مقابله قرآن با تفکر جدايي دين از سياست

از نظر آموزه‌هاي قرآني، دين مجموعه‌اي از آموزه‌هاي وحياني است که تمامي زندگي بشر را سامان مي‌دهد و او را به سمت خوشبختي و سعادت ابدي در دنيا و آخرت رهنمون مي‌سازد. بينش و نگرش قرآني بر آن است تا انسان را با هستي‌شناسي و جهان‌بيني و سبک زندگي اسلامي تربيت کند. لذا از پيش از تولد براي انسان برنامه‌هاي مشخصي را تعيين و تشريع کرده است. بر اين اساس، هيچ چيزي را نمي‌توان در زندگي انسان يافت که اسلام در آن حوزه سخن و برنامه و تکليفي نداشته باشد.
سياست نيز بخشي از زندگي اجتماعي هر انساني را تشکيل مي‌دهد و اسلام و قرآن در اين حوزه در چارچوب اهداف کلان آفرينش انسان برنامه‌ها و تکاليفي را دارد. نويسنده در اين مطلب کوشيده تا نشان دهد که تفکر جدايي دين از سياست و سکولاري کردن جامعه اسلامي چيزي جز خروج از دايره اسلام نيست و کسي نمي‌تواند مدعي اسلام و مسلماني باشد اما بخشي از زندگي او چون حوزه سياست در چارچوب نظام سياسي اسلام سامان نيافته باشد.
قرآن، جوامع الکلم
پيامبر(ص) در عبارتي مي‌فرمايند: اوتيت جوامع الکلم و انت يا علي! قد اعطيت جوامع الکلم، به من کلمات جامع داده شد و به تو اي علي! هم کلمات جامع بخشيده شده است. (بحارالانوار، ج 39، ص 76)

ادامه نوشته

آیا این محمد (صلی الله علیه و آله) است که بازگشته؟!

 

 امام حسین علیه السلام در مرگ پیامبر صلی الله علیه وآله شاید از همه بی تاب تر بود. او اگر چه آن زمان کودک بود اما این جراحت قلبش تا بزرگی التیام نیافت. آن قدر بغض کرد، آن قدر لب برچید، آن قدر گریه کرد که آتش به جان فرشتگان آسمان زد و اگر کفر نبود می گفتم که خدا هم بی تاب شد از این همه بی تابی. آن قدر که محمدی کهتر، پیامبری دیگر، شبیهی از پیامبر را بعدها در دامان حسینش گذاشت تا جگر سوخته اش بدان التیام بیابد.

ادامه نوشته

آیا ما نیز منافق هستیم؟

منافق

شیخی به زنی فاحشه گفتا مستی                   هر لحظه به دام دگری پــا بستی

گفتا ، شیخا هر آن چه  گویی هستم                 آیا تو چنان که می نمایی هستی؟

این شعر یکی از رباعیات معروف خیام است که به زشتی ظاهر و باطن متفاوت انسانها و مذمت تظاهر به دینداری و داشتن نفاق اشاره می کند.

به راستی منافق کیست؟

منافق در حقیقت كسی است كه ظاهرش را با ایمان و تقوا و اخلاص آراسته ولی در باطن جز ظلمت كفر و شرك چیزی ندارد، لذا باید بداند كه در رفتارش سودی نكرده و جز به خودش به كسی زیانی نرسانده است؛ زیرا پروردگار جهان كه دانای آشكار و نهان است هرگز او را به خاطر ظاهر فریبنده‏اش جزو اهل صدق قرار نخواهد داد، بلكه او را به خاطر خباثت باطنش و تظاهر به صلاحش به جهنم می‏فرستد و در حقیقت او به خودش دروغ گفته و به خودش نیرنگ زده است.

ادامه نوشته

آسيب شناسي وحدت ازمنظر قرآن کريم

قرآن کريم در آيه شريفه 103 سوره آل عمران پس از فرمان وحدت به مسلمانان ،بانگاهي آسيب شناسانه دلايل وضرورت اتحاد جامعه رابرمي شمارد ومي فرمايد: «وَ اذْکُرُوا نِعْمَت الله عَلَيْکُمْ إِذْ کُنتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّف بَينَ قُلُوبِکُمْ فَأَصبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَاناً وَ کُنتُمْ عَلى شفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَکُم مِّنهَاکَذَلِک يُبَينُ الله لَکُمْ ءَايَتِهِ لَعَلَّکمْ تهْتَدُونَ؛ و نعمت ( بزرگ ) خدا را بر خود به ياد آريد که چگونه دشمن يکديگر بوديد و او در ميان دل هاى شما الفت ايجاد کرد ، و به برکت نعمت او برادر شديد ، و شما بر لب حفره‌اى از آتش بوديد ، خدا شما را از آن جا برگرفت ( و نجات داد) اين چنين خداوند آيات خود را براى شما آشکار مى‌کند شايد هدايت شويد.»

قرآن وتعليل حوادث

پيش از تبيين نگرش آسيب شناسانه قرآن،لازم است به اين نکته اساسي اشاره کنيم که به گفته علامه طباطبايي، قرآن به بيان علل حوادث ورويدادها توجه دارد. برپايه نظر وي مشي قرآن کريم بر اين است که تعليمات ومعارف خود را با ذکر علل و اسباب بيان مي کند و از اين راه ، مردم را به سوى خيروهدايت فرامي خواند ، بدون اين که آنان را به تقليد کورکورانه وادار کند. به بيان ديگر ؛ مسلک و مرام اسلامى و سيره نبوى جز به علم و اجتناب از تقليد دعوت نمى‌کند که البته پيروى از کتاب و سنت تقليد نيست.بنابراين خداى تعالى در عين اين که حقيقت سعادت بشر را به او تعليم مى‌دهد ، علت آن را هم بيان مى‌کند تا کورکورانه نپذيرفته باشد ، بلکه بفهمد که حقايق دينى ، همه به هم ارتباط دارد و همه از ناحيه منبع توحيد افاضه شده است . در عين حال تسليم شدن در برابر خداى تعالى را هم واجب مى‌داند ، چون رب العالمين است و اعتصام به حبل او اعتصام به حبل رب العالمين است .

ادامه نوشته

عوامل محشور شدن با انبیاء و اولیاء

 

 شخصی بود به نام ثوبان که رسول خدا صلی الله و علیه و آله را بسیار دوست داشت. روزی با پریشانی و رنگ پریدگی و اندوه، به حضور پیامبر(صلی الله و علیه و آله) آمد. پیامبر( صلی الله و علیه و آله ) از قیافه ی او دریافت که پریشان است و علت آن را پرسید.

او عرض کرد: هر وقت که از شما دور می شوم و شما را نمی بینم، پریشان می گردم. امروز به این فکر افتادم که اگر فردای قیامت، من اهل بهشت باشم، مسلما در جایگاه شما نخواهم بود و در نتیجه شما را نخواهم دید و اگر اهل بهشت نباشم، هرگز شما را نخواهم دید. از این رو سخت پریشان شدم، بنابراین چرا افسرده نباشم؟1 

ادامه نوشته

تفاوت معجزه و کرامت !

 

اولیای الهی می توانند دست به اعمالی بزنند که از نظر عادی برای بشر خارق العاده به نظر می رسد. کارهای عجیب و غریبی که حاکی از قدرت برتری در پشت آنهاست. زندگی نامه ی همه ی مردان الهی پر است از این کرامات الهی و معنوی که باید چشم دل باز کرد و آنها را دید. توجه به ماهیت و چیستی این کرامات سبب می شود ایمان و اعتقاد قلبی انسان به قدرت الهی مافوق و صاحب اصلی این کرامات، بیشتر و بهتر شود.

کرامت در لغت!

کرامت در واژه به معنای بزرگواری است و در لغت نامه ی دهخدا آمده است که: کرامت از مصدر "کرم" واژه ای عربی و به معنای بزرگی ورزیدن ، جوانمرد گردیدن و با مروت شدن و نفیس و عزیز شدن است.

کرامت در اصطلاح!

در اصطلاح کرامت امری است خارق العاده که به واسطه ی تقرب در پیشگاه خداوندو لطافت روح و صفای باطن از انسان صادر می شود ولی نه برای اثبات حق با تحدی و هدف اصلی از ارائه ی آن این نیست ، اگر چه ممکن است حقی با آن اتفاقا ثابت شود.

ادامه نوشته

ارتباط میان تقوا و لباس در چیست؟

اگر در به خاطر سپردن اطلاعاتی که به آن‌ها نیاز دارید درمانده شده باشید، یکی از روش‌هایی که روانشناسان پیشنهاد می‌کنند، استفاده از تداعی معانی است.

در اینجا می‌خواهیم ببینیم که قرآن چگونه میان تقوا و لباس زنجیره ذهنی ایجاد کرده است.

در ذهن هر کس کلمات و معنی‌ها به گونه ای گسترده با هم ارتباط دارند و از شنیدن یک کلمه فوراً ذهن ما متوجه کلمه دیگری که با آن کلمه مرتبط است، می‌شود که در اصطلاح روانشناسان به آن تداعی معانی گفته می‌شود.

طبیعی است که زنجیره ذهنی هر کس با دیگری فرق می‌کند اما در هر حال هر شخص می‌تواند بخشی از زنجیره ذهنی خود را به شکل آگاهانه طراحی کند. مثلاً با تکرار هم زمان دو کلمه مثل سیب و چنار ذهن ما این دو کلمه را با هم ارتباط می‌دهد و از شنیدن یکی به یاد دیگری می‌افتد.

ادامه نوشته

داستان ازدواج در قرآن

با کمی تأمل داستان بسیار زیبایی از یک ازدواج سالم را در قرآن کریم مشاهده خواهیم کرد که مطالعه آن می تواند برای زندگی همه جوانان و حتی بزرگترها راهگشا و الگو باشد.

سال ها از دوران زندگی او می گذشت و هر روز با شروع یك ماجرای بزرگ ، زندگی او با تحولی شگرف روبرو می شد، اما او با نیرو و قدرتی كه داشت ، هرگز در مبارزه با مشكلات ،میدان را خالی نمی كرد و با تلاش و استقامت به مبارزه با آنها می پرداخت.

هنوز متولد نشده بود كه در معرض خطری بزرگ قرار گرفت ، خطری كه به قیمت از دست دادن جان او و مادرش تمام می شد اما به خاطر دلائلی برای او اتفاقی نیفتاد .

هنوز چند روزی از تولد او نگذشته بود كه مجبور شد برای مدتی از مادر خود جدا شود :

(... فَإِذَا خِفْتِ عَلَیْهِ فَأَلْقِیهِ فِی الْیَمِّ وَلَا تَخَافِی وَلَا تَحْزَنِی إِنَّا رَادُّوهُ إِلَیْكِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِینَ : «... و چون بر او بیمناك شدى او را در نیل بینداز، و مترس و اندوه مدار كه ما او را به تو بازمى‏گردانیم و از [زمره‏] پیمبرانش قرار مى‏دهیم.»(القصص :7)

ادامه نوشته