اهداف و آثار تربیتی قصه در قرآن

از آنجایی که قصه و داستان تأثیر شگرفی بر خوانندگان می گذارد ، پروردگار عالم در سرشت انسان میل و علاقه ی فراوانی جهت پی جویی و شنیدن سرگذشت ها و قصه ها نهاده و از همین روی ، از آن هنگام که انسان های اولیه قدرت ارتباط از طریق گفتگو را با همنوعان خویش پیدا نمودند وقایع و حوادث و سرگذشت های خود و قهرمانان و ...زمانه خویش را به نسل بعدی منتقل می کردند و باپیشرفت زمان و پیدایش خط و نگارش ، این حوادث از سینه ها بر قلم ها جاری و در صفحات زرنگار تاریخ نگاشته شده . این روند رو به رشد تا جایی پیشرفت نمود که هم اکنون نیمی از فرهنگ و ادبیات هر ملتی را قصه ها و داستان ها به خود اختصاص داده است . امروز قصه ها نه به عنوان یک هنر و ابزار تبلیغی و تربیتی توجه بسیاری از متفکران واندیشمندان و روانشناسان را به خود جلب نموده و در مراکز علمی و تربیتی بابی از ابواب علم را نیز به خود اختصاص داده است اما بالاتر از همه این تمدن اسلام است که در مکتب توحیدی خویش ، جهت تربیت انسان، از قصه به بهترین وجه استفاده نموده و در این راستا ، خدای سبحان بهترین قصه ها را در قران این کتاب آسمانی و جاوید به شیواترین و بلیغترین شیوه ها به تصویر کشیده است .
«نحن نقص علیک احسن القصص»(سوره ی یوسف ، آیه ی 3 )
وجود حجم نسبتاً زیاد «قصه » در قرآن که تقریباً یک چهارم آیات قرآنی را به خود اختصاص داده ، توجه بسیاری از پژوهشگران رابه خود جلب و سوالات بسیاری را در ذهن آنان ایجاد نموده است .
در این راستا سوالاتی وجود دارد که می بایستی پاسخ آنها تبیین گردد :
الف )فلسفه وجودی قصه های فراوان در قرآن چیست ؟
ب )قصص قرآن چه اهداف و آثاری را به دنبال دارد ؟
بررسی آثار :
سیوطی به نقل از حاکم درباره ی جمع آوری قرآن می نویسد :
قران سه مرتبه به شرح زیر جمع آوری شد .اولین بار با حضور رسول خدا بود ..دومین بار در زمان ابوبکر گردآوری شد و در زمان خلافت عثمان برای سومین بار به ترتیب سوره ها گردآوری گردید . (سیوطی ، اتفان ، ترجمه ی دکتر محمد جعفر اسلامی ، جلد اول ، «تهران :بنیاد علوم اسلامی ، 1362 »ص 205 )
سابقه و تاریخ کتابت و تدوین و تحقیق قصص قرآن ، هم زمان با آغاز ظهور اسلام وتوأم با نزول و جمع آوری و تفسیر قرآن می باشد . پس از آنکه قرآن نازل شد و مردم کم کم کتابت را آموختند ، آنها از پیامبر «ص » در مورد بعضی آیات سوالاتی می نمودند و آن حضرت به تناسب معلومات ایشان ،آیات قرآنی را تفسیر و توضیح می دادند ، بنابراین آغاز تفسیر قصه های قرآن نیز در زمان حیات حضرت محمد «ص» بود .
پس از رحلت پیامبر اکرم «ص » ائمه ی معصومین علیهم السلام به عنوان قرآن ناطق تفسیر آیات قرآن کریم را عهده دار بودند و در عین حال صحابه نیز روایات صحیح و موثق ، تفسیری را جمع آوری نموده و کم کم تفسیر قرآن شکل گرفت و مفسرین در خصوص قصص قرآنی نیز مطالب نوشتند .
علامه طباطبایی در این مورد نیز می نویسد :
«ازجمله موضوعاتی که طبقه ی اول مفسرین ، روایات آن را نقل کرده اند قصص قرآنی است .آن روز {زمان مفسرین طبقه ی اول }بحث از قرآن در چهارچوب ادبی آیات ، و شأن نزول آنها و مختصری استدلال به آیات ، برای توضیح آیات دیگر ، اندکی تفسیر به روایات وارده از رسول خدا «ص » در باب قصص و معارف مبدأ و معاد و امثال آن تجاوز نمی کرد » (محمد حسین طباطبایی ، المیزان ، ترجمه ی موسوی همدانی ، ج 1 ، چ دهم ، «قم :انتشارات دارالعلم ، 1367 »ص 7 ).
اهداف تحقیق :
لذا دراین مقاله سعی شده اهداف تربیتی قصص را در سه موضوع « اعتقادات ، عبادات ، اخلاقیات » دسته بندی و تبیین نموده و به برخی از مصادیق هرکدام اشاره شده است .
فرضیه های قابل طرح ، در خصوص اهداف و آثار تربیتی قصص قرآن :
1 ـ قصص قرآن صرفاً جهت آشنایی با تاریخ و سرگذشت انبیاء و اقوام گذشته تدوین شده است .«نقل تاریخی »
2 ـ قصص قرآن ، صرف آشنایی با روش های تبلیغی و تربیتی انبیاء علیهم السلام تدوین شده است . «آموزش عملی مبلغین »
3 ـ قصص قرآن جهت ، تنزل دادن مفاهیم بلند علمی برای تفهیم مطالب به اقشار مختلف مردم تدوین شده است .«آموزش های نظری ».
4 ـ خداوند متعال برای ارائه ی طریق با الگوها و اسوه های حسنه قصه های قرآن را تدوین نموده است .«الگودهی »
5 ـ قصه های قرآن جهت آموزش و تربیت همه جانبه فرد و اجتماع ، به شیوه های گوناگون جهت سوق دادن آنها به کمال نهایی نگاشته است .
6 ـ قصص قرآن جهت تبیین علل و عوامل سقوط و انحراف «افراد ، اقوام ، تمدن ها »گذشته تدوین شده است . «عبرت آموزی ».
7 ـ قصص قرآن جهت تبیین علل و عوامل پیروزی و تکامل «افراد ، اقوام ، تمدن ها » گذشته تدوین شده «عبرت آموزی »
با توجه به این که اهداف و آثار در واقع یک حقیقت واحد و ملازم هم می باشند باید گفت :از آنجا که قرآن کریم از روی حکمت ازلی الهی سرچشمه می گیرد قطعاً با نزول آن و تدوین قصص در جای جای سور آن ، اهداف و آثار بلند و جامعی مد نظر بوده که تماماً به بعدی از ابعاد اعتقادی و اخلاقی و ... فرد و جامعه ایده آل قرآنی برگشت می کند .
تعریف مفاهیم :
قصه
«خبر ، کار ، سخن گفتن »(عبدالرحیم ابن الکریم ، منتهی العرب فی لغه العرب ، ترجمه ی صیفی پور ، ج 3 ، «بی جا ، سنایی ، 1298 » ، ماده ی قصص .
«خبر طولانی »(ابوهلال عسگری ، معجم الفروق اللغویه ، تهیه کننده :بیات (قم :نشر اسلامی ، 1412 )ماده ی قصص .
«کیفیت چیدن ،حدیث ، روایت ، قصه ، داستان ، رخ داد » (فواد افرام البستانی ، منجدالطلاب ، ترجمه محمد .م ، (تهران :اسلامی ، 1360 )، ماده ی قصص .
در قاموس قرآن نیز چنین آمده :«سرگذشت را از آن جهت قصص و قصه گویند که گوینده پیگیر و دنبال آن است .
تربیت
طبق معنای یاد شده ،مراد از تربیت انسان ، پروراندن ، آن به آن ، استعداد های فطری و بالقوه او درمسیر کمال الهی می باشد و این تربیت به شکل تکوینی و تشریعی ، توسط پروردگار عالم ، از ازل الی ابد صورت می پذیرد .
فوائد تحقیق :
1 ـ پر نمودن خلاء های موجود در زمینه قصص قرآن .
2 ـ توجه دادن مراکز تربیتی و تبلیغاتی از جمله آموزش و پرورش به نقش سازنده قصص قرآنی .
3 ـ دستیابی به روش های ساختاری قصص قرآنی و استفاده و الگوگیری از آن ها جهت انجام امور تربیتی و هم چنین قصه نویسی .
استفاده از این مقاله به عنوان مقدمه ، خودگامی مؤثر است .جهت دستیابی به برخی از اهداف تربیتی قصص قرآن ،که در نهایت به ساخته شدن فرد و اجتماع ، منجرمی شود .
اهداف و آثار تربیتی قصه در قرآن
بسم الله الرحمن الرحیم
«سبح اسم ربک الا علی ، الذی خلق فسوی ، و الذی قدر فهدی »نام پروردگار والای خود را به پاکی بستای .همانا که آفرید و همان گونه که بخشید و آنکه اندازه گیری کرد و راه نمود .(سوره ی اعلی / 3 ـ 1 )
همان طور که می دانید پروردگار عالم در کنار هدایت تکوینی ، هدایت ویژه دیگری را برای انسان در نظر گرفته که اصطلاحاً بدان «هدایت تشریعی » گفته می شود ، در این نوع هدایت که از طریق وحی ، صورت پذیرفته ، بر خلاف هدایت تکوینی که جبراً در نظام هستی جریان دارد ، به صورت می پذیرد و به تعبیری در هدایت تشریعی تنها خداوند از طریق وحی ارائه نموده تا انسان آگاهانه و از روی اختیار به صراط مستقیم سوق پیدا کند .
استاد آیت الله جواد آملی در مورد معنا و مفهوم هدایت تکوینی و تشریعی می فرماید :
هدایت تکوینی آن است که پروردگار نیروهای علمی انسان را از بینش خاص و نیروهای عملی او از کشش و کوشش مخصوص برخوردار نماید تا فهم یا مشاهده معارف الهی و پیمودن راه و نیل به هدف نهایی به وفق مراد حاصل شود ، چنانچه آب را به پای نهال شسته می رساند و نسیم سحری را از کنار غنچه آماده می گذراند تا آن بارور شود و این شکوفا گردد و ...هدایت تشریعی آن است که پروردگار متعال قانون سعادت بخش را در اختیار انسان قرار بدهد و با امر به فضائل و نهی از رذائل او را آگاه کند تا او با انتخاب خویش راهی برگزیند و به پایان آن راه برسد .«جوادی آملی ، هدایت در قرآن ، ص 32 ـ 31 ».
با این توضیح می توان گفت اهداف تربیتی قصه های قرآنی ، در راستای هدایت تشریعی خداوند متعال در قرآن کریم می باشد .
قران با بیان سرگذشت های عینی و حقیقی ، انبیاء علیهم السلام و اقوام گذشته ، در قالب هنری به شکل داستان ، راه رسیدن به کمال و دوری جستن از رذائل را به انسان آموزش می دهد . در این راستا هر کس از پرتو نور این کتاب الهی استفاده نماید خود را از مهلکه نجات خواهد داد و در مقابل ، معاندین خود را در معرض ظلالت قرار می دهند .
بنابراین ،می توان اهداف تربیتی قصص قرآن را در راستای همان ، هدایت تشریعی که تربیت همه جانبه «اعتقادی ، عبادی ، اخلاقی ، سیاسی ، اجتماعی و ... » فرد و جامعه می باشد دانست که بر همین اساس به شرح و تفصیل آن ، می پردازیم .
تبیین اهداف اعتقادی :
1 ـ توحید و نفی شرک :
بر این اساس ، به نمونه ای از چگونگی دعوت انبیاء به توحید و نفی شرک و همچنین عاقبت اقوام گذشته اشاره می نماییم .
حضرت نوح «ع » در صحنه های مختلف قومش را به خداپرستی دعوت می نمود اما به جز تعداد معدودی به وی ایمان نیاوردند ، و اما سرنوشت مؤمنین و تکذیب کنندگان وی «پس او را تکذیب کردند ، و ما او و کسانی را که با او در کشتی بودند نجات دادیم ؛ و کسانی را که آیات ما را دروغ پنداشتند غرق کردیم ؛ زیرا آنان گروهی کوردل بودند .(اعراف ، آیه ی 64 )
بنابراین می توان نتیجه گرفت ، که اولین و مهمترین اهداف تربیتی قصص قرآنی تربیت اعتقادی انسان ها بر محوریت «خدا پرستی و نفی شرک و بت پرستی »می باشد .
این هدف در تمامی قصص قرآن به شیوه های مختلف بر اساس مقتضیات زمان دنبال شده است .
2 ـ رسالت و هدایت تشریعی
به طور کلی ،آنچه در قرآن آمده ، اعم از قصه ها و اخبار و ... همگی وحی الهی می باشند که به طریق مختلف برپیامبر اسلام «ص » نازل شده است .
علاوه بر این که بر خاتم انبیاء وحی نازل می شده وقتی به تاریخ انبیاء (ع) مراجعه می کنیم ، به وفور مشاهده خواهیم کرد که بر آنان نیز وحی می شده است و از همین جهت ، دنبال کردن پدیده وحی ، چگونگی کاربرد آن ، در قصص قرآنی ،می تواند به عنوان یکی از اهداف ،مطرح شود .
حضرت موسی (ع)از جمله پیامبرانی است که مکرراً در صحنه های مختلف ، زندگی پر فراز و نشیب خویش از طریق «وحی » مورد رهنمود الهی قرار گرفته است . صحنه های مربوط به نزول وحی به آن حضرت ، در سوره ی اعراف آمده است .
در قصص قرآنی ، به نحوی مستقیم و یا غیرمستقیم ، چگونگی ارتباط وحیانی پیامبران به تصویر کشیده شده است .
3 ـ معاد و جهان پس از مرگ :
از این روی خداوند متعال ، به طرق مختلف و در داستان های گوناگون ، چگونگی زنده شدن مردگان رابه تصویر کشیده ، تاپاسخی باشد به شبهات و سوالات مطرح شده ،که در طول تاریخ و در هر زمانی ، ممکن است به ذهن و زبان و قلم انسان جاری شود .و بدین جهت می توان نتیجه گرفت که یکی از اهداف اعتقادی دنبال شده در قصص قرآنی تبیین مسئله معاد و مسائل پیرامون آن است .
از همین قسم است ، داستان اصحاب کهف ، زنده شدن مقتول در زمان حضرت موسی «ع» و درخواست حضرت ابراهیم خلیل از خدا جهت مشاهده احیاء مردگان و اشارات زیادی که انبیاء علیهم السلام به قیامت ، بهشت و جهنم و ... داشته اند .
4 ـ امامت و ولایت :
انبیاء عظام با وجود این که خود نسبت به مردم ولایت داشتند ، اما همواره خود را بنده ی خدا و حضرت حق را به عنوان ولی خطاب می نمودند .
به عنوان نمونه در هنگامی که خدا حضرت موسی (ع) هفتاد نفر از قوم خویش را به وعده گاه برد ناگهان صاعقه قهر الهی همه جا را فرا گرفت و نزدیک بود همگی آنان هلاک شوند ، در این هنگام بود که آن حضرت خطاب به خداوند از واژه «ولی » استفاده نمود . قرآن کریم این صحنه داستان را در (سوره ی اعراف / آیه ی 155 )بیان می کند .
در این جا لازم است به این نکته اشاره شود که لازمه ی ولایت ، اطاعت می باشد و روی همین اصل در آیات زیادی به این نکته اشاره شده از جمله : خدا را اطاعت کنید و پیامبر و اولیای امر خود را نیز اطاعت کنید . ( سوره ی نساء /آیه 59 ).
با توجه به مسائل ذکر شده و شأن و نزول آیات فوق ، همچنین اهمیت موضوع امامت و رهبری در اسلام ، از جمله اهداف تربیتی قصص قرآنی «از بعد اعتقادی » را می توان تبیین مسئله ولایت و امامت بر شمرد .
5 ـ تبیین قسط و عدل :
با این توضیح مختصر ، اکنون می توان چنین برداشت کرد که یکی از اهداف قصص قرآنی از نظر اعتقادی ، تبیین و اثبات عدالت خداوند و اجرای آن توسط انبیاء در جامعه می باشد . که به نمونه ای از آن اشاره می گردد .
از جمله اقوامی که کم فروشی در میان آنها رایج بود ، قوم حضرت شعیب (ع)بودند .لذا آن حضرت با مشاهده این وضع نابسامان اجتماعی که مردم در داد و ستد خود قسط و عدل را رعایت نمی کردند .بر حسب وظیفه جهت اقامه قسط و عدل ، قوم خویش را نصیحت فرمود . اما نصایح حضرت شعیب کارساز نشد و چون قوم ، حضرت را تکذیب کردند خداوند هم آنان را در همین دنیا به مکافات اعمالشان رسانید .
اهداف اخلاقی و تربیتی
پیامبر گرامی اسلام در این خصوص می فرماید :«انما بعثت لاتمم مکارم الا خلاق »(میزان الحکمه ، ج4،ص 1530)
«اخلاق »جمع خلق به معنای شکل و هیئت روح و باطن انسان می باشد (راغب اصفهانی ، مفردات ،ماده خلق،ص 20297)
کلاً به حالات و ملکات مثبت و منفی «فضائل و رذائل »راسخ شده ی نفسانی انسان ، این واژه اطلاق می شود. حضرت علی (ع)حسن خلق را نشأت گرفته از نفس دانسته می فرماید : «حسن الخلق للنفس و حسن الخلق للبدن »(غررالحکم ، ص 254)
علاوه بر آن خداوند متعال ، جهت تزکیه نسل بشر با ذکر سیره ی بعضی انبیاء و اولیاء ، نمونه های عینی را در قالب قصه ترسیم نموده تا عبرتی جاوید باشد برای همگان ، که در این جا به برخی از آنها اشاره می گردد .
نمونه هایی از فضائل اخلاقی در قصص قرآن
1 ـ توکل
در زندگی سراسر الگوی پیامبر اسلام ، وقتی دقت کنیم خواهیم دید که ایشان در تمام طول رسالت خویش در فراز و نشیب های مختلف همواره بر خدای یکتا توکل می نمود ، از جمله در امر جنگ خدا به او فرمان می دهد با اصحاب خود مشورت کن و اگر تصمیم قطعی گرفتی بر خدا توکل کن در (سوره ی آل عمران ، آیه 159 )به این نکته اشاره شده است .
تمام انبیاء علیهم السلام ، در انجام امورات محوله بر خدای هستی بخش توکل می نموده و ثمره ی این توکلات را نیزکه همان پیروزی و موفقیت در کارها بود در قصص آنان ترسیم نموده تا اینکه خوانندگان خود را به این فضیلت بیارایند .
2 ـ تقوا
«بهترین توشه این راه تقوا است و از من بپرهیزید و خدا ترس شوید ای صاحبان عقل و ادراک » (سوره ی بقره / آیه ی 197 )
بر این اساس ، می توان یکی از فضائل ارزنده انسان را که روی آن بسیار تأکید شده «تقوا » دانست و رو ی همین اصل در قصص قرآنی هم موارد زیادی از تقوای عملی انبیاء (ع ) به تصویر کشیده شده است . پس از آنکه حضرت یوسف در آزمونی بزرگ دامن خود را از گناه حفظ کرد ، خداوند متعال هم بالافاصله کید زلیخا را آشکار کرد و سرانجام آن حضرت آزاد گردید و به خاطر همین پرهیزکاری که داشت به مقامات بالایی رسید .در ( سوره ی یوسف /آیه های 57 ـ 56 ) به این موضوع اشاره شده است. در جای جای قصص قرآنی به ویژه در دعوت های انبیاء آنچه بیشتر جلب توجه می کند دعوت به تقوا و پرهیزکاری است که دعوت حضرت ثمود ، لوط ، شعیب و دیگر انبیاء الهی از این جمله است .
3 ـ خلوص
از جمله علائم اخلاص در عمل این است که اگر کسی «لله » فعل خیری را انجام داد ، هرگز انتظار پاداش از بندگان خدا را نداشته باشد و لذا انبیاء الهی همواره این مطلب را متذکر می شوند از جمله حضرت نوح (ع) خطاب به قوم خویش فرمود :«و بر این {رسالت }اجری از شما طلب نمی کنم . اجر من بر عهده پروردگار است .(سوره ی شعراء / آیه ی 109 )
حضرت هود ، صالح ، لوط ، شعیب و ...همین کلام را داشتند که بیانگر خلوص آنان بوده و از همین جهت مانند حضرت یوسف (ع)خداوند متعال در تمام مشکلات آن را یاری می نمود .
4 ـ صبر
استاد علامه طباطبایی (قدس ره )، صبر را از بزرگترین ملکات و فضیلت ها دانسته و می فرماید :«صبر از بزرگترین ملکات و احوالی است که قرآن آن را ستوده و مکرر امر بدان نموده است تا جایی که قریب هفتاد مورد شده است . حتی لقمان در مورد فرزندش فرموده « ان ذلک من عزم الامور » ( این حاکی از عزم و اراده ی تو در امور است ) این صبر از کارهای بس مهم است » (طباطبایی ، المیزان ، ج 3 ،ص 242 ).
پیامبر اسلام (ص)صبر را بر سه قسم دانسته و می فرماید :«الصبر ثلاثه :صبر عند مصیبه و صبر علی الطاعه و صبر عن المعصیه » .
و لذا وقتی به داستان های قرآن مراجعه می کنیم به جلوه های مختلفی از اقسام صبر بر می خوریم .حضرت ایوب اسوه ای صابر در تمام زمینه ها بود و خداوند داستان وی را جهت عبرت اندوزی مردم نقل فرموده تا به این صفت اخلاقی خود را آراسته و از زمره صابران قرار گیرند .
حضرت یوسف اسوه صبر در برابر گناه بود و از جمله پیامبرانی است که از قصه او می توان عبرت های زیادی گرفت .
5 ـ حسن خلق
حسن خلق را می توان از جمله فضائل شاخص اخلاقی نامید و در قصص قرآنی ، به مناسبت از این ویژگی و نقش آن در جذب مردم به سوی اهداف والای اسلام یاد شده است .
انبیاء به نوبه ی خود در گفتار و رفتار خویش این اصل را رعایت می کردند . از جمله ،در چگونگی دعوت و همچنین نصایح آنان این موضوع به وضوح به چشم می خورد .به عنوان نمونه می توان به نحوه ی دعوت حضرت ابراهیم و برخورد او هنگام دعوت عمویش آزر ،برخورد حضرت یعقوب با پسران خطاکارش ، و همچنین برخورد حضرت یوسف با آنها ، چگونگی نصیحت حضرت لقمان به پسرش و حتی شیوه ی دعوت حضرت موسی به هنگام مواجه با فرعون اشاره نمود .
6 ـ امانت
انسان اگر در خلوت امین و امانتدار بود ، به طور حتم در خلوت به نحو اولی امانت دار خوبی خواهد بود و از همین جهت ، هم در قصه ی حضرت موسی (ع)و برخورد وی با دختران حضرت شعیب و هم در قصه ی حضرت یوسف (ع)به هنگام مراوده زلیخا او ، شیوه ی امانت داری و مصادیق از انسان های امین به طور هنرنمایی خاصی به تصویر کشیده شده است .
خاتم الرسل حضرت محمد (ص)حتی قبل از بعثت ملقب به محمد امین بود و پس از بعثت به نحو احسن ، این ویژگی را دارا بود .بنابراین بر تمامی انسانها لازم است با الگو قرار دادن این اسوه های الهی خود را متصف به این فضایل اخلاقی نموده و از سیره عملی آنها عبرت آموزی کنند .
این بود برخی از فضایل اخلاقی که در قصص قرآنی به طور ملموسی به چشم می خورد و باید گفت دهها و صدها مسئله اخلاقی کوچک و بزرگ را نیزمی توان از این دریای بیکران ، استخراج نمود که خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل .
اهداف عبادی
اکنون به بعضی از قصص قرآنی که در آن به عبادات اشاره شده می پردازیم :
1 ـ نماز
پیامبر عظیم الشأن اسلام نماز را از شرایع دین دانسته می فرماید :«نماز از شرایع و احکام دین است و موجب خشنودی پروردگار عزوجل و راه و روش پیامبران می باشد »(ری شهری ، میزان الحکمه ، ج 7 ، ص 3092 ).
وقتی حضرت موسی (ع)به کوه طور رفت .خداوند او رابه رسالت خویش خبر داد اولین عبادتی را که خدا پس از معرفی خود ، از او درخواست نمود اقامه نماز بود . قرآن کریم خلاصه این داستان را در (سوره ی طه ، آیه 14 ـ 9 ) نقل کرده است .درجای جای قصص انبیاء علیهم السلام در خصوص نماز نکات ارزنده ای آمده است که باید در جای خود پیرامون آن بحث شود .
2 ـ روزه
بر اساس آیات سوره ی مریم ، این مطلب فهمیده می شود که در امت های قبلی به نوعی «روزه سکوت » رواج داشته ، که آن را به صورت نذر به قصد قربت انجام می دادند .
استاد جوادی آملی از جمله اوصاف مشترک بین تولد حضرت عیسی (ع) و حضرت یحیی (ع)را «روزه سکوت » حضرت مریم و حضرت زکریا دانسته می فرماید :«همان گونه که زکریا سه روز از کلام عادی محروم شد و تنها به ذکر و مناجات و تسبیح خداوند بسنده کرد . مریم نیز بعد از تولد عیسی مأمور صوم صمت شد و یاد و نام خدا تنها انیس وی بود و با کسی سخن نمی گفت »(سیره پیامبران ، ج 7 ، ص 338 )
3 ـ انفاق
مسئله انفاق ، نیزمانند عبادات دیگر ، در لابه لای قصص قرآنی از آن یاد شده است .وقتی زندگی اولیاء و انبیاء را بررسی می کنیم ، در کنار واجبات الهی ، انفاق همه جانبه را سر لوحه زندگی آنان خواهیم یافت .از جمله نبی اکرم در طول زندگی خود به ویژه در دوران نبوت خویش جهت اعتلای اسلام ، آنچه داشت از اموال خدیجه و غیره حتی جان خویش را در طبق اخلاص گذاشت .
خداوند متعال در دهها آیه در مورد انفاق ، چگونگی پرداخت آن بحث نموده و در این راستا ضمن مثال های محسوس انسان را جهت انجام آن تشویق نموده است و در کنتار این تشویق ها و دعوت ها ، ضمن قصه ای شیرین به نمونه ای از عاقبت کسانی که مبادرت به این امر خیر نکرده اند اشاره می کند تا مایه ی عبرت عالمیان واقع شود .
4 ـ حج :
علامه مجلسی (ره)در خصوص چگونگی تعلیم مناسک حج به حضرت ابراهیم می نویسد :
به سند معتبر از «امام صادق علیه السلام منقول است که :
حق تعالی امر فرمود ابراهیم را ، حج بکنید و اسماعیل را با خود به حج ببرد و او را در حرم ساکن گرداند .پس به حج رفتند بر شتر سرخی و با ایشان کسی همراه نبود .به غیر از جبرئیل ، چون به حرم رسیدند ، جبرئیل گفت : ای ابراهیم فرود آی با اسماعیل ، و غسل کنید قبل از داخل شدن در حرم ، پس فرود آمدند و غسل کردند .و به ایشان نمود که چگونه مهیای احرام شوند و امر کرد ایشان را صدا به تلبیه حج بلند کنند و بگویند آنها چهار تلبیه را که پیغمبران می گفته اند ، پس آورد ایشان را به باب الصفا و از شتر فرود آمدند و جبرائیل میان ایشان ایستاد و رو به سوی کعبه کرد و الله اکبر گفت ، و ایشان نیز گفتند :...و جمع مناسک حج را به ایشان نمود و امر کرد ایشان به جا آورند ... (حیوه القلوب ، ج 1 ، ص 139 )
5 ـ جهاد :
الف )جهاد اکبر :مراد از آن مبارزه با نفس است . (جهاد درونی )
ب )جهاد اصغر : مراد از آن مبارزه با دشمنان بیرونی می باشد . ( جهاد برونی )
در قصص قرآنی ، نمونه های زیادی از هر دو قسم وجود دارد .
در میان انبیاء بیشترین جنگ و جهاد را خاتم الرسل انجام دادند و هیچ پیامبری هم مانند حضرت محمد (ص)در جهت تبلیغ اسلام مورد آزار و اذیت قرار نگرفت .
الگوهای تمام عیار میادین جهاد اکبر ، انبیاء علیهم السلام هستند . خداوند متعال ، جهت به نمایش گذاردن نمونه ای تمام عیار از مبارزه با نفس ، تمام عناصر لازم را در حد اعلی در قصه ی یوسف در نهایت زیبایی و جذابیت به کار گرفته است ، از این جهت حضرت یوسف را در کمال زیبایی به عنوان قهرمان و سوژه ی اصلی داستان خلق نمود و همین زیبایی و جذابیت باعث جلب توجه پدر ، کاروانیان ، همسر عزیز مصر گردید . وی در جوانی به خاطر همین «جمال » مورد آزمونی بزرگ قرار گرفت و سرانجام به عنوان قهرمان عفاف از میدان جهاد اکبر پیروزمندانه و سر فراز بیرون آمد . یکی از صحنه های عبرت آموز ، در قصه های قرآن همین داستان می باشد .
در هر حال ، صحنه های داستانها و قصص قرآن مملو از میادین مبارزه در هر دو نوع جهاد می باشد که هر کدام به نوبه ی خود ، پیامها و آثار ثمربخشی برای نسل بشریت به ارمغان دارد .
6 ـ امر به معروف :
از همین قبیل است ، نصایح لقمان به پسرش ، حضرت موسی به هنگام دعوت فرعون و بقیه ی انبیاء و اولیاء علیهم السلام به ترتیب و به نوبه ی خود این فریضه ی الهی را انجام می دادند .
7 ـ تولی و تبری :
در قرآن کریم و به ویژه در قصص داستان های انبیاء علیهم السلام مصادیق زیادی از این حب و بغضها ، به چشم می خورد ، که همگی مایه ی عبرت و هدایتگر نسل بشر در این زمینه می باشد .
8 ـ دعا :
یکی از افضل ترین عبادات به فرموده ی پیامبر اکرم (ص) «دعا » و راز و نیاز با خالق بی نیاز است و اساساً یکی از اهداف و فلسفه عبادات ، دیگر ، توجه دادن به این مهم است که انسان این مخلوق فقیر بالذات خواسته های خویش را از خالق هستی بخواهد و برای او هم عبادت نماید .
هنگامی که حضرت موسی (ع) مأموریت یافت به کاخ فرعون برود از خدا چند چیز درخواست کرد و خداوند هم تمام خواسته های او را اجابت کرد . بحث دعا در قرآن بحث مفصلی است که در این مقوله نمی گنجد و لذابه همین یک نمونه بسنده کرده .
+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم تیر ۱۳۹۰ ساعت 18:46 توسط
|
قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند می شود همه از هم می پرسند " چه کس مرده است؟ "