني خدا باشد، يا پست ترين چيز باشد كه به سبب علل دروني و بيروني و خطا و اشتباه در تطبيق يا جهل، آن را كمال دانسته و خواهان پيوند و لقاء با آن باشد.
انسان هر چند به طور طبيعي به كمال گرايش دارد، ولي ممكن است به خطا و اشتباه يا جهالت انتخابي نادرست داشته باشد اينجاست كه نفس انساني چيزهايي را محبوب خود قرار مي دهد كه جز با ذبح و كشتن آن نمي توان رها شد و به سوي كمال انقطاع پرواز كرد.
نويسنده در اين مطلب بر آن است تا براساس آموزه هاي وحياني قرآن يادآور شود كه هر كسي داراي اسماعيلي بلكه اسماعيل هاست كه مي بايست به مسلخ عشق برده شود و در قربانگاه ذبح شود تا نفس كمالي آزاد شده و به سوي لقاي الهي حركت كند.




نوشته شده در تاريخ توسط 

و من الناس من يشتري لهوالحديث ليضل عن سبيل الله بغير علم و يتخذها هزوا اولئك لهم عذاب مهين
و بعضي از مردم سخنان بيهوده را مي خرند تا مردم را از روي ناداني، از راه خداوند گمراه سازند و آيات الهي را به مسخره بگيرند، براي آنها عذابي خوار كننده است.(لقمان-6)
معني لهوالحديث
«لهوالحديث» عبارت از هر سخن، شعر، داستان غيرواقعي و آهنگ بيهوده و مضر و گمراه كننده اي است كه انسان را از حق باز دارد و به سوي باطل سوق دهد.
سخن يا حرف حق است يا حرفي است كه باعث كوبيدن باطل و نفاق مي شود! وگرنه، بهتر است انسان ساكت باشد.
كه گفته اند: ساكت باش، سالم باش!
راغب اصفهاني در مفردات نوشته است:
لهو: آن چيزي است كه انسان را از آنچه براي او لازم و مهم است باز مي دارد.(1)
فخرالدين طريحي در كتاب «مجمع البحرين» لهو را به معني سرگرم شدن به باطل دانسته كه انسان را از ذكر خدا باز مي دارد.(2)
نويسنده قاموس قرآن درباره معني لهو نوشته است: لهو مشغول شدن به چيزي توأم با غفلت است.
امام علي(ع) درباره لهو فرموده است:
لهو چيزي است كه موجب سخط و خشم پروردگار رحمان و رضايت شيطان و فراموشي انسان مي شود.(3)
بنابراين مي توان گفت كه: «لهو الحديث» گفتار و سخني است كه انسان را از توجه به حق بازداشته و به خود مشغول سازد.


برچسب‌ها: لهو الحديث, باطل گرايي


نوشته شده در تاريخ توسط 

آزادي يكي از حقوق طبيعي انسان هاست. به اين معنا كه آزادي از اموري است كه نياز به وضع قانون از سوي كسي ندارد تا براي انسان ها اثبات شود. اين بدان معنا خواهد بود كه نفي و اثبات آزادي بيرون از دايره اختيارات كسي است. پس همانطوري كه نمي توان آن را جعل و اثبات كرد نمي توان آن را سلب نمود. پس هر انساني به حكم قانون تكوين و طبيعت آزاد آفريده شده و نيازي ندارد تا كسي براي او حقي به نام حق آزادي را اثبات كند.
اما اين بدان معنا نيست كه انسان از اين حق طبيعي سوءاستفاده كند و حقوق طبيعي ديگران از جمله احترام و حرمت ديگران را سلب كند؛ زيرا حقوق طبيعي همانند هر حقوق ديگر در دايره اي معنا مي يابد و خروج از آن دايره به معناي خروج از قوانين طبيعي و ظلم است.
نويسنده در اين مطلب برآن است تا ديدگاه اسلام و قرآن درباره حق آزادي بيان و خطوط قرمز طبيعي آن را بيان كند.
حق آزادي، حق طبيعي انسان
حقوق ، جمع «حق» به معناي درست، درستي، سزاوار است. (نثر طوبي، شعراني، ص 181)
اصل حق به معناي ثبوت همراه با مطابقت با واقع است. (التحقيق، مصطفوي، ج 2، ص 262، «حق»)
در فرهنگ اصطلاحات هنگامي كه به موضوع حقوق پرداخته مي شود، از دو نوع حق به عنوان حقوق طبيعي و حقوق وضعي سخن به ميان مي آيد.
خاستگاه حقوق طبيعي را بايد در عقل جست وجو كرد؛ زيرا عقل دو دستگاه احكام نظري و عملي دارد. احكام عقل نظري ناظر به حوزه هست ها است. عقل نظري با نگاهي به حقيقت هستي احكامي كلي دارد كه از جمله آنها ام القضايا يعني بطلان و استحاله اجتماع و ارتفاع نقيضين و كل بزرگ تر از جزء و مانند آن است. البته عقل در حوزه عمل نيز احكامي صادر مي كند كه به حوزه ارزش ها مرتبط است و بايدها و نبايدها را مشخص مي كند. اين بايدها و نبايدها ارتباط تنگاتنگي با عنوان حسن و قبح عقلي دارد. از جمله مهم ترين و پايه اي ترين احكام عقل نظري مي توان به حسن عدل و قبح ظلم اشاره كرد.
حقوق طبيعي به آن دسته از حقوق اطلاق مي شود كه عقل عملي بر آن حكم كرده است. از اين رو استاد شهيد مطهري درباره حقوق طبيعي و خاستگاه آن مي نويسد: توجه به حقوق بشر و به اصل عدالت به عنوان امور ذاتي و تكويني و خارج از قوانين قراردادي اولين بار به وسيله مسلمين عنوان شد، پايه حقوق طبيعي و عقلي را آنها بنا نهادند.» (نظام حقوق زن در اسلام، شهيد مطهري، مرتضي، ص122، انتشارات مدرسين.)




نوشته شده در تاريخ توسط 

همت، عزم جدي و قصد و اراده قوي براي انجام كاري است. انسان ها وقتي متوجه چيزي مي شوند كه مطلوب آنان است و تصوري هرچند اجمالي از آن دارند، آرزوئي درايشان ايجاد مي شود تا بدان دست يابند.اينجاست كه قصد و آهنگ دركنار اشتياق، موتور محركه اي مي شود تا انسان اراده اي كند و آن چيز را بخواهد و براي رسيدن به آن هركاري را كه لازم است انجام دهد. هرچه متعلق همت و عزم، ارزشي تر و مهم تر باشد، شوق و اشتياق در آدمي فزون تر مي شود و هرچه اشتياق افزايش يابد عزم و اراده، قوي تر مي گردد تا بدان برسد.
نويسنده در اين مطلب بر آن است تا براساس آموزه هاي قرآني، جايگاه ارزشي همت و عزم را در زندگي انسان تبيين كند و عوامل و آثار چنين حالتي را در زندگي انسان مشخص سازد.
مفهوم شناسي همت
همت واژه اي عربي از رشته همم به معناي آرزو، قصد، آهنگ، اراده و قصد قوي است. (عميد، حسن، فرهنگ فارسي عميد، ص 1120، نيز لغت نامه دهخدا ذيل واژه همت)
در اصطلاح به معناي ثبات و پايداري درانجام كاري است كه اراده شده است. درحقيقت حالت همت درآدمي همانند حالت اشتياق، حالتي است كه شخص با تصور و تصديق چيزي، آرزوي دست يابي به آن را داشته و قصد و آهنگ آن مي كند. درآيات قرآني واژه همت درمعناي آهنگ و قصد انجام كاري به كار رفته است. اين واژه در آياتي از جمله 122 و 154 سوره آل عمران، 113 سوره نساء، 74 سوره توبه، 24 سوره يوسف، 5 سوره غافر در همين معناي قصد قوي و آهنگ انجام كاري آمده است.




نوشته شده در تاريخ توسط 

حرکت، سرعت، سبقت

قرآن

فراز اول: فَاسْتَبِقُواْ الْخَیرَْاتِ (148- بقره)

توصیه قرآن کریم در انجام امور خیر و عمل صالح، ابتدا حرکت است(1) و بعد سرعت است(2) و سپس سبقت.

حرکت، همان عمل کردن به کارهای خیر است که تمام عبادت‌های مستحب و واجب را در بر می‌گیرد و متصف شدن به فضایل اخلاقی را شامل می‌شود.

سرعت در این امور هم به این است که هرگاه زمینه انجام آن فراهم شد، بدون فوت وقت آن کار عملی شود. امام باقر علیه‌السلام مرتب سفارش می‌کردند: «إِذَا هَمَمْتَ بِخَیْرٍ فَبَادِرْ فَإِنَّکَ لَا تَدْرِی مَا یَحْدُثُ» هنگامی که تصمیم به کار خیری گرفتی فوراً آن را انجام بده و آن را به بعد موکول نکن؛ چون نمی‌دانی بعد چه می‌شود.(3)


برچسب‌ها: معارف قرآن


نوشته شده در تاريخ توسط 

علوم قرآني دانشي است كه تسلّط بر آن، انسان را در فهم معارف قرآن كريم كمك مي‌كند.اگر بخواهيم جايگاه و اهميت مباحث شيرين علوم قرآني را در قالب تشبيه و تمثيل بيان كنيم مثل عصا براي نابينا – ابزار كار براي صنعتگر است. در حقيقت علوم قرآني پلي است كه بدون عبور از آن دستيابي به معارف قرآن اگر نگوييم غيرممكن بلكه مشكل و نامطمئن خواهد بود. لذا از همان صدر اسلام پايه‌هاي اساسي اين علم را قاريان و قرآن شناسان بزرگ بويژه اهل بيت عليهم السلام پي افكنده‌اند.خلاصه اينكه هر شخص علاقه‌مند به قرآن كريم براي تحكيم و تثبيت ارتباط خود با اين كتاب آسماني و انس بيشتر با آن بايد كار خود را از علوم قرآني آغاز كند.
پس مطلب اول را اين‌طور بايد مطرح كنيم كه منظور  از علوم قرآني چيست؟
" علوم قرآني" اصطلاحي است كه درباره مسائل مرتبط با شناخت قرآن و شئون مختلف آن طرح مي‌شود. تفاوت اين ريشه با "معارف قرآني" در آن است كه علوم قرآني بحثي بيروني است و به درون و محتواي قرآني از جنبه تفسيري كاري ندارد. اما معارف قرآني كاملاً با مطالب درون و محتواي آن سروكار دارد و در واقع يك نوع تفسير موضوعي به شمار مي‌رود.نظير خداشناسي ، جهان شناسي،انسان شناسي ، نبوت ، امامت، معاد، اخلاق و .....


برچسب‌ها: علوم قرآني


نوشته شده در تاريخ توسط 

از نظر آموزه هاي قرآني از ويژگي هاي دنيا، وجود مرگ و زندگي است. خداوند مرگ و زندگي را براي موجودات دنيوي آفريده است. (الذي خلق الموت و الحياه ؛ سوره ملك، آيه2) همه موجودات دنيوي مرگ را تجربه مي كنند، چنانكه زندگي را تجربه مي كنند. (كل من عليها فان؛ سوره الرحمن، آيه 62)
اما نكته اي كه مهم است اينكه زندگي موجودات همواره در دنيا با حضور همزمان مرگ همراه است و هر دم تركيبي از زندگي و مرگ است. اما اين مرگ تا كي ادامه دارد؟ پاسخ قرآن به اين پرسش كوتاه است. تا زمان اجل موجودات. به اين معنا كه مرگ به حيات خود به عنوان يك آفريده و آيت الهي تا زمان اجل ادامه مي دهد و وقتي اجل و زمان آن رسيد، پايان مي يابد و ديگر حيات بي مرگ آغاز خواهدشد. (انعام، آيات2 و 60؛ نوح، آيه4)
اما نكته مهم تر و شگرف تر اين است كه موجودي چون انسان مرگ را مي خورد و در هنگام اجل آن را نيست و نابود مي كند و اين تهديد را براي هميشه اگر از اهل كمال و بهشت باشد برمي دارد و ديگر اثري از مرگ نخواهدبود؛ اما اگر به كمال نرسيده باشد و اهل دوزخ باشد اين مرگ همواره تا ابد با او همراه خواهدبود و در آخرت نيز ادامه مي يابد؛ چرا كه اين موجود ناتمام هنوز دنيوي است و ويژگي هاي پست هبوط دنيوي را در خود دارد و به قول قرآن «اخلد الي الارض» است (اعراف؛ آيه 176)؛ از اين رو در دوزخ مرگ او هم دم به دم است و گويي هر دم اجل او مي رسد و مي ميرد و زنده مي شود. (ثم لايموت فيها و لايحيي؛ اعلي، آيه31)


برچسب‌ها: مرگ


نوشته شده در تاريخ توسط 

معني غيبت
«غيبت» عبارت از بيان: سخني يا حالتي يا رازي از كسي، در پشت سر او است كه اگر شخص غايب متوجه شود، ناراحت مي شود.
عده اي خيال مي كنند كه چنانچه عيبي در كسي وجود داشته باشد مي توان آن را در غياب او بازگو كرد و مي گويند: فلاني اين عيب را دارد يا اين كار را انجام داده است يا اين حرف را زده است و...
در حالي كه اتفاقا ، اگر چنين باشد، غيبت است!
به عبارت ديگر، چنانچه ماعيب يا سخن يا كار بد كسي را كه گفته يا دارد يا كرده است در پشت سر او بگوييم، غيبت او را كرده ايم وگرنه، چنانچه او اين سخن را نگفته باشد يا اين عيب را نداشته باشد يا اين كار بد را نكرده باشد و مابه او اينها را نسبت دهيم ديگر غيبت او را نكرده ايم بلكه، به او تهمت زده ايم! بنابراين مرز باريك و نازكي بين غيبت و تهمت بوده كه توجه به آن لازم است.
مفسر تفسير نمونه در اين باره نوشته است: «غيبت» چنان كه از اسمش پيدا است، اين است كه: در غياب كسي سخني بگويند، منتهي سخني كه عيبي از عيوب او را فاش سازد، خواه اين عيب جسماني باشد، يا اخلاقي، در اعمال او باشد يا در سخنش، و حتي در اموري كه مربوط به او است، مانند لباس، خانه، همسر و فرزندان و مانند اينها.


برچسب‌ها: غيبت


نوشته شده در تاريخ توسط 

يكي از آموزه هاي قرآني، قاعده طلايي «آنچه براي خود نمي پسندي براي ديگران نپسند» است. بر همين اساس خداوند از مؤمنان خواسته است تا در هنگام انفاق و صدقه دادن، هر آن چيزي كه محبوب و دوست داشتني خودشان است همان را انفاق كنند؛ چرا كه اگر اين گونه رفتار نكنند، در حقيقت انفاقي نكرده اند. به سخن ديگر، حسن فاعلي با حسن فعلي مي بايست همراه باشد و تنها حسن فاعلي و نيت خير كفايت نمي كند؛ چنانكه كار نيك بي نيت خير و حسن فاعلي نيز دردي را درمان نمي كند. خداوند مي فرمايد: لن تنالوا البر حتي تنفقوا مما تحبون و ماتنفقوا من شي ء فان الله به عليم؛ هرگز به نيكوكاري نخواهيد رسيد تا از آنچه دوست داريد انفاق كنيد و از هر چه انفاق كنيد قطعاً خدا بدان داناست. (آل عمران، آيه 92)
اصولا برخي تنها مدعي هستند و در هنگام عمل است كه مشخص مي شود كه چند مرده حلاج هستند. در بيرون گود هستند و مي گويند لنگش كن؛ اما خود از عهده هيچ كاري برنمي آيند. از اين رو خداوند اصل را بر آزمون و امتحان قرار داده تا سيه رو شود هر كه در او غش باشد. (عنكبوت، آيات 2 و 3)
بسياري از مردم در آزمون هاي الهي شكست خوردند و رو سيه شدند. هر كسي در دام چيزي افتاد و نتوانست از آن برهد. از شهوت هاي جنسي و غذايي و مالي و نام و نان و نشان و قدرت و ثروت و همچنين در آزمون نعمت و نقمت، از گرسنگي، نقص در مال و ثروت و فرزند و عضو و جان و تن تا رفاه و قدرت، هر كسي پايش لغزيد و سقوط كرد. (بقره، آيه 155؛ انعام، آيه 53؛ طه، آيه 40، ص، آيه 34)




نوشته شده در تاريخ توسط 

تقرب به معناي نزديكي روحاني و صفاتي به خداوند، آهنگ شتاب و تلاش بندگاني است كه مي خواهند فلسفه آفرينش را معنا بخشند و خود را از نقص به كمال برسانند و اگر كمال و صمدانيت ذاتي براي آنان شدني نيست، اما كمال و صمدانيت عرضي را به دست آورده و متاله و رباني شوند.
براساس آموزه هاي وحياني قرآن، هدف و فلسفه وجودي انسان، رسيدن به اين مقام است كه از آن به مقام مقربان ياد مي شود. هر انساني از اين ظرفيت و استعداد بهره مند است تا اين مقام را به دست آورد، اما تنها چيزي كه نياز دارد، معرفت و عزم جدي براي رسيدن است. نويسنده در اين مطلب بر آن است تا براساس آموزه هاي وحياني اسلام، حقيقت تقرب جويي و راه هاي رسيدن به آن را بيان كند.
قرب الهي، مقصد غايي
انسان موجودي ناقص اما كمال خواه است. هر انساني در فطرت خويش كمال خواه و نقص گريز است. پس وقتي به خود مي نگرد مي خواهد نواقص را برطرف ساخته و كمال را در غايت و نهايت آن به دست آورد. براساس آيات قرآني، كمال مطلق و منشأ هر كمالي خداوند است. انسان ها اين معنا را بطور فطري مي دانند و بطور فطري و طبيعي نيز بدان گرايش داشته و آن را تصديق مي كنند. به اين معنا كه تصور درستي از موضوع و محمول و نسبت ميان آن داشته و آن را تصديق مي كنند و ذات و فطرت ايشان به آن گرايش داشته و همان نيز انگيزه و موتور محرك آنان است. (اعراف، آيه172؛ انشقاق، آيه6)




نوشته شده در تاريخ توسط 

پرسش:
براساس آموزه هاي وحياني چه عواملي موجبات ازدياد رزق و روزي انسان را در حيات فردي و اجتماعي او فراهم مي آورد؟ لطفاً به نحو اجمال توضيح دهيد.

پاسخ:
علل و اسباب ازدياد رزق و روزي فراوان است و آيات و روايات نيز اهم آنها را يادآوري كرده است. در اينجا به چند عامل از مجموع آنها ذيلا مي پردازيم:
1-وضو داشتن
وضو داشتن علاوه بر برخورداري از نورانيت باطني و بهداشت ظاهري، در افزايش رزق و روزي انسان و رسيدن او به مقاصد مورد نظر موثر است. امام صادق(ع) در اين زمينه مي فرمايد: كسي كه براي انجام كاري بدون وضو حركت كند و به مقصود خود نرسد پس كسي جز خود را سرزنش نكند. (وسايل الشيعه، ج 17، ص 79)
همچنين آن حضرت وضو گرفتن قبل و بعد از غذا خوردن را در افزايش رزق و روزي موثر دانسته و تصريح مي فرمايند: وضو گرفتن پيش و پس از غذا، فقر را از بين برده و رزق را افزايش مي دهد.
(مكارم الاخلاق، ص 140)




نوشته شده در تاريخ توسط 

يكي از مسائل مهم در علوم سياسي، مسئله مشروعيت است. مشروعيت در حقيقت فلسفه توجيه گرايانه اعمال زور، قدرت و خشونت است. مشروعيت به حاكميت كمك مي كند تا خشونت قانوني را اعمال كند. اين مشروعيت همان چيزي است كه در علوم سياسي از آن به اقتدار حاكميت قانوني ياد مي كنند.
حكومت ها همواره در صدد آن هستند تا فلسفه اي را فراهم آورند تا براساس آن اقتدار خويش را اثبات كنند. اين گونه است كه فلسفه هايي چون پادشاهان، فرزندان خدا يا پادشاه، سايه خداشاه در زمين يا مردم سالاري و... پديد مي آيد تا اعمال خشونت را قانوني و حق محور جلوه دهد.
البته برخي بر اين باورند كه با اموري چون كارآمدي دولت هااز طريق مقبوليت نيز مي توان مشروعيت را ايجاد كرد، چنانكه برخي نيز مشروعيت را در سايه شمشير مي دانند و بر اين باورند كه هر كه شمشير و قدرت را در اختيار دارد، به طور طبيعي از مشروعيت و اقتدار قانوني برخوردار مي باشد و مشروعيتي برتر از سايه شمشير نيست.
نويسنده در اين مطلب بر آن است تا براساس آموزه هاي قرآني، مبناي مشروعيت سياسي را براساس ولايت مشروع تبيين كند و فلسفه مشروعيت سياسي اعمال حاكميت را بر اساس آموزه هاي سياسي قرآن روشن سازد.


برچسب‌ها: ولایت


نوشته شده در تاريخ توسط 

وضعيت دردآور اكثر ملت ها و كشورهايي كه در آتش جنگ و خون ريزي مي سوزند و از آواره گي و فقر رنج مي برند معلول اغراض سلطه گرانه پديده شوم تروريسم است.
اسلام اگرچه مبارزه عليه طاغوت زمان و مبارزه عليه ظلم، ستمگري، استبداد، استعمار و بي عدالتي را محترم شمرده و دفاع از مظلومان در برابر ظالمان و قدرت هاي سلطه گر را جهاد قلمداد كرده، اما در نقطه مقابل، كشتن يك فرد بي گناه را به منزله كشتن تمام انسان ها و انسانيت قلمداد مي كند.
تعاليم قرآن كريم و سيره پيامبر اكرم(ص) و ائمه اطهار(ع) هرگونه تجاوز به حقوق فردي و اجتماعي را حرام شمرده و تمام مباني فكري و رفتاري تروريسم در اسلام از گناهان كبيره محسوب شده است. اسلام استفاده از وسايل نامشروع را براي رسيدن به هدف نفي مي كند، اصالت دادن به منافع شخصي به قيمت قرباني كردن منافع ديگران را مذموم و حرام مي داند و تجاوز به حق الناس و حقوق مردم را در هر شكل و تحت هر عنواني نابخشودني مي شمرد. خودخواهي، خودبيني و خودپرستي كه از ريشه هاي اصلي اعمال تروريستي است، در اسلام مطرود است. ترور شخصيت، چه كشتن افراد بي گناه وچه حذف فيزيكي انسان ها و مصادره اموال و حقوق ديگران به ناحق ازگناهان كبيره است. اسلام از سلطه گري و استعمار ملت ها كه يكي از ريشه هاي مهم پرورش تروريسم است با عنوان طاغوت نام مي برد، هرگونه حمايت و همكاري با طاغوت دشمني با خداوند و پذيرش تروريسم است كه با عنوان طاغوت نام مي برد و هرگونه حمايت و همكاري طاغوت را دشمني با خداوند و پذيرش ولايت شيطان مي داند. كشتن يك انسان بي گناه را به منزله كشتن همه بشر قلمداد مي كند و بر تسلط عدالت و رعايت حق و قانون تاكيد مي نمايد. اسلام مجازات هاي شديدي براي سرقت، دزدي و پايمال كردن حقوق ديگران وضع نموده است.
واقعيت اين است كه اسلام خودبزرگ ترين قرباني تروريسم است. ائمه اطهار(ع) همگي به دست حكومت هاي ظالم ترور شدند و شربت شهادت نوشيدند. شخصيت هاي نمونه و اسوه هاي بشريت نظير مولاي متقيان حضرت علي(ع) و سرور آزادگان جهان حضرت سيدالشهداء امام حسين(ع) و ساير ائمه اطهار به دست خبيث ترين دشمنان انسانيت كشته شده و به شهادت رسيدند


برچسب‌ها: اسلام, تروريسم


نوشته شده در تاريخ توسط 

مزاح و مداعبه در زبان عربي و شوخي درزبان فارسي نوعي رفتار اجتماعي است كه موجب سرور و شادي انسان مي شود. از آن جايي كه شادي و سرور براي انسان مطلوب است و آثار و بركات بسياري دربردارد، توجه به اسباب سرور و شادي از جمله شوخي نيز مطلوب است، هرچند كه در اسلام، آنچه پسنديده است حفظ تعادل و اعتدال بويژه در رفتار است تا به دور از هرگونه افراط و تفريط، شرايط بگونه اي در آيد كه ضمن بهره مندي مثبت ازهرگونه ظلم و ستم جلوگيري شود؛ زيرا افراط در شادي به شكل فرح و خوشحالي مستانه افزون بر آسيب روحي و رواني به شخص، به ديگران نيز آسيب وارد مي سازد.
نويسنده دراين مطلب با مراجعه به آموز ه هاي وحياني اسلام بر آن است تا الگوهاي رفتاري اسلامي را در مساله شادي و شوخي تبيين كند.
سرور و شادي سعادتمندان
سعادت و خوشبختي، همه مطلوب انسان است ورسيدن به آن را فوز عظيم و رستگاري و فلاح بزرگ بر مي شمارد. از اين رو هر كسي بر آن است تا خوشبختي را به عنوان نه تنها يك فضيلت بلكه يك هدف غايي و متعالي به دست آورد. مولفه هاي سعادت را در آسايش و آرامش پايدار و ماندگار مي بيند و با آنكه مي داند در دنيا چنين امكان و ظرفيتي نيست تا به خوشبختي پايدار و ماندگار برسد، اما همان پايداري و ماندگاري نسبي اش را نيز غنيمت مي داند. تمام تلاش هاي انسان ها در زندگي، به هدف رسيدن به آن سامان مي يابد.


برچسب‌ها: شوخي, اسلام


نوشته شده در تاريخ توسط 

تهمت و اتهام زني آن است كه انسان براساس جهل و يا گمان، صفت يا عملي را به ديگري نسبت دهد. البته تهمت را بيشتر درباره عمل به كار مي برند و مي گويند به فلاني درباره انجام فلان كار تهمت زده اند. زماني اين اصطلاح به كار مي رود كه كاري كه به شخص نسبت داده مي شود، زشت ، بد جرم يا گناه باشد؛ يعني كارهايي كه عقل و عقلاء و شريعت و قانون آن را نمي پسندد و آن را منكر و زشت مي داند.
ريشه اتهام زني يا در جهالت شخص يا در دشمني و حسادت شخص نهفته است.
كسي كه ديگري را به زنا و دزدي و يا هركار زشت و بدي متهم مي كند، يا به سبب جهالت و ناداني چنين كاري را مي كند يا اينكه مصلحت و منفعتي دراين اتهام زني براي خود تصور مي كند.
متهم كننده مي كوشد كه شخصي را از گردونه حذف كند و اعتبار او را خدشه دار سازد يا مي خواهد با اتهام زني او را مجازات و تنبيه كند و حتي به زندان افكند يا موجبات قتل و كشتن او را فراهم آورد. مثلاً وقتي اتهام زنا يا قتل را به مرد و زني نسبت مي دهد، گاه مي خواهد با اين اتهام عرض و آبروي او را ببرد يا زمينه كشتن او را به طريقي فراهم آورد.
حسادت، ريشه اتهام زني
اگر متهم كننده از روي جهالت، اتهام زني كرده باشد مي شود او را با آگاه سازي از اين رفتار دور كرد؛ ولي ريشه بسياري از اتهام زني ها حسادت ها و دشمني هاست؛ از اين رو نمي توان اميد داشت كه با برخوردهاي منطقي جلوي اين رفتار زشت متهم كننده را گرفت. كسي كه از روي حسادت يا دشمني اتهام را وارد مي كند، درصدد اين است كه شخص را از جايگاه واقعي و طبيعي خود ساقط كند و جان و مال و عرض او را در خطر قرار دهد.




نوشته شده در تاريخ توسط 

انسان در دنيا نيازهايي دارد كه با ابزارهاي خاص خود آن را به دست مي آورد. وقتي انسان گرسنه است، نياز به غذا دارد و هنگام تشنگي آب مي خواهد. در برابر سرما و تاريكي دنبال آتش و نور مي رود و براي تحقق امنيت و آسايش و در مقابل توفان و هجوم درندگان، خانه مي سازد.
دنيا، دارالاسباب
اصولا براي هر چيزي سبب مشخصي است كه با آن سبب مي توان به هدف رسيد. از اين رو دنيا را دارالاسباب ناميده اند؛ چرا كه براي رسيدن به هر چيزي مي بايست سبب مخصوص آن را جست وجو كرد و از آن بهره برد. حضرت ذوالقرنين براي رسيدن به اهداف خويش اسباب مختلفي را بكار برد كه در سوره كهف به آن اشاره شده است. حضرت موسي(ع) نيز براي رسيدن به حكمت و علم لدني رشدي به سراغ معدن آن رفت و مامور شد تا از طريق آموزش نزد حضرت خضر(ع) از علم لدني استفاده كند و در كلاس درس آن حضرت شركت نمايد و تفاوت علم حصولي و حضوري را دريابد و بفهمد كه ميان علم الدراسه تا علم الوراثه چه اندازه راه هاي دشوار سير و سلوك معنوي و اطاعت و تعبد محض وجود دارد كه از بسياري برنمي آيد؛ چرا كه ما عادت كرده ايم كه همواره حتي در امور تعبدي چرا بپرسيم و از حكمت و علت آن جويا شويم كه البته كار خوبي است ولي راه و رسم مردان شهود و طاعت محض نيست. از اين رو علم شهودي و حق اليقين را در عبوديت محض دانسته اند كه در آن از حكمت و علت نمي پرسند بلكه بندگي مي كنند. (حجر، آيه 99)
به هر حال، دنيا دارالاسباب است و خداوند فرمان مي دهد كه براي هر كاري سببي را بجوييد كه ريسمان اتصال است.(انعام، آيه 35)
در يك حديث قدسي رسول اكرم(ص) به نقل از خداوند متعال فرمود: براي هر ترسي لااله الا الله؛ براي هر غم و اندوهي ماشاءالله؛ براي هر نعمتي الحمدلله؛ براي هر آسايشي الشكر لله؛ براي هر چيز شگفت آوري سبحان الله؛ براي هر گناهي، استغفرالله؛ براي هر مصيبتي انالله و انااليه راجعون؛ براي هر تنگي و دشواري حسبي الله؛ براي هر قضا و قدري توكلت علي الله؛ براي هر دشمني اعتصمت بالله؛ و براي هر طاعت و گناهي لاحول و لاقوه الابالله العلي العظيم را آماده كرده ام (بحارالانوار، جلد 87، باب، 47، صفحه 6، حديث 8)
اينها اسباب رهايي ما از مشكلات روزهاي سخت است كه حتي مخلصان نيز از آن خشيت دارند و به خداي سبحان پناه مي برند و آن را دشوار و سخت مي شمارند و گردنه اي بسيار هولناك و هلاكت بار مي شمارند. (سوره دهر)
قبر، دروازه ورود به دنياي ديگر است. دنياي قبر مي تواند روشن و تاريك باشد. اين بستگي به ابزارهايي است كه ما براي دنياي ديگر فراهم آورده ايم. اگر همه چيز مهيا باشد، آغاز روشنايي ابدي و خوشبختي و عيش ماست وگرنه آغاز بدبختي و شقاوت ابدي ما خواهد بود. بايد با هوشياري در راهي گام نهيم كه توشه و ابزارها و اسباب آن منازل را فراهم كرده باشيم و بي گدار به آب نزنيم.
پيامبر(ص) فرمود: القبر ينادي في كل يوم بخمس كلمات، انا بيت الوحده فاحملوا الي انيساً و أنا بيت الظلمه فاحملوا الي سراجاً انا بيت التراب فاحملوا الي فراشاً، انا بيت الفقر فاحملوا الي كنزاً، و انا بيت الحيات فاحملوا الي ترياقاً، و اما الانيس فتلاوه القرآن، اما السراج فصلوه الليل و اما الفراش، فعمل الصالح و اما الكنز فلا اله الا الله و اما الترياق فالصدقه؛ قبر در هر روز پنج كلمه را فرياد مي زند: 1-من خانه تنهايي ام پس با خود انيس و مونسي به سوي من آوريد؛ 2-من خانه تاريكي هستم پس با خودتان چراغي به سوي من آوريد؛ 3-من خانه خاكي هستم پس با خودتان فرشي به سوي من بياوريد؛ 4-من خانه فقر هستم پس با خودتان گنجي به سوي من بياوريد؛ 5-من خانه گزندگان هستم پس با خودتان پادزهري به سوي من بياوريد.
اما انيس قبر، تلاوت قرآن، چراغ آن، نماز شب و فرش آن، عمل صالح و گنج آن لااله الا الله و پادزهر آن صدقه است. (سفينه البحار، ج 2، ص 397؛ مجموعه ورام، ابي الحسين ورام، ص 200 و نيز الدعوات، قطب الدين الراوندي ص 258)



نوشته شده در تاريخ توسط 

در كاربردهاي متعارف در جامعه، عدل و انصاف با هم به كار مي رود، كه البته نوعي هم معنايي از آن متبادر مي شود، اما اين هرگز به معناي ترادف نيست كه دو واژه براي بيان يك معنا ساخته شده باشد، چرا كه حتي اگر بتوانيم مترادفات را در زبان ها اثبات كنيم، اين ترادف هميشه صد درصد نيست و نوعي ظرافت معنايي در واژگان است كه موجب تمايز و تفارق ميان معناي آنها مي شود، يعني با همه اشتراكات معنايي ميان دو واژه چون بشر و انسان، وجوه ظريف و لطيف معنايي آن دو را از هم جدا مي سازد.
البته شايد در تعابير توده هاي مردم به اين وجوه تمايز توجه نمي شود، ولي متفكران و نخبگان در انتخاب واژگان نه تنها به زيبايي آن در تركيب و سياق جمله توجه دارند، بلكه به اين
فروق اللغه نيز توجه داشته و مي كوشند تا بهترين واژه را براي بيان مقاصد و مفاهيم بلند خود انتخاب كنند. بي گمان خداوند حكيم در قرآن مبين خود اين گونه عمل كرده است و پيامبر(ص) و امامان معصوم(ع) به ويژه امير كلام اين گونه بوده و كلام امير به اين لطايف و ظرايف توجه داشته است.
نويسنده در اين مطلب بر آن است تا نقش انصاف را در زندگي و آثار و كاركردهاي آن را براساس آموزه هاي وحياني اسلام از قرآن و سنت و آيات و روايات تبيين كند.
معنا و مفهوم انصاف
برخي بر اين باورند كه عدل و انصاف دو واژه هم معنا هستند و يك معنا را دلالت مي كنند و هيچ تفاوت معنايي در اين واژگان نيست. لذا كاربرد هر يك را در جاي ديگر جايز مي شمارند. اما با مراجعه به كتب ادبي چون فروق اللغه مي توان دريافت كه تفاوت معنايي ظريف و لطيفي در اين دو واژه است كه كاربردهاي آن را در كلام بزرگاني چون اميرمومنان علي(ع) محدود به مقاصد و مفاهيمي كرده كه از هر يك از دو واژه قصد مي كرد.




نوشته شده در تاريخ توسط 

پرسش:
براساس آموزه هاي وحياني آيا پديده فقر منشا طبيعي و ذاتي دارد يا اينكه تحميلي و عارضي است و به نوع عملكرد و كنش و رفتار خود انسان برمي گردد؟ لطفا به نحو اجمال توضيح دهيد.
پاسخ:
از دير زمان صاحبان قدرت و ثروت به اشكال مختلف، با بيان فلسفه هاي گوناگون سعي كرده اند اين باور را در اذهان مردم به وجود آورند كه امكانات و منابع جامعه محدود و نياز انسان ها نامحدود است. بنابراين به طور طبيعي عده اي از دسترسي به نيازمندي هاي زندگي محروم خواهند بود، و در اينجا پسنديده اين خواهد بود كه هر كس به هر آن چه طبيعت به او عطا كرده است راضي باشد و قبول كند كه فقير و گرسنه ماندن عده اي بهتر از فقر عمومي است. بنابراين، نه فقرا به ديده ظلم و خيانت به اغنيا بنگرند و نه اغنيا از حضور تهيدستان و محرومين آزرده خاطر گردند، چون مسابقه اي كه يك جايزه بيشتر ندارد، تنها يك نفر كامياب خواهد داشت. (ظهور و سقوط ليبراليسم، ترجمه عباس مخبر، ص 374-390)
براساس آموزه هاي اسلام، خداوند متعال طي آيات متعددي، تفكر «فقر طبيعت» را باطل دانسته و ريشه همه بدبختي ها و پديده فقر را نه در كمبود امكانات و خست طبيعت، بلكه در اعمال زشت و ظالمانه انسان ها مي داند، و طي پنج مرحله آنها را بيان مي كند.




نوشته شده در تاريخ توسط 

پرسش:
توكل و اعتماد بر خدا چگونه موجبات از بين رفتن فقر و ازدياد رزق و روزي انسان را فراهم مي آورد؟ لطفا به نحو اجمال توضيح دهيد.
پاسخ:

رمز موفقيت و تحقق منويات و آمال و آرزوهاي مبتني بر آموزه هاي وحياني و عقلاني در گرو دو ركن مهم، «اعقل توكل» نهفته است. به بيان ديگر تمسك به علل و اسباب كه مقتضاي تحقق آموزه هاي وحياني و عقلاني است و سپس اعتماد و توكل برخداوند متعال به عنوان خالق هستي و علت العلل تأثيرگذاري برهمه موجودات و مخلوقات، دو مبناي كليدي وحياني رسيدن به اهداف موردنظر در اين دنيا است. وقتي پيامبر گرامي اسلام(ص) پاي شتر خود را مي بندد تا به رتق و فتق امور مسلمانان بپردازد با پرسش برخي صحابه مواجه مي شود كه يا رسول الله(ص) شما ديگر با آن شأن و مقام چرا اين كار را مي كنيد حضرت در پاسخ به اين دو ركن درقالب دوجمله كليدي بسنده كرده و مي فرمايند «اعقل توكل» يعني بايد همزمان با تحقق و تمسك به علل و اسباب هركاري به خداوند متعال نيز توكل و اعتماد نمود تا آن كار با موفقيت و سلامت كامل انجام گيرد. دراين راستا كسي كه به جاي توكل به خدا و طلب حاجات خود از آن ذات لايزال به مردم ديگران رجوع كند و از آنان رفع حاجات و نيازهاي خود را طلب نمايد، خود را به مخلوقي مانند خود وابسته كرده و از ذات غني ازلي و سرمدي الهي دور كرده است. اما كسي كه عرض نياز به درگاه بي نياز خالق هستي كند و تنها از او مدد و كمك بخواهد و اميد به غير او نيز نداشته باشد، خداوند كريم، درخواست و نياز او را كريمانه پاسخ خواهد داد و به اجابت خواهد رساند. در روايتي نقل شده است كه «فرد گرسنه و نيازمندي كه گرسنگي و نيازمندي خود را از مردم پنهان كرد و نزد خداوند افشا نمايد، بر خداوند است كه رزق سال او را از مال حلال تأمين كند» (معارج اليقين في اصول الدين، ص302) همچنان كه خداوند از زبان بنده برگزيده خود حضرت محمدمصطفي(ص) مي فرمايد: «هيچ بنده اي نيست كه به كسي غير از من و به مخلوقي متوسل شود،مگر آنكه اسباب آسمان ها و زمين را از او قطع خواهم كرد. پس اگر از من درخواست كند؛ به او عطا خواهم كرد و اگر مرا بخواند، پاسخش نخواهم داد. و هيچ بنده اي نيست كه به من (و نه به بندگان من) متوسل شود مگر آنكه آسمان ها و زمين را ضمانت رزق او قرارخواهم داد.
پس اگر مرا بخواند پاسخش مي دهم و اگر از من بخواهد، به او خواهم بخشيد، و اگر از من طلب آمرزش كند، او را خواهم آمرزيد. (اعلام الدين في صفات المؤمنين، ص 213)
بنابراين يكي از عمده ترين دلايل محقق نشدن خواسته ها و نيازهاي مادي و معنوي انسان «عدم توكل برخداوند تبارك و تعالي است، و افرادي كه دچار فقر و تنگدستي هستند و يا دعاهاي آنان در امور مختلف مستجاب نمي شود، يكي از مهم ترين دلايل آن را بايد در اين امر جست وجو كنند.
 


برچسب‌ها: توكل

نوشته شده در تاريخ توسط 

آيت الله جوادي آملي
يكي از برجسته ترين آموزه هاي متعالي » قرآن حكيم » ارائه راهكارهاي شناخت حق و باطل و ميزان جدا سازي اين دو از يكديگر است.
حكيم فرزانه » حضرت آيت الله جوادي آملي (دام ظلّه) » در مطلب پيش رو به تشريح راهكارهاي معرفتي شناخت حق و باطل و نقش طهارت روح و صفاي ضمير در نيل به اين شناخت پرداخته است.
¤ ¤ ¤
آنچه در جمع شما برادران حوزوي و دانشگاهي قابل طرح است، آن است كه ما از درون خودمان شروع بكنيم. ما به عنوان انسان، موجود بي سرمايه خلق نشديم كه همه داده ها را بايد از حوزه يا دانشگاه بگيريم، از كتاب يا كتيبه بگيريم، از سخنراني و نوار بگيريم؛ بسياري از سرمايه ها و ذخيره ها در درون دل ما نهفته است و ما ظرف خالي نيستيم ! گرچه در سوره مباركه نحل فرمود: و الله اخرجكم م ن بطون امّهات كم لا تعلمون ش يئاً (1). اين علوم،علومي است كه انسان از استاد و از كتاب و كتيبه و هنر و اينها مي گيرند؛ امّا وقتي يك چيزي به خدا منسوب شد و آنچه كه به خدا اضافه تشريفي دارد به ما عطا شد؛ اين يك شيء خالي نيست ! فرمود: و نفخت ف يه م ن روح ي(2)؛ اين تنها مخصوص آدم (ع) نيست ! هم در اصل است، هم در نسل. اين دو تعبير گاهي به صورت متكلّم مع الغير، گاهي به صورت ضمير غايب درباره اصل انسان كه آدم است و نسل انسان كه مائيم به كار مي رود؛ گاهي به صورت نفخت ف يه م ن روح ي، گاهي به صورت نفخ ف يه م ن روح ه (3) بيان شده. پس يك روحي كه به خداي سبحان اسناد داده شد و اسناد دارد، به ما داده شد؛ چنين چيزي با گوهر معرفت همراه است. اينطور نيست كه يك ظرف خالي را به ما بدهند، بعد بگويند پر كن ! يك معدني را به ما دادند، به ما گفتند استخراج كن؛ نه يك ظرف خالي را به ما داده باشند، بگويند پر كن .




نوشته شده در تاريخ توسط 

حيطه هاي موثر اخلاق خوب در افزايش رزق و روزي
1- همدلي اهل خانه
خانواده اي كه در آن رحمت و رأفت حاكم باشد، زمينه بارش رحمت الهي را برخود هموار مي كنند. مصداقي از رحمت خداوند، توسعه رزق خانواده است.
امام صادق(ع) در اين زمينه مي فرمايند: «به هر خانواده اي كه سهم آنان از رفق و همدلي هديه شده باشد (با يكديگر با رفق و ملايمت رفتار كنيد) خداوند حتما رزق آنان را افزايش خواهد داد.
در تقدير معيشت همدلي بهتر از ثروت زياد است. با رفق (درزندگي) هيچ كمبودي وجود ندارد و با اسراف و ولخرجي، هيچ چيزي باقي نمي ماند. خداوند رفيق خوبي است و رفق را دوست دارد. (الكافي، ج2، ص119)
2- خوش رفتاري با همسايه ها
تأثير همدلي، ملايمت و خوش رفتاري در جلب و افزايش روزي، محدود به ديوارهاي خانه و اهل خانه نيست، بلكه خوش رفتاري با همسايه ها و اهل محل نيز عاملي مؤثر براي افزايش روزي است. امام صادق(ع) نيز در اين باره مي فرمايند:
«خوش رفتاري با همسايه، موجب افزايش روزي است» (همان، ص666)


برچسب‌ها: خانواده, اخلاق, رزق, روزي


نوشته شده در تاريخ توسط 

اقتصاد از نظر قرآن قوام جامعه و ستون استوار آن است. اگر اقتصاد جامعه به هر دليلي با مشكل مواجه شود، جامعه دچار بحران مشروعيت مي شود؛ به اين معنا كه هدف و فلسفه وجودي جامعه تأمين سعادت از طريق تحقق آسايش و آرامش است. پس هرگاه يكي از دو مؤلفه اصلي سعادت و خوشبختي از طريق جامعه تأمين نشود، فلسفه وجودي آن با بحران مواجه مي شود. همين مسأله را مي توان درباره مشروعيت دولت ها گفت؛ زيرا وظيفه و مأموريت اصلي دولت ها به عنوان نظام حاكم بر جامعه تأمين سعادت آن است و هرگاه اين مهم تأمين نشود، دولت با بحران مشروعيت سياسي مواجه مي شود.
با توجه به جايگاه خاص و اهميت ويژه اقتصاد در جامعه، لازم است تا همه چيز براي شكوفايي و رشد اقتصادي بسيج شود و از هرگونه اختلال و اخلال در اين حوزه جلوگيري شود. از اين رو مديريت و نظارت دولت و جامعه بر روند توليد، توزيع و مصرف بسيار مهم است. ازنظر اسلام، اخلال و اختلال در هر يك از بخش هاي اقتصادي به معناي اخلال به نظام جامعه و خروج از عدالت و گرايش به ظلم و افساد است. از اين رو به شدت با آن مبارزه مي كند و دشمني خود را با خلال گران اقتصادي در هر حوزه اعلان مي كند. كساني كه به اقتصاد جامعه در هر سطح و مرحله اي ضربه مي زنند و اخلال و افساد ايجاد مي كنند به مثابه دشمناني مي داند كه اعلان جنگ كرده اند.
يكي از دشمنان حوزه اقتصادي كه عليه خداوند و مؤمنان اعلان جنگ كرده اند، تبذيركنندگان هستند كه خداوند از آنها به عنوان برادران شيطان ياد مي كند. نويسنده در اين مطلب بر آن است تا نقش زيانبار برادران شيطان را در تخريب بنيان هاي جامعه و اقتصاد از طريق ريخت و پاش براساس آموزه هاي قرآني و وحياني اسلام بيان كند. با هم اين مطلب را ازنظر مي گذرانيم.


برچسب‌ها: قرآن, تبذير


نوشته شده در تاريخ توسط 

حسن عقلي، به افعالي گفته مي شود كه عقل عملي بطور مستقل انجام دادنش را مي پسندد و انسان بطور فطري به آن گرايش دارد؛ از مصاديق حسن عقلي مي توان به عدالت اشاره كرد.(موسوعه كشاف اصطلاحات الفنون و العلوم ج 1 ص 667) برخي هر آن چيزي كه سازگار با طبيعت فطري بشر يا صفت كمالي باشد همچون آگاهي و دانش را درگستره معنايي حسن عقلي مي دانند. (مصطلحات علم الكلام الاسلامي ج 1ص 482)
قرآن مواردي را به عنوان حسن عقلي برشمرده و در آيات چندي با مخاطب قراردادن عقل و فطرت انسان يادآور مي شود كه اگر انسان برفطرت و عقل سالم باشد به آساني اين حقيقت را درك كرده و متمايل به آن عمل مي كند. از مواردي كه قرآن به عنوان مصاديق حسن عقلي ياد مي كند آزادي به معناي حقوقي آن است.
به اين معنا كه انسان بطور فطري و طبيعي دوست دارد كه برده و نوكر ديگري نباشد و از اين نظر آزاد باشد. از اين رو استقلال و آزادگي را مي پسندد و بردگي و بندگي و وابستگي را ناخوش مي دارد. در قرآن براي بيان ارزش ذاتي بعضي از چيزها به اين مثال توجه مي دهد كه انسان بطور فطري دوست ندارد كه برده ديگري باشد و نتواند خود مستقلاً تصميم بگيرد و به تصميمات خود عمل كند. آنگاه ادامه مي دهد كه آيا ميان برده و آزاد تفاوتي نيست؟
بي گمان فطرت آدمي از بردگي بيزار است بنابراين قرآن با توجه دادن به اين گرايش فطري و ذاتي انسان از او مي خواهد كه از بردگي و بندگي ديگران خود را رها ساخته و پذيرش ولايت الهي و بندگي او به آزادگي و استقلال واقعي دست يابد. (نحل آيه 75)


برچسب‌ها: حسن عقلي, قرآن


نوشته شده در تاريخ توسط 

پرسش:
تقوا و پرهيز از گناه چه تاثيري بر تامين و افزايش رزق و روزي انسان در حيات فردي و اجتماعي دارد؟ لطفا به نحو اجمال توضيح دهيد.
پاسخ:
بدون ترديد براساس آموزه هاي وحياني، گناه و نافرماني خداوند علاوه بر تنبيه معنوي كه همان از دست دادن توفيق طاعت و بندگي خداوند است تنبيه مادي خداوند را نيز كه همان محروميت از بركات و ازدياد رزق و روزي است در پي دارد، تا هر چه زودتر انسان گنهكار و نافرمان به خود آيد و به مسير هدايت الهي بازگردد. خداي متعال در سوره نحل آيه 112 مي فرمايد: «خداوند (براي آنان كه كفران نعمت مي كنند) مثلي زده است: منطقه آبادي كه امن و آرام و مطمئن بود، و همواره روزي اش از هر جا مي رسيد، اما نعمت خدا را ناسپاسي كردند و خداوند به خاطر اعمالي كه انجام مي دادند، لباس گرسنگي و ترس را بر اندامشان پوشانيد.»
براساس اصل اوليه، خداوند منان رحمت عام و فراگير خود را شامل حال همه بندگان و آفريدگان خود مي كند و آنها را از پاكيزه ترين نعمت هايش برخوردار مي كند، اما آنگاه كه از سر ناسپاسي وكفران نعمت، سر به طغيان و سركشي مي زنند، خداوند نيز نعمت هاي خود را از آنان بازمي دارد تا به خود آيند و دست از عناد و لجاجت بردارند.
آيه ديگري كه شاهد اين مدعاست در سوره طه آيه 81 آمده است كه خداوند متعال مي فرمايد: از روزي هاي پاكيزه اي كه به شما داده ايم بخوريد و در آن طغيان نكنيد، كه (در اين صورت) غضب من بر شما وارد شود و هر كس كه غضبم بر او وارد شود، سقوط مي كند».
در نقطه مقابل، آنان كه دست از گناه بردارند و به جاي تابعيت شيطان، در زمره بندگان رحمان درآيند، بركات زمين و آسمان بر آنان خواهد باريد و آنان را غرقه رحمت الهي خواهد كرد. خداي متعال در سوره اعراف آيه 96 در اين زمينه مي فرمايد: و اگر اهل شهرها و آبادي ها ايمان مي آوردند و تقوا پيشه مي كردند، بركات آسمان و زمين را بر آنها مي گشوديم ولي (آنها حق را) تكذيب كردند، ما هم آنان را به كيفر اعمالشان مجازات كرديم».همچنين در سوره نوح آيه 10 مي فرمايد: از پروردگار خويش آمرزش بطلبيد كه او بسيار آمرزنده است تا بارانه اي پربركت آسمان را پي در پي بر شما فرو فرستد و شما را با اموال و فرزندان فراوان كمك و باغهاي سرسبز و نهرهاي جاري در اختيارتان قرار دهد».


برچسب‌ها: تقوا


نوشته شده در تاريخ توسط 

ثمره بدیها و خوبی ها، فقط و فقط دامنگیر خودمان می شود

إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِكمُ‏ْ وَ إِنْ أَسَأْتمُ‏ْ (7- اسراء)

اگر نیكى كنید، به خود نیكى كرده‏اید و اگر بدى هم كنید، باز به خود بد كرده‏اید.قرآن مجید

علامه طباطبایی(ره) در تفسیر این آیه می نویسد: «لام» در«لانفسكم» و نیز در «فلها»، لام اختصاص است یعنى: خوبی و بدی شما مختص به خود شما است، بدون اینكه چیزی از آن به دیگران بچسبد، و این خود قانون در حال اجرای خداست كه اثر و تبعات عمل هر كسى را- چه خوب و چه بد- به خود او برمى‏گرداند.(1) و این همان معنایی است که در قرآن به دفعات و با تعابیر گوناگون آمده است که «اثر هر عمل- چه خوب و چه بد- به صاحبش برمى‏گردد»

دوام وضعیت فعلی بسته به عملکرد شماست

إِنْ عُدتمُ‏ْ عُدْنَا (8- اسراء)

اگر شما برگردید ما هم بر می گردیم.


برچسب‌ها: معارف قرآن


نوشته شده در تاريخ توسط 

از نظر آموزه هاي قرآني، مال مي بايست همواره در گردش باشد تا جامعه بشري از آن بهره مند شود؛ زيرا همه مواهب و نعمت هاي الهي براي رشد انسان و جامعه بشري به انسان بخشيده شده است. هرگونه رويكرد ديگري به مال از نظر اسلام، رويكردي باطل و نادرست است كه مي تواند به دو شكل تفريطي و زهدگرايي افراطي يا به شكل افراطي و مال اندوزي و اسراف نمود و ظهور يابد.
تفاوت زهدورزي و تنبلي
برخي از مردم عادت كرده اند كه دست از كار و توليد بشويند و تنبلي را به عنوان زهدورزي تعريف كنند. زهدورزي با تنبلي فرق دارد. زاهد كسي است كه با آن كه داراست ولي از دارايي خويش كمترين استفاده را مي كند و با احسان و ايثار اجازه مي دهد تا ديگراني كه نيازمند هستند از آن بهره مند شوند. اين نيازمندان ناتوانان و مساكين و فقيراني هستند كه به هر دليلي چون ناتواني جسمي يا فقدان سرمايه نمي توانند مال و ثروتي را داشته باشند و از نفقه سالانه خود و عيال خويش عاجز و ناتوان هستند.
اما كساني كه تنبلي را زهدورزي دانسته اند، هم از نظر مفهومي و هم از نظر مصداقي به بيراهه رفته اند. اسلام به شدت با هرگونه تنبلي مبارزه مي كند؛ زيرا خليفه الهي يعني جانشين او در مسئوليت ها مي بايست به وظايف الهي خود قيام كند كه سعي و تلاش براي آباداني زمين با كار و كوشش از جمله اين ماموريت ها در راستاي اداي وظيفه خلافت است. (هود، آيه 61)
اسلام همه چيز را در دنيا و آخرت در گرو كسب و كار و سعي مي داند و از انسان مي خواهد كه براي دست يابي به كمالات معنوي و مادي و دنيايي و اخروي كار و تلاش كند. (نجم، آيات 39 و 40؛ مدثر، آيه 36)
اسلام همان گونه كه خواهان كار و توليد ثروت و سرمايه براي دستيابي به حكمت و فلسفه آفرينش است، همان اندازه از مال اندوزي بيزاري مي جويد و هرگونه كنزاندوزي را حرام و گناه برمي شمارد؛ زيرا چنين رويكرد و حركتي موجب مي شود تا ثروت در دست يك عده انباشته شود و ديگران از نعمت و مواهب الهي محروم شده و نتوانند از آن براي رشد و تعالي خويش استفاده كنند و به كمالات شايسته و بايسته خود برسند و از آسايش و آرامش بهره مند شوند. (حشر، آيه 7)
هماز و لماز مال اندوز
خداوند در آيات زيادي از قرآن بر توليد ثروت و سرمايه تاكيد مي كند و كار و توليد اقتصادي را به عنوان قوام جامعه موردتوجه قرار مي دهد و به عنوان يك ارزش مهم تشويق و ترغيب مي كند. (نساء، آيه 5) اما از انسان مي خواهد كه ثروت را به درستي در مورد خود و ديگران به كار ببرد. شكر نعمت آن است كه از آن نعمت براي تعالي خود و جامعه استفاده شود. از اين رو انفاق يعني بخشيدن بخشي از مال و ثروت توليدشده را در دستور كار قرار مي دهد و به عنوان زكات و خمس از مردم مي خواهد تا آن را به مجموعه نيازمندان با خصوصيات خاصي ببخشند. (بقره، آيات 2 و 3 و آيات ديگر) در سوره همزه خداوند به مال اندوزان اشاره مي كند و وضعيت ملكوتي و باطني آنان را در قيامت تبيين مي كند و نشان مي دهد كه چگونه هماز و لماز با مال اندوزي خود آتش دوزخ را در دل و جان خويش ذخيره مي كنند؛ چون اگر چشم برزخي و ملكوتي داشتند مي توانستند آتشي را در دل هاي خود ببينند كه چگونه از درون اين حطام مادي دنيا، شعله مي كشد و گر مي گيرد و فروزان است.
همز و لمز در لغت به معناي زدن است. تفاوت همز و لمز را مي توان در نوع و شكل آن دانست؛ زيرا همز زدن آهسته و نهاني همراه با فشار است هنگامي كه مهميز به شكم اسب زده مي شود تا اسب سرعت گيرد و شتاب ورزد. اين واژه درباره كسي كه عيب جويي نهاني دارد و غيبت مي كند به شكل مجاز به كار رفته است؛ زيرا غيبت كننده با عيب جويي در نهان، ضربه اي به حيثيت شخص وارد مي سازد.
اما لمز به ضربه اي آشكار و ظاهر گفته مي شود، مانند ضربه اي كه با تازيانه به اسب زده مي شود تا سريع تر حركت كند و شتاب بگيرد. اين واژه نيز درباره كساني كه آشكارا به عيب جويي از ديگران مي پردازند به كار رفته است.
اما پرسش اين است كه در سوره همزه چه ربطي ميان هماز و لماز با مال اندوز است؟ هماز و لماز كه با چشم و زبان يا اشاره و بيان، غيبت يا عيب جويي مي كند با مال اندوزي چه ارتباطي دارد؟
بايد دانست كه ميان اين دو اصطلاح يعني غيبت كننده و عيب جو با بقيه سوره هيچ ارتباطي نيست؛ زيرا خداوند ويل و دوزخ را به هماز و لماز وعده مي دهد و ايشان را مي ترساند ولي غيبت كننده و عيب جو مگر چه كرده اند كه سزاوار دوزخ هستند؟ هرچند كه آنان گناهان بزرگي را مرتكب شده اند ولي هرگز منظور سوره بيان اين معنا نيست؛ زيرا واژه الذي كه صله است براي بيان حقيقت هماز و لماز آمده است.
به نظر مي رسد كه كاربرد مجازي اين دو واژه در غيبت كننده و عيب جو دراين سوره رهزن شده و مفسران را از حقيقت اصطلاح و هدف سوره بازداشته است.
واي بر مال اندوزان عيب جو
با توجه به اينكه دو واژه هماز و لماز از سوي خداوند در آيات ديگر سوره تفسير شده مي توان گفت كه مراد هر عيب جويي نيست، بلكه مراد از آن، مال اندوزاني است كه داراي دو خصوصيت و ويژگي همز و لمز هستند. خداوند مي فرمايد: هماز و لماز كسي است كه مال را جمع آوري مي كند و سپس به شمارش آن مي پردازد و گمان مي كند كه اين ثروت و مال موجب جاودانگي اوست.درحالي كه چنين تصوري نادرست است و هماز و لماز بينش و نگرشي نادرست دارند، چرا كه اين مال چيزي جز حطمه نيست كه آتش فروزان است كه در سينه ها شعله مي كشد.
هماز، مال اندوزي است كه در نهان ثروت ها را گرد آورده و در جايي كنز مي كند و آن را تبديل به سكه هاي زر و سيم كرده و با اين كارش به ديگران عيب مي زند.چنين شخصي همچون قارون، گنج هايش را در بانكي گذاشته و با تكاثر و نمايش تفاخري گنجينه هاي خود، مردم را خوار مي شمارد و آنان را به مال اندوزي تشويق مي كند.
لماز نيز مال اندوزي است كه آشكار مال خود را به شكل كاخ ها، ماشين هاي شيك، هواپيماهاي شخصي و مانند آن درمي آورد و با نمايش آن، به عيب جويي مردم ندار مي پردازد و آنان را به پيروي از مسلك خود دعوت مي كند. در حقيقت هماز و لماز سرمايه داران و ثروتمنداني هستند كه با مال اندوزي به دو شكل سكه و اموال منقول يا كاخ و اموال غيرمنقول به نمايش تفاخري از ثروت خود مي پردازند و مردم ندار را بدان عيب جويي مي كنند. از اين رو خداوند به تصويرگري وضعيت آنان مي پردازد كه برخلاف آنچه كه به ظاهر در تفاخر سكه ها و كاخ هاي آنان به چشم مي آيد، آنان سوخت آتش دوزخ جان خويش را فراهم مي آورند.
به سخن ديگر، دو اصطلاح همزه و لمزه را مي بايست با توجه به توصيفاتي مورد ملاحظه و تفسير قرارداد كه در ادامه آيه آمده است. يعني اينكه مال اندوزان سكه اندوز و كاخ نما كه ثروت خويش را به نمايش مي گذارند و تنها در فكر گردآوري و شمارش آن برمي آيند و در راه خدا انفاق نمي كنند، جز بدبختي براي خود چيزي نمي اندوزند و اين ثروت نه تنها آنان را جاودان نخواهد ساخت و موجب آسايش و آرامش روح و جسم شان نخواهد بود بلكه روح و جسم شان را از درون مي سوزاند و آسايش و آرامش ابدي را از آنها سلب مي كند.



نوشته شده در تاريخ توسط 

مقام معظم رهبري در ديدار با برگزيدگان بيست و نهمين دوره مسابقات بين المللي قرآن كريم در مشهد مقدس با تاكيد به تفكر و تدبر درآيات قرآن كريم اظهار داشتند: «خدا را شكر مي كنيم كه عشق به قرآن را در دلهاي ما و مردم ما قرار داد. خدا را شكر مي كنيم كه توفيق درس قرآن، انس با قرآن و تلاوت قرآن به مردم ما داده شده است. در دوران طاغوت، قرآن در كشور ما مهجور بود؛ هيچ حركت جمعي در ترويج قرآن انجام نمي گرفت؛ هر چه بود، ميل شخصي افراد بود. در دوران جمهوري اسلامي و حاكميت اسلام، يكي از برنامه هاي اصلي براي مسئولين كشور، ترويج قرآن است؛ تلاوت قرآن، انس با قرآن، فهم قرآن، حفظ قرآن، جزو برنامه هاست؛ كه خب، يكي ازمظاهر آن هم همين مسابقات بين المللي است. ليكن تلاوت قرآن و قرائت زيباي آيات الهي، مقدمه است براي تدبر در قرآن. ما نمي خواهيم خودمان رامشغول كنيم، سرگرم كنيم به تلاوت و به قرائت قرآن و الحان قرآني، به عنوان يك موضوع اصلي؛ اين مقدمه است، اين طريق است. تلاوت قرآن با صوت خوش موجب مي شود كه دل انسان نرم شود، خشوع پيدا كند، آماده بشود براي فهم معارف قرآني و آيات قرآني؛ ما به اين احتياج داريم.»(4/4/1391)
ضرورت شناخت قرآن به عنوان منبع اصلي و اساس دين
شناخت قرآن، براي هر فرد عالم به عنوان يك فرد عالم، و براي هر فرد مؤمن، امري ضروري و واجب است. اما براي يك عالم انسان شناس و جامعه شناس، شناخت قرآن از آن جهت ضروري است كه اين كتاب در تكوين سرنوشت جوامع اسلامي و بلكه در تكوين سرنوشت بشريت موثر است.
نگاهي به تاريخ اين نكته را روشن مي كند كه عملا هيچ كتابي به اندازه قرآن بر روي جوامع بشري و بر زندگي انسان ها تاثير نگذاشته است. و به همين جهت است كه قرآن خود به خود وارد حوزه بحث جامعه شناسي مي شود و جزء موضوعات مورد بررسي اين علم قرار مي گيرد. معناي اين سخن اين است كه بررسي و تحقيق پيرامون تاريخ جهان در اين 14 قرن عموما و شناختن جوامع اسلامي خصوصا، بدون شناخت قرآن ميسر نيست.


برچسب‌ها: آيات قرآن


نوشته شده در تاريخ توسط 

پرسش:
چرا دعاها و راز و نيازهاي برخي افراد به مقصد اجابت نمي رسد؟ لطفا به نحو اجمال دلايل آن را بيان كنيد.
پاسخ:
با عنايت به تأكيدات شارع مقدس، آيات و روايات فراواني مؤمنان را براي رفع حوائج و خواسته هايشان به دعا و نماز توصيه كرده اند، چرا برخلاف اين توصيه، انتظار مورد نظر از اين ادعيه برآورده نشده و به مقصد اجابت نمي رسد و چه بسيارند راز و نيازهايي كه نيازها و حوائج مورد نظر را رفع نمي كنند؟! به طور كلي دلايل عدم استجابت دعا را در حدي كه مربوط به بحث رزق و روزي است به نحو اجمال ذيلا مطرح مي كنيم:
1- مخالفت با حكمت خداوند
در عين حالي كه انسان ها موظف به دعا كردن و استفاده از اين وسيله معنوي اند و اثربخشي دعا جزء تقديرات خداوند است، اما گاهي اجابت نشدن دعا نيز جزء تقديرات الهي است. كارگردان امور جهان تنها خداوند است كه مقررات حكيمانه او در قالب مقدرات، كار جهان را به سامان مي رساند. دعاها و خواسته هايي كه در چارچوبه حكمت و تدبير فراگير او جاي مي گيرند، جامه عمل مي پوشند، اما دعاها و خواسته هايي كه خارج از اين چارچوبند باز هم براساس تقديري از تقديرات او، ناتوان از تحقق وقوع اند. بنابراين دعا حكمت و مصلحت الهي را نمي تواند تغيير دهد. امام سجاد(ع) در صحيفه سجاديه دعاي سيزدهم خطاب به خداوند مي فرمايد: يا من لاتبدل حكمت الوسايل. اي كسي كه حكمت تو، با وسايل تغيير نمي كند.
2- دعاي بدون پشتوانه عملي
از جمله دعاهايي كه برخلاف حكمت خداوند است، دعايي است كه بدون پشتوانه عملي و تلاش و كوشش متناسب باشد. در واقع گويي آن دعا جايگزين كار و تلاش شده باشد، كه يقينا بي تأثير است و آثار عملي بر آن مترتب نخواهد شد و به استجابت نخواهد رسيد. امام صادق(ع) در اين زمينه مي فرمايد:


برچسب‌ها: دعا


نوشته شده در تاريخ توسط 

هبوط به معناي فرود آمدن همراه با استقرار در جايي است. منظور از هبوط در اين جا، زميني شدن انسان و خروج از بهشت آسماني و روحاني فطرت است. بسياري از انسانها به سبب اعمال و رفتارهايي از مقام انسانيت خارج مي شوند و برخلاف فطرت سالم و عقل سليم عمل مي كنند و در نتيجه دچار مشكلات و رنج هايي مي شوند كه زندگي را بر ايشان سخت و دشوار مي سازد و در يك فرآيند به سقوط مي كشاند.
در حقيقت هبوط انسان از مقام انسانيت و زميني و دنيوي شدن، عامل اصلي سقوط او در دوزخ فراق الهي است. از اين رو، آشنايي با حقيقت هبوط و عوامل و آثار آن مي تواند ما را براي مقابله با عوامل آن كمك كند. نويسنده با مراجعه به آموزه هاي وحياني قرآن بر آن است تا تبييني ازحقيقت هبوط، عوامل و آثار آن ارائه دهد.
از هبوط تا سقوط انسان ها تا زماني كه در دنيا به سر مي برند و از حيات مادي دنيوي بهره مند مي باشند، در حال شدن و صيرورت هستند. هر چند كه همه انسان ها به سوي خداوند حركت مي كنند و به طور ذاتي آن را به عنوان كمال مطلق شناسايي كرده و به سوي متاله شدن در حركت مي باشند، (اليه المصير، غافر، آيه 4، تغابن، آيه3) اما بسياري از آنان در فرآيند شدن و رسيدن، به گمراهي مي افتند.




نوشته شده در تاريخ توسط 

در مناجاتهايي كه از ائمه اطهار نقل شده، دو مناجات را ديده ام كه همه ائمه آن را مي خواندند؛ يكي مناجات شعبانيه است كه در مفاتيح هست، يكي هم مناجاتي است كه با اين جملات شروع مي شود: «اللهم صل علي محمد و علي آل محمد و اسمع ندائي اذا نادينك و اسمع دعائي اذا دعوتك و اقبل علي اذا ناجيتك فقد هربت اليك و وقفت بين يديك...»؛ مرحوم مجلسي در بحارالانوار ج 91ص 96 نقل مي كند كه اين مناجات از علي(ع) است و همه ائمه هم آن را مي خواندند.
براي اينكه اين جملات دعا را كمي توضيح دهم، به طوري كه مرتبط با ايام ماه مبارك رمضان هم باشد، يكي دو نكته را مقدمتاً عرض مي كنم.
مطلب اول اينكه درباره ماه مبارك رمضان اهل معرفت اين تعبير را دارند كه اين ماه، دار ضيافت الهي و يكي از منازل سالكين الي الله است. «سلوك الي الله» يعني سير معنوي روح به سوي خدا و تقرب به او كه البته اين سير و اين تقرب، داراي درجات و مراتب است.
منازل سير و سلوك به سوي خدا




نوشته شده در تاريخ توسط 

قتل انسان بي گناه، انواع قتل، آثار كشتن انسان بي گناه، آيا قتل نفس مجازات جاوداني دارد؟ و آيا قتل نفس عمد توبه پذير است؟ مورد بحث و بررسي قرار مي گيرد.
يكي از گناهان كبيره، قتل نفس انسان بي گناه است.
وقتي انسان بي گناهي، به ناحق كشته مي شود، حق حيات و زندگي از او گرفته مي شود و او، از بزرگ ترين حقي كه دارد، محروم مي گردد. علاوه بر اين، قتل انسان بي گناه، اطرافيان او، خصوصاً همسر و فرزندان و پدر و مادر و خواهر و برادر مقتول را در شوك روحي- رواني سهمگين قرار مي دهد و شيرازه زندگي خانوادگي او را از هم مي گسلد.
چه بسا ممكن است كه همسر يا فرزندان مقتول در اثر بي سرپرست شدن مبتلا به انواع و اقسام گرفتاريها و مشكلات عديده شوند و خداي ناخواسته از جاده درست زندگي، منحرف گردند و...
خلاصه مطلب اين كه، قتل انسان بي گناه، آثار مخرب فردي و اجتماعي فراوان دارد و به همين جهت اسلام با شدت هر چه تمام تر با آن مبارزه كرده است.




نوشته شده در تاريخ توسط 

پرسش:
از منظر آموزه هاي وحياني، كار مطلوب و ارزشمند از چه ويژگي هايي بايد برخوردار باشد؟ لطفا به نحو اجمال توضيح دهيد.
پاسخ:

در بخش نخست پاسخ به اين سؤال ضمن تاكيد بر جايگاه، اهميت و ارزش كار در منطق اسلام به چند شاخص كليدي و ارزشمند درخصوص كار مطلوب شامل: 1-كار روزانه 2-كار از صبح زود 3-تخصص گرايي اشاره شد. اينك در بخش پاياني دنباله مطلب را پي مي گيريم.
علي(ع) نيز ضمن توصيه به پرداختن به كار و تجارت و بي نيازشدن از كمك مادي مردم، بر دو ويژگي «تعهد و تخصص» يا «حرفه مندي و امين بودن» تأكيد كرده و مي فرمايد:
تجارت كنيد كه تجارت كردن موجب چشمداشت نداشتن به مال مردم است. خداوند حرفه مند امين را دوست دارد. فرد مغبون (كه در معاملات اقتصادي فريب مي خورد) نه مورد ستايش است و نه در خور پاداش. (همان، ص11)
همراه شدن ويژگي «حرفه مندي (تخصص) دركنار «امانتداري» (تعهد) حامل اين پيام است كه در معاملات اقتصادي و بازار تجارت، صرفا امين و متعهدبوده، و اهل دزدي و خيانت نبودن كافي نيست. علاوه بر آن براي موفقيت در فعاليت هاي اقتصادي بايد متخصص و ماهر بود. در غير اين صورت، هرلحظه امكان شكست اقتصادي و مغبون شدن وجود دارد. آري بازار تجارت، محيطي پيچيده و تودرتو است كه هركس از توان لازم برخوردار نباشد فريب خواهدخورد و صرف سلامتي روحي و معنوي تاجر، موجب موفقيت اقتصادي او نخواهدشد. فرد مغبون نه ستايش دنيوي مردم را درپي دارد و نه از اجر اخروي برخوردار است. (غيرمحمود ولامأجور)
4- مشاركت با روزي داران
همچنان كه با «مشورت» مي توان از عقل و تجربه ديگران بهره گرفت، با «مشاركت اقتصادي» نيز مي توان از سرمايه اندوخته ديگران سود جست و حركت اقتصادي خود را سرعت بخشيد. از اين رو در روايات «مشاركت اقتصادي» يكي از عوامل زمينه ساز جلب رزق و روزي معرفي شده است. بنابر توصيه علي(ع) با كسي كه روزي به او روي آورده است شريك شويد كه براي غني شدن موثرتر و براي روي آوردن سود و منفعت، سزاوارتر است. (نهج البلاغه، حكمت 222)
5- اشتغال به كارهاي بزرگ
عزت و كرامت مؤمن مقتضي آن است كه در همه امور زندگي از پرداختن به امور جزيي و كم اهميت بپرهيزد و وقت وهمت خود را صرف كارهاي بزرگ و اساسي كند و پرداختن و پيگيري امور جزيي را به ديگران بسپارد. مصداق اين نكته حكيمانه و عزت مندانه در امور اقتصادي و معيشتي آن است كه مؤمنان با كرامت، از خريد و فروش اشياء خرد، دوره گردي و دست فروشي بپرهيزند و سرمايه عمر و ثروت خود را در فعاليت هاي اقتصادي بزرگ و اساسي بكارگيرند. امام صادق(ع) درتوصيه اي به يكي از ياران نزديك خود فرمود: «هرگز در بازارها پرسه مزن و (تهيه) اشياء كوچك را خودت پيگيري نكن، چرا كه براي مسلمانان ديندار و باشخصيت شايسته نيست خودش اقدام به خريد اشياء جزئي كند مگر نسبت به سه چيز: خريد ملك (زمين و خانه) اشياي ظريف و شتر (همان، ص73) امام صادق(ع) در توصيه ديگري خطاب به كميت اسدي فرمودند: «خداوند از هر چيزي، نوع والا و عالي آن را دوست دارد، و از نوع پست و كم اهميت آن، ناخرسند است.» (همان)



نوشته شده در تاريخ توسط 

پرسش:
از منظر آموزه هاي وحياني، كار مطلوب و ارزشمند از چه ويژگي هايي بايد برخوردار باشد؟ لطفا به نحو اجمال توضيح دهيد.
پاسخ:

جايگاه ، اهميت و ارزش كار در منطق اسلام روشن است اما اينكه شاخص هاي كار مطلوب و ارزشمند چيست ؟ از منظر آموزه هاي وحياني نكات كليدي و ارزشمندي در خصوص زمان و نحوه انجام كار مورد توجه قرار گرفته كه به نحو اجمال به آنها مي پردازيم:
1- كار روزانه
از نظر قرآن، روز براي «كار و تلاش» و شب براي «استراحت و آرامش» قرار داده شده است (نبا-47) همچنين در رهنمودهاي امام باقر(ع) مي فرمايند: براي رفع نيازهاي (اقتصادي و اجتماعي) خود در روز اقدام كنيد، چرا كه خداوند حيا را در چشم ها قرار داده و براي ازدواج، درشب اقدام به ازدواج نماييد، چرا كه خداوند آرامش را در شب قرار داده است. (وسايل الشيعه، ج17، ص80) ويژگي تكويني روز در زمينه بيشتر آن براي تلاش و تكاپو و انجام فعاليت هاي اجتماعي و اقتصادي است و ويژگي تكويني شب، آمادگي بيشتر آن براي استراحت، آرامش و انجام عبادت است. البته اين مطلب بيانگر اصل اوليه است و در صورت ضرورت و اضطرار، كارشبانه توجيه پذير است.
2- كار از صبح زود
از منظر روايات خوابيدن در فاصله طلوع فجر تا طلوع خورشيد مورد سرزنش قرارگرفته و استفاده از اين وقت براي هرگونه عبادتي از جمله عبادت تأمين معاش مورد تأكيد واقع شده است.
امام صادق(ع) در روايتي پس از ابلاغ سلام خود به همه شيعيان و دوستداران اهل بيت(ع) و توصيه آنان به رعايت تقواي الهي، سفارش فرمودند: «به خدا سوگند من به شما توصيه نمي كنم، جز آنچه كه خود را نيز بدان توصيه مي كنم. بر شما باد كه جديت و كوشش كنيد و پس از نمازصبح براي طلب رزق خود حركت كرده و رزق حلال به دست آوريد. خداوند به شما روزي خواهدداد و شما را بر آن كمك خواهدكرد. (همان، ص22)
براساس آموزه هاي وحياني، نه تنها اصل كاركردن و حرفه مندي موجب عزت و سربلندي مؤمنان است، بلكه كار از اولين ساعات بامداد، حافظ عزت و سربلندي آنان به حساب مي آيد.
امام صادق(ع) هنگامي كه مشاهده كردند يكي از اصحاب با تأخير به سمت محل كار خود حركت مي كند به او توصيه فرمودند: «صبح زود به سوي عزتت بشتاب» (وسايل الشيعه، ج12، ص3)
در روايت ديگري امام باقر(ع) توصيه فرمودند: «اگر كاري داريد براي انجام آن صبح زود اقدام كنيد، چرا كه رزق ها قبل از طلوع خورشيد تقسيم مي شود و خداوند براي امت مسلمان، بركت را در صبح زود قرار داده است. در اين وقت صدقه بدهيد كه بلا از صدقه عبور نمي كند، (امالي شيخ مفيد، ص54)
3- تخصص گرايي
تخصص گرايي، مهارت ورزي در رشته اي خاص و پرهيز از تغيير مكرر شغل از عوامل مهم جلب روزي است. حضرت يوسف(ع) هنگامي كه از پادشاه مصر مي خواهد او را به منصب وزارت دارايي منصوب كند، دو ويژگي «حفيظ عليم» يا «تعهد و تخصص» را دلايل شايستگي خود براي احراز اين پست معرفي مي كند. (يوسف-55). همچنين امام صادق(ع) نيز به صراحت رضايتمندي خود را از «حرفه مندي و تخصص» افراد در كسب روزي خود اعلام مي دارند.«اني لاحب ان اري الرجل متحرفا في طلب الرزق» من دوست دارم در طلب رزق، حرفه مند و ماهر باشيد. (وسايل الشيعه، ج17، ص78)



نوشته شده در تاريخ توسط 

 آثار ظلم و ستم، انواع ظلم، مصاديق ظلم و ستم در آيات قرآن و يازده گروهي كه ستم گرترين گروههاي ظالمند مورد بحث و بررسي قرار مي گيرند.
ظلم و ستم، ضدارزش و پديده اي است كه با فطرت هر انساني مغايرت دارد و در تمام مكاتب الهي و مادي و نيز اقوام و ملل، مطرود و زشت شناخته شده است.
شايد بتوان گفت كه پس از كفر و شرك، كه آنها نيز مصاديقي از ظلم مي باشند، از چيزي بدتر و سهمگين تر از «ظلم و ستم» در قرآن ياد نشده است.
انواع ظلم
ظلم بر سه نوع است:
1- ظلم به خويشتن
2- ظلم به مردم و ساير موجودات
3- ظلم به مكتب
در بين انواع ظلم، ظلم به مكتب و دين، مهم ترين و بزرگ ترين نوع ظلم است.(1)
مفسر تفسير نور درباره بزرگ ترين و بدترين نوع ظلم ذيل آيه 7 سوره صف نوشته است:
1- كسي كه نه بشارت عيسي و نه معجزات پيامبر اسلام را مي پذيرد و همه را يكسره سحر مي داند، مرتكب بزرگ ترين افترا گرديده و ظالم ترين فرد است.




نوشته شده در تاريخ توسط 

طبيعت انسان سالم، طالب غذاي تميز، پاكيزه و بهداشتي و خوشمزه و سالم است.
فطرت بشر نيز خواهان غذاي حلال و پاك و دور از هرگونه آلودگي است.
سلول هاي بدن هر انسان از غذاهايي كه مي خورد ساخته مي شود و كيفيت غذا با كيفيت ساختمان و كاركرد بدن انسان تناسب مستقيم دارد.
درمطلب حاضر، نويسنده كوشيده است كه به اهميت لقمه پاك و تميز در آماده سازي بدن و انسان براي كارهاي خوب و نقش لقمه هاي حرام و ناپاك در گرايش انسان به كارهاي بد اشاره نمايد.
يا ايها الرسل كلوا من الطيبات و اعملوا صالحاً
اي پيامبران! از غذاهاي (حلال) و پاكيزه بخوريد و عمل صالح انجام دهيد.
(مومنون 15)
در اين آيه، خداوند متعال به پيامبران كه الگوها و نمونه هاي عيني انسانهاي كامل هستند دستور مي دهد كه غذاي حلال و پاكيزه بخورند و سپس عمل صالح انجام دهند.




نوشته شده در تاريخ توسط 

انسان موجودي اخلاقي است. پس اگر خلق و خوي خود را نسازد از دايره انسانيت بيرون است؛ چرا كه انسان، هم دانايي و هم توانايي تغيير مثبت را داراست و مي تواند فضيلت اخلاقي را در خود تحقق بخشد.
اخلاق نيك مجموعه اي از پندار نيك و كردار نيك و گفتار نيك است. كسي كه خود را به فضيلت و كرامت انساني مزين مي سازد و تربيت مي كند، داراي منش و كنش و واكنش نيك مي شود و به عنوان يك انسان اخلاقي شناخته مي شود. البته سرچشمه گفتار و كردار نيك، پندار نيك است و همه چيز از آنجا نشأت مي گيرد؛ چرا كه عقل و قلب آدمي است كه انسان را به سمت دانايي مي برد و گرايش به زيبايي ها و نيكي ها را در وي بر مي انگيزد.
البته گفتارنيك و كردار نيك نيز بيانگر درستي و راستي پندار نيك بشر است و كسي كه داراي منش نيك باشد و ذات و سرشت خويش را به نيكي پرورانده باشد، داراي پنداري نيك و در نتيجه كردار نيك و گفتار نيك خواهد بود.




نوشته شده در تاريخ توسط 

آنچه در آسمان است و زمين است، تمام اين نعمتها را خدا به عنوان نعمت و به عنوان زينت خلق كرده است ؛ امّا هيچ كدام اينها زينت انسان نيستند. فرمود: اگر باغ هست، اگر خانه و اتومبيل و فرش هست، همة اينها زيور و زينت است ؛ امّا اينها زينت شما نيست ! زينت زمين است. ما زمين را مزيّن كرديم، مهمانهايمان را دعوت كرديم. براي مهمان‌ها هم يك سلسله زيورهاي خاصّ قرار داديم. إنّا زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنيا بِزينَهٍ الكَواكِبْ (8)، يا إنّا جَعَلنَا مَا عَلَي الأرضِ زِينَهً لَهَا (9).
تمام آنچه كه روي زمين است، زينت است. امّا زينت زمين است، اين زمين مزيّن شده ؛ ما زمين را مزيّن كرديم، خانه را مزيّن كرديم، يك مهمان كريمي هم داريم به نام انسان. انسان را دعوت كرديم در اين خانة مزيّن ! ولي براي مهمان مان كه انسان است يك زيور جدائي فراهم كرده ايم. آن را در سورة مباركة حجرات فرمود كه: حَبَّبَ إلَيكُمُ الإيمانْ وَ زَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ (10). زينت انسان در ايمان و عقائد و معارف اوست ؛ او زيور انسان است. اين مغالطه كردن كار شيطان است كه زِينَهُ الأرض را زِينَهُ الإنسان تلقين مي‌كند.




نوشته شده در تاريخ توسط 

قرآن كتاب زندگي است. آموزه هاي آن به گونه اي است كه انسان به آساني مي تواند با بهره گيري از آن به كمال شايسته خويش دست يابد.
بسياري از اصطلاحات قرآني در زندگي مردم به همين علت نفوذ پيدا كرده است. مطالعه و بررسي اين اصطلاحات و ارتباط با آن، مي تواند ما را براي تحرك بيشتر در زندگي بر پايه آموزه هاي قرآني آماده تر سازد.
اصطلاحات قرآني در فرهنگ ايراني
اين اصطلاحات در فرهنگ ايراني اسلامي ما چنان ريشه دوانده است كه نمي توان آن را از زندگي روزمره جدا ساخت. اصطلاحات در طول زمان بسيار ساده و ابتدايي مي نمايد به گونه اي كه گاه گمان مي شود كه تنها ذكري ساده و بي اراده بر زبان جاري مي شود. درحالي كه تفكر و تدبر در اين اصطلاحات ما را با دنيايي از مفاهيم بلند و والا روبه رو مي سازد. بازخواني اصطلاحات براي آن مهم است كه موجب مي شود تا با ابعاد هستي شناختي خاص روبه رو شويم كه در پس آنها نهفته و به جهاتي از چشم ها نهان گشته است. هنگامي كه با يكي از اين اصطلاحات با اين زاويه ديد برخورد مي كنيم ناخودآگاه خود را با فرهنگ و پشتوانه بزرگ و عظيمي روبه رو مي بينيم كه شگفت افزايي از خصايص آن است.
از جمله اصطلاحاتي كه روزانه آن را به كار مي بريم، اصطلاح ماشاءالله است كه به معناي «آنچه خدا خواسته» مي باشد.
هنگامي كه با چيزي شگفت روبه رو مي شويم و يا چيزي، تحسين و شگفتي و تعجب ما را برمي انگيزد ناخودآگاه اين اصطلاح را به كار مي بريم.
در حقيقت با به كار بردن اين اصطلاح، اين معنا را القا مي كنيم كه اين چيز نعمت و بركتي است كه خداوند عنايت كرده و فضلي است كه به بنده اي مبذول داشته و بر وي منت نهاده است. بنابراين با ديدن چيزي كه ما را به شگفتي واداشته به اين معنا منتقل مي شويم كه اين همه از سر فضل و منت الهي است و چيزي بيرون از قدرت و خواسته و اراده و مشيت الهي انجام نشده است.
اگر خدا بخواهد
هنگامي كه بخواهيم در آينده نزديك و يا دوركاري را انجام دهيم مي گوييم: ان شاءالله كه به معناي «اگر خدا بخواهد» است. اينجا با اينكه براي خود برنامه ريزي داشته و تصميم و عزم را جزم كرده ايم تا آن را انجام دهيم با اين همه بر اين باوريم كه چيزي بيرون از حكومت و قدرت و مديريت و تدبير الهي انجام نمي شود و اين گونه نيست كه هر كاري را اگر بخواهيم انجام دهيم تنها ما به عنوان فاعل مطرح هستيم بلكه بر اين باوريم كه خداوند، جهان و همه امور آن را مديريت مي كند و بي اراده و مشيت وي امكان ندارد كه كاري را بتوانيم انجام دهيم. اين مفهوم را ما به شكل گفتن ان شاءالله بيان مي كنيم و مي گوئيم اگر خدا خواست اين كار را به قطع انجام مي دهيم. اين گونه است كه وقتي مي خواهيم به سفري برويم و حتي بليط خريداري كرده و يا ماشين را آماده كرده و مي خواهيم حركت كنيم در پاسخ شخص پرسشگر مي گوييم ان شاءالله به سفر مي رويم. يعني اگر اراده الهي به اين تعلق گرفته باشد، مي خواهيم اين فعل را تحقق بدهيم. اين به معناي آن خواهد بود كه ما همواره اراده خويش را در طول اراده الهي مي يابيم و براساس اين جهان بيني حركت مي كنيم و كارهاي خود را سامان مي دهيم.
قرآن در آيات 23 و 24 سوره كهف از پيامبر مي خواهد كه هرگاه خواستي كاري را انجام دهي بگو: ان شاءالله اين كار را انجام مي دهم؛ لا تقولن لشي اني فاعل ذلك غدا الا ان يشاءالله؛ هرگاه خواستي كاري را در فردايي انجام دهي نگو كه اين كار را انجام مي دهم مگر آنكه بگويي اگر خدا خواست.



نوشته شده در تاريخ توسط 

بهشت، كمال حيات و زندگي است. هرچه از خوبي ها و زيبايي ها و كمالات مي شناسيم و نمي شناسيم در شكل تمام و كمال آن در بهشت هست، بي آنكه بدي و زشتي و نقصاني در آن راه يابد كه از جمله آنها ناپايداري و بي ثباتي است.
خداوند بهشت را با عنوان حيات محض معرفي كرده كه جاودانگي آسايش و آرامش يكي از جلوه هاي آن است. از اين رو، سعادت و خوشبختي مطلق را تنها مي بايست در بهشت جست وجو كرد؛ اما اين بدان معنا نيست كه انسان جلوه هايي از بهشت را نتواند در زندگي دنيوي خود تجربه كند. اصولا تلاش انسان و اميد به ظهور منجي(عج) بيانگر اين انديشه است كه مي توان بهشت كوچكي را در دنيا ايجاد كرد و آن را با سبك خاصي از زندگي به نام زندگي اسلامي تجربه كرد. برهمين اساس، آموزه هاي قرآني بر آن است كه اخلاق بهشتيان را بيان كند تا انسانها آن را در زندگي دنيوي خود تحقق بخشند؛ چرا كه بهشتي شدن در دنيا امكان پذير است و درهيچ عالمي از عوالم ديگر نمي توان، بهشتي شد؛ زيرا آخرت همان سازه انسان در دنياست.




نوشته شده در تاريخ توسط 

در مقاله حاضر با مراجعه به آيات قرآني، معاني رزق و روزي را تشريح كرده و عوامل جذب روزي آسان و فراوان و برخي علل دفع آن را بررسي كرده است .اگر از وجود، كه خود كامل ترين و بنيادي ترين رزق و روزي است، بگذريم، انسان ها همواره نيازمند دريافت انواع و اقسام روزي هستند تا بتوانند نيازهاي بيشمار خويش را در حوزه هاي مختلف جسمي و روحي برآورده سازند.
البته در انديشه اسلامي، انسان حتي در وجود خويش نيازمند توجه و التفات آفريدگارش در نقش ربوبي مي باشد و اگر براي يك لحظه، توجه الهي از وي بازگرفته شود، نيست و نابود مي شود. به سخن ديگر، انسان در كلي ترين و جزيي ترين امور خويش هميشه نيازمند توجه ربوبي است. از آن جايي كه همه چيزي كه از مقام ربوبي به انسان مي رسد، به عنوان رزق و روزي در فرهنگ قرآني و اسلامي تلقي مي شود، مي توان گفت كه انسان همواره چشم به روزي و رزق دوخته است تا به او برسد. اين رزق و روزي چه مادي و چه معنوي و به تعبير قرآني چه از «فوقكم» و چه از «تحت ارجلكم» و چه آسماني و يا زميني، مي بايست از خداوند به انسان و هر موجود ديگري برسد. از اين رو پيوسته بايد چشم انتظار آسمان و عنايت الهي باشد.
هرچند كه در نظام حكيمانه و احسن اسباب و علل، رزق و روزي هركسي و هر چيزي مشخص و معين است، ولي علل و عواملي موجب مي شود تا روزي هركسي دچار تغييرات جزيي و كلي شود.




نوشته شده در تاريخ توسط 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | ترجمه قالب : وب قرآن